تبليغاتX
خانواده مهندس ارنست - مهاجرت به استرالیا

خانواده مهندس ارنست - مهاجرت به استرالیا

تجربه های مهاجرت به استرالیا

همایش متخصصین ایرانی فناوری اطلاعات در سیدنی

در آخرین همایشی که حدود دو ماه پیش با متخصصین ایرانی فناوری اطلاعات در سیدنی (Syper) داشتیم قرار شد که همایش های بیشتری برگزار کنیم و برای هر همایشی موضوعی تعیین شود تا در خصوص آن موضوع به بحث و تبادل نظر بپردازیم و یا در صورت امکان سخنران مدعو در آن موضوع داشته باشیم. به این شکل این همایش ها برای دوستانی که مدت زیادی است در استرالیا هستند نیز ارزش افزوده ای فراتر از گسترش شبکه ارتباطات تخصصی شان خواهد داشت. 

برای همایش آتی که روز سه شنبه 17 ژانویه از ساعت 5:30 تا 8:30 عصر برگزار می گردد، (برای جزییات بیشتر اینجا را کلیک کنید) موضوع شروع کسب و کار یا تاسیس شرکت در استرالیا و مسایل مالی، قانونی و مالیاتی آن مورد بحث قرار خواهد گرفت. سخنران این جلسه آقای هادی رضادوست هستند که دارای فوق لیسانس حسابداری و سالها تجربه در امور حسابداری و مالیاتی دارند و افراد زیادی برای شروع کسب و کار در استرالیا تا کنون از کمک های تخصصی ایشان بهرده برده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 22:25  توسط مهندس ارنست  | 

سوپرماركت نیاوران در هورنزبی - Niavaran Supermarket in Hornsby

بعد از سالها انتظار يك سوپرماركت ايراني به اسم نياوران در منطقه هورنزبي افتتاح شد. (این هم صفحه فیس بوکش) اينجا يك سوپرماركت افغاني داشتيم كه خيلي نامرتب بود و خيلي رغبت نمي كرديم از اونجا خريد كنيم. معمولا اگه آخر هفته اي گذرمون به قصابي سمت هريس پارك يا بلكام هيلز مي افتاد از سوپر افغاني نزديك قصابي خريد مي كرديم كه اتفاقا هر دو اونها هم مديريتش يكيه. هم تميز و مرتب و هم خوش برخورد هستش . همچين با شوخي و خنده آدم رو راه مي اندازه و با پیشنهاد جنس های مختلف ترغیب می کنه که این رو هم بخر اسپشیال هسته! (به فتح ه و ت) كه وقتي بيرون مياييد مي بينيد كلي خريد كرديد كه اصلا تو برنامه تون هم نبوده، روحتون هم شاد شده. خلاصه ديگه يه طوري شده بود كه قصابي رو به خاطر سوپرماركت مي رفتيم.

چند وقت پيش گفتم يه سر برم اين سوپرماركت جديد نياوران برنج و قند و اين جور چيز ها بگيرم. داشت مي بست من هم بي خيال شدم رفتم يك سوپرماركت هندي پيدا كردم برنج رو خريدم. پریروز رفتم سوپرماركت نياوران براي اولين بار. انصافا خيلي تر و تميز و مرتب بود. كسي توش نبود، به فروشنده سلام دادم و اون هم گفت سلام بفرماييد و سرش انداخت به كار خودش. وسايلي كه مي خواستم رو برداشتم و برنج هم مي خواستم ولي ديدم چهار دلار گرانتر از هنديه داره ميده. موقع حساب كردن گفتم كه برنج هم مي خواستم ولي برنجت گرونه. من از هنديه اينقدر خريدم. برگشت گفت بريد از همون هنديه بگيريد! همينطوري خشكم زد و پشيمون شدم از همه چيزهاي ديگه اي كه خريده بودم! نتونستم بگم با اين رفتارت من ديگه اينجا نميام شايد مي گفت خوب نيا! بعدش خواست درست کنه گفت اون هندیه بقیه جنس هاش رو گرون می ده! من اصلا بهش نگفته بودم از کدوم هندیه خریده ام!!!

راستش قصدم ضد تبليغ نيست لیکن احساس کردم این تنها راه دادن فیدبک ناخواسته است! همون طور كه گفتم مغازه شيك و تر و تميز و مرتبي هستش و جنسش هم جوره، ولي از نظر رفتارشون با مشتری از دوستان هم تعريف بهتري نشنيده بودم. كسي كه ميره مغازه ايراني اولا دوست داره مغازه دار باهاش صحبت كنه، صم بكم نشينه اونجا. دوستاني كه قبلا از اينجا خريد كرده بودند مي گفتند كه از اين نظر راضي نبودند. یعنی احساس می کردند به اندازه کافی تحویل گرفته نشده اند. مشتری دوست داره احساس کنه وارد خاک وطنش شده، وقتي افغانيه مي گه این جنس رو اینقدر ارزونتر حساب می کنم چون همزبون هستید، بالاخره انتظار بیشتری از یک هموطن میره! خلاصه اینکه اگر با این دوستان رفیق هستید لطفا بهشون بگید که نزدیکی به محل زندگی ایرانیها لازم هست ولی کافی نیست. اگه به همین رفتارتون ادامه بدهید فقط مشتریهای بار اول از همه جا بی خبر رو جذب خواهید کرد و ملت بعد یک بار خرید دیگه میروند و پشت سرشون رو هم نگاه نمی کنند و شما هم در نهایت اعتقاد پیدا خواهید کرد که با ایرانیها نمی شه کار کرد! ایرانیها هموطن خودشون رو حمایت نمی کنند و ...، بدون اینکه یک نگاهی به استراتژیهاتون در نگهداری مشتری بکنید.

پی نوشت 1: همین سوپرمارکت نیاوران توی روزنامه ایرانی تبلیغ کرده و گفته که 99 دلار خرج کنید یک بسته زعفران نیم گرمی مجانی می دهد. خوب پسر خوب من که چهل دلار جنس داشتم می خریدم، چهل دلار هم که قیمت برنج بود، نمی تونستی بگی بیست دلار دیگه خرج کن یک زعفران هم بهت می دم!؟ 

پی نوشت 2: لطفا تجربه تون رو از خرید در اینجا به اشتراک بگذارید! شاید من زود قضاوت کرده باشم.

پی نوشت 3: یک رفتار خوب هم ازشون بگم. یک ماه بعد این پست, خانمم برای خرید به این سوپرمارکت رفته بود، به خاطر اینکه بچه بغلش بوده فروشنده پیشنهاد کمک برای بردن وسایل تا ماشین رو داده بود که جای تقدیر داره.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 15:52  توسط مهندس ارنست  | 

پایان کار گرین آیلند

بیشتر از دو سال هستش که خدمات گرین آیلند رو با علی عزیز شروع کردیم و در این مدت تلاش ما بر این بود که استاندارد مناسبی را در پاسخگویی به مراجعه کننده ها چه از نظر زمان و چه از نظر کیفیت خدمات نگه داریم. به قول استیو جابز علیه الرحمه گفته بودیم که هر وقت نتونیم از عهده انجام مسئولیت ها بربیاییم خودمان کنار می کشیم و الان وقتش رسیده. الان که سارینا سر ما رو شلوغ کرده و سورن سر علی اینها رو، حتی زمانی برای اینکه دو تا پست توی وبلاگ بدهم پیدا نمی کنم، اگرچه هنوز هم سعی می کردیم روی قولمان باشیم و پاسخ ایمیل های گرین آیلند را زیر 24 ساعت بدهیم.

یکی دو تا آمار بدهم از فعالیتی که انجام شد. در این مدت حدود 350 نفر با ما تماس گرفتند و پاسخ دریافت کردند، رد و بدل شدن حدود 1400 ایمیل در این مدت یعنی اینکه ما بطور متوسط هر روز یک ایمیل دریافت کرده و پاسخ داده ایم. در ماه های اخیر کاهش قابل توجهی در تعداد ایمیل ها داشتیم که یا به دلیل کاهش تعداد کسانی که ویزا دریافت می کنند بوده و یا به دلیل این بوده که با افزایش تعداد هموطنان تقریبا هر کسی یک دوست یا آشنای دور یا نزدیک در اینجا دارد که بتواند ازش کمک بگیرد. دلیل آن هر چه که باشد نتیجه یکی است، تعداد کسانی که به کمک ما نیاز دارند خیلی کم است و ما از این بابت خوشحالیم.الان دیگه با چند سال قبل فرق داره، گروه های تخصصی که بوجود آمده اند، خیل عظیم ایرانیانی که در منطقه هورنزبی ساکن شده اند، حس امنیت لازم رو به مهاجران جدید می دهد.

 از بعد تجاری قضیه نیز از همان ابتدا ما نرخ خدمات رو طوری قرار دادیم که از جیب خرج نکنیم، در واقع تجارتی در کار نبوده و بیشتر هدف دادن این دلگرمی به هموطنان بوده. همه ما روزهای اولی که آمدیم یادمان است که وقتی یک دلار خرج می کردیم برای ما به معنی 800 تومان بود، الان که بدتره، 1350 تومان، بنابراین کسی که از ایران میاد رو واقعا نمی شه خیلی شارژ کرد. اگرچه بعدا که میایند اینجا و می روند سر کار، دیگه سه دلار برای یک قهوه خیلی به چشم نمی آد! خلاصه کلام اینکه آنچه از گرین آیلند در عرض دو سال کسب کردیم در حد درآمد دو سه روز کار حرفه ایمان بوده است. باز هم می گویم چشمداشتی هم نداشتیم ، هدفی داشتیم که به نظرم بهش رسیدیم. ما به خاطر دوستان عزیزی که اینجا داشتیم، روزهای اول هیچ احساس غربتی نداشتیم و هدف از خدمات گرین آیلند این بود این امکان رو برای همه عزیزان مهاجر فراهم کنه. 

در اینجا جا داره از همسرم که کمک های فکری و حمایت هایش همراه مان بوده تشکر کنم. از علی و همسرش منیژه و دوستانی که در این مدت در ملبورن و بریزبین و پرت ما را یاری دادند صمیمانه تشکر کنیم. 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 22:22  توسط مهندس ارنست  | 

سومین همایش متخصصین ایرانی فناوری اطلاعات در سیدنی

همانطور که احتمالا از پست های قبلی می دانید یک گروهی در سایت Linkedin داریم بنام Syper که یک جورایی مخفف Sydney Persian IT Experts هستش. در حال حاضر 171 نفر عضو این گروه هستند و تلاش من بر این بوده که هر شش ماه یک بار یک همایشی داشته باشیم. محلی که برای همایش های قبلی داشتیم کافی شاپ بود و با توجه به حضور سی تا پنجاه نفر مدیریت آن در چنین محلی خیلی راحت نبود. این سری دنبال یک جایی بودیم که بشه دور هم صحبت کرد. یک جایی رو پیدا کردیم که باید برای رزرو محل پولی پرداخت می کردیم که خوشبختانه یکی از دوستان، آقای هادی رضا دوست که حسابدار و Tax Agent هستند با پرداخت این مبلغ در لیست حمایت کنندگان مالی سایپر قرار گرفتند. ایشان البته همیشه از کسب و کارهایی که توسط دوستان ایرانی راه اندازی شده حمایت کرده اند و این خصلت جزو شخصیت ایشون هست. من در اینجا ضمن تشکر از ایشان از شما می خواهم که در صورتی که کار حسابداری یا مالیاتی داشتید و نیاز به خدمات حرفه ای حسابداری داشتید از خدمات ایشان استفاده نمایید تا در آینده نیز چنین حمایت هایی رو از ایشان و افراد مشابه داشته باشیم. وب سایت ایشان http://www.hadiaccounting.com.au است.

همچنین جا دارد از هومن عزیز بابت زحماتی که برای یافتن محل کشیدند تشکر کنم. در این مدت که سر من شلوغ بود و سرگرم دختر کوچولومون بودیم هومن این مسئولیت رو تقبل کرد.

همایش روز سه شنبه 5 جولای 2011 از ساعت پنج و نیم تا هفت و نیم عصر خواهد بود. لطفا اگر آمدنی شدید در لینک زیر پاسخ دهید یک وقت دیدید یک تنقلاتی هم خواستیم آماده کنیم و نیز اگر این دفعه لینکدین یاری کنه برچسب اسامی چاپ کنیم.

با توجه به اینکه این سری یک جای ساکت داریم برنامه به اشتراک گذاری تجربیات کاریابی رو خواهیم داشت. لطفا اگر تجربه ای دارید که می خواهید با دیگران قسمت کنید قبلا من را در جریان بگذارید تا زمان مناسب برای آن اختصاص دهیم.

از دوستان وبلاگ نویسی که سری قبل هم همکاری کردند برای اطلاع رسانی تشکر مجدد کرده و می خواهم که اگر زحمت نباشه این سری هم لطفشون رو شامل حال این ملت بکنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 0:47  توسط مهندس ارنست  | 

فلونه

غیبتم طولانی شد، ولی اگه دلیلش رو بگم حتما حق می دهید. می گویندکه در دوره شاه عباس (یا یک شاه دیگه؟) شبی از شب ها ی ماه رمضان توپچی از در کردنِ توپ سحر خوداری کرد. امیر توپ خانه او را احضار نمود و با خشم از او پرسید: « چرا توپ در نکردی؟ » توپچی با خونسردی پاسخ داد: « قربان ، به هزار و یک دلیل ، اولش آن که باروت نداشتم دوم.........» امیر توپ خانه حرفش را قطع کرد و گفت : « دلایل دیگر لازم نیست ! » 

خلاصه اینکه من باروت داشتم ولی وقتش رو نداشتم. 

یکی اینکه فلونه تشریف فرما شدند. این هم عکسش:

دوم اینکه من یک سالی هستش که شروع به درس خواندن هم کرده ام. چون در یک شرکت مالی اعتباری کار می کنم برای اینکه دانش مالی ام رو بالا ببرم Master of Applied Finance شروع کرده ام. همزمان با کار خیلی اسان نیست درس خوندن، کل آخر هفته ها رو به خودش اختصاص می ده. حالا در این خصوص بیشتر در یک پست دیگه توضیح می دهم. 

تا دخترم فعلا به کار خور و خواب و یک کارهای دیگه مشغوله من شاید یک مقدار وقت کنم یکی دو تا پست بدهم. ما اینجا دو هفته مرخصی پدرانه هم داریم که الان یک هفته از ان رو بدر کرده ام.

شاد باشید

پی نوشت: ظاهرا دوستان سنشون به کارتون خانواده دکتر ارنست قد نمی ده یا یادشون نمیاد اسم دختر کوچولوشون فلونه بوده! ما اسم دخترمون رو سارینا گذاشتیم. فلونه اسم مستعار دخترمون در این وبلاگ هستش :دی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 20:10  توسط مهندس ارنست  | 

همایش

از همه کسانی که به دومین همایش آی تی کاران ایرانی در سیدنی آمدند تشکر می کنم و امیدوارم که این روحیه را حفظ کنند. یک نظرسنجی هم آماده کرده و در لینکدین گذاشته ام به زودی برای اعضا می فرستم و پس از اینکه ملت تکمیلش کردند نتایج رو اعلام می کنم

دوست عزیزم ایمان افتخاری که هنوز از نزدیک زیارتشون نکرده ام ولی دورادور ارادت دارم در ملبورن برنامه مشابهی را برای آی تی کاران ایرانی برای فردا پنج شنبه سوم فوریه ترتیب داده اند که این لینکش است. اگر در ملبورن تشریف دارید و آی تی کار هم هستید از طریق این لینک اعلام آمادگی کنید و بروید:

http://events.linkedin.com/Iranian-Professionals-Australia-3rd/pub/545541

گروهی که ایشان در لینکدین درست کرده اند نیز این است:

http://www.linkedin.com/groups?about=&gid=3283890



+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 22:6  توسط مهندس ارنست  | 

دومین همایش متخصصین آی تی ایرانی مقیم سیدنی (Syper)

پارسال در ماه جون یک قراری گذاشتم برای آی تی کارهای ایرانی مقیم سیدنی تحت عنوان گروه سایپر (Syper) که مخفف Sydney Persian IT Experts هستش و در LinkedIn در حال حاضر 113 نفر عضو داره. امسال نیز مجددا همایشی گذاشته ایم برای 28 ژانویه 2011 که من اطلاعات لازم را برای اعضای گروه فرستاده ام و در صورتیکه اطلاع نداشتید می توانید این لینک را مشاهده نمایید و درصورتیکه قصد شرکت در این همایش را دارید همانجا پاسخ دهید تا هماهنگی لازم برای محل انجام گیرد. تا الان 28 نفر اعلام کرده اند در همایش شرکت خواهند داشت بنابراین برگزاری این همایش قطعی است.

در این پست قصد داشتم در خصوص فعالیتهایی که می توانیم در این گروه انجام دهیم نکاتی را ذکر کنم و اگر شما نیز پیشنهادی برای استفاده بهتر از این گروه و همایش ها دارید لطفا دریغ نکنید. اهدافی که از نظر من در این گروه می توانیم برسیم به این شرح است:

1. اطلاع رسانی در خصوص رویداد های تخصصی. اگر دوستان از جلسات و سمینارهایی که اطلاع از آن می تواند برای دوستان فعال در زمینه آی تی مفید باشد اطلاع دارند لطفا آن خبر و لینک های مربوطه را در گروه به اشتراک بگذارند. مثل این کمپ دو روزه برنامه نویسی وب مایکروسافت که در ماه فوریه برگزار می گردد.

2. اطلاع رسانی در خصوص موقعیت های شغلی: اگر شرکتی که در آن کار می کنید در حال استخدام نیروی آی تی است لطفا در گروه آن را به اشتراک بگذارید. این اطلاع برای دوستانی که دنبال کار هستند خصوصا دوستانی که تازه وارد استرالیا شده اند بسیار مفید است. شاید این امکان برای همه وجود نداشته باشد که بعنوان معرف باشند برای کسی که از نظر فنی و اخلاقی شناختی ندارند لیکن برای کسی که تازه وارد استرالیا می شود دادن یک امکان مصاحبه نیز کفایت می کند. 

3. کمک به تازه وارد ها. در گروه یک فراخوان برای کمک به تازه واردها زده ام که در این آدرس مشاهده می کنید. لطفا اگر کمکی می توانید بکنید در این محل اعلام آمادگی کنید و اگر کمکی نیاز دارید با کسانی که اعلام آمادگی کرده اند تماس برقرار کنید.

4. اطلاع رسانی های دیگر: معرفی مراجع فنی، و یا هر گونه اطلاعات مفید مناسب برای دوستان آی تی کار مقیم سیدنی می تواند در این گروه انجام گیرد.

5. همایش ها: هدف این همایش ها آشنا شدن بیشتر با کسانی است که در سیدنی در حرفه آی تی مشغول به کار هستند. این آشنایی ها احتمال اینکه در موقع نیاز بتوانید کمکی بکنید و یا کمکی دریافت کنید را بالا می برد. این هدف اصلی همایش ها از نظر من است. لطفا اگر پیشنهادی دارید اعلام کنید.

دوستانی که وبلاگی دارند و یا کسانی را می شناسند که ممکن است به این همایش علاقمند باشند لطفا در اطلاع رسانی کمک کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم بهمن 1389ساعت 15:50  توسط مهندس ارنست  | 

غرق شدن قایق حامل پناهجویان ایرانی

صبح امروز در نزدیکی کریسمس آیلند قایقی حامل حدود 80 نفر پناهجوی ایرانی و عراقی به صخره ها برخورد کرد و غرق شد. طبق آمار رسمی 28 نفر کشته شده اند که احتمال دارد تعداد تلفات تا پنجاه نفر نیز افزایش پیدا کند. کریسمس آیلند جزیره ای است در شمال غربی استرالیا با فاصله بسیار زیاد از استرالیا و فاصله کمتر به اندونزی که به همین دلیل نیز عموما مورد توجه قاچاقچیان انسان است که با زندگی مردم بازی می کنند و مردم از همه جا رانده شده را با قایق ماهیگیری از مسافتی حدود 360 کیلومتر به این جزیره می آورند. دولت استرالیا نیز از مرزهای این جزیره حفاظت کرده و به قایق ها اجازه پیاده کردن مسافران را نمی دهد و موجب بوجود آمدن چنین فجایعی می شود. با این وجود دولت استرالیا اعلام کرده است که تغییری در قوانین خود در خصوص پناهجویان نخواهد داد. بیش از 4 هزار نفر سال گذشته به این روش وارد استرالیا شده اند و دولت کوین راد به دلیل این مسئله توسط حزب مقابل مورد انتقاد بود.

ببخشید بعد از این غیبت طولانی با خبر مرگ برگشتم، ولی واقعا این حادثه ناگوار رو لازم دیدم بنویسم یک موقع به سر کسی نزنه از روش های غیر قانونی پاشه بیاد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت 19:39  توسط مهندس ارنست  | 

نمایشگاه آثار تجسمی در کنار دریا 2010

نمایشگاه آثار تجسمی در کنار دریا امسال از امروز 28 اکتبر 2010 تا 14 نوامبر در مسیر ساحل Bondi تا Tamaramaبرقرار است. این هم وب سایتش (http://sculpturebythesea.com). پارسال هم این پست رو داده بودم. با توجه به اینکه الان هوای سیدنی بسیار بهاری است، لذت قدم زدن در این مسیر زیبا به همراه یک مقدار هنر را از دست ندهید.

ضمنا این شنبه (30 اکتبر 2010) داود آزاد در سیدنی کنسرت دارد. بلیط های آن در سوپرمارکت های ایرانی قابل تهیه است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 20:2  توسط مهندس ارنست  | 

آخر هفته طولانی!

این هفته یک روز تعطیلی داریم و به قول معروف Long Weekend است، دوشنبه تعطیلی روز کارگر (Labour day) هستش. این چند روز برنامه های مختلفی هست که سرگرم شوید. یکیش فستیوال رقص امریکای لاتین هست بنام Fiesta در دارلینگ هاربر، جمعه شب و کل سه روز آخر هفته (1 تا 4 اکتبر) این فستیوال برقرار است. برای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه نمایید.

این سه روز در Manly نیز فستیوال جاز هست ، یک سر هم اونجا بزنید. این هم لینکش.

اگر هم کنبرا رفتید یک سری به باغ Cockington Green Gardens هم بزنید. یک باغی است که ماکت جاذبه های توریستی جاهای مختلف دنیا رو داره، ماکت تخت جمشید هم هست. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 23:38  توسط مهندس ارنست  | 

نمایشگاه گل Floriade در کانبرا

از دیروز یازده سپتامبر 2010 نمایشگاه گل Floriade در پارک Commonwealth در کانبرا شروع شده و تا 10 اکتبر ادامه خواهد داشت. اگر تا حالا کانبرا نرفته اید فرصت خوبی است برای اینکه یک سری بزنید. شهر زیبایی است و متفاوت با سیدنی. کسانی که در سیدنی زندگی می کنند و وسیله دارند می تونند یک روزه بروند و برگردند. ما پارسال رفتیم و یاد جشن لاله های گچسر رو گرامی داشتیم! برای اطلاعات بیشتر به سایت Floriade مراجعه نمایید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 16:23  توسط مهندس ارنست  | 

موسسات و امور خیریه در استرالیا

دیروز روز Jeans for Genes بود و بیشتر شرکت هایی که پوشش مجازشان (منظورم Dress Code است، مترجم گوگل حجاب ترجمه می کند) رسمی است دیروز اجازه می دادند که جین بپوشید به شرط اینکه به موسسه خیریه که بانی این حرکت است کمک کنید. این موسسه خیریه این مبالغ را صرف تحقیقات پزشکی در زمینه پزشکی می نماید. به گفته سایت این موسسه از هر بیست نوزاد یکی از آنها با مشکل ژنتیکی متولد می گردد. پارسال هم برای آتش سوزی ایالت ویکتوریا توی شرکتمون می خواستند کمک جمع آوری کنند یک روز رو اعلام کردند که می تونید در عوض کمکی که می کنید جین بپوشید! 

یک موسسه ای اینجا هست بنام Movember که البته در سطح جهانی فعالیت می کند. هدف اصلی این موسسه خیریه جلب کردن توجه مردم به بیماریهای خاص مردان ( بالاخص سرطان پروستات) و تلاش در جهت تحقیقات پزشکی در این زمینه و اقداماتی جهت کاهش اثرات این بیماریهاست. روشی که این موسسه برای جمع آوری کمک استفاده می کند تشویق مردان برای سبیل گذاشتن (که معمولا نوع چخماقی آن طرفدار زیاد دارد!) از ابتدا تا انتهای ماه نوامبر هر سال است. و در شرکت ما پارسال کسانی که سبیل گذاشته بودند اومدند و کمک های ملت رو جمع کردند. یک سری همایش ها هم در آخر نوامبر می گذارند که بیشتر به این قضیه حالت سرگرمی بدهند. مطابق اعلام سایت این موسسه حدود 60 میلیون دلار در عرض شش سال در کل دنیا جمع آوری گردیده است.

نکته ای که از نظر من جالب است تفاوتی است که بین امور خیریه اینجا و ایران وجود دارد. یک جورایی موسسات خیریه شون هم تخصصی تر هستند و هم کمک کردن رو هم تبدیل به یک سرگرمی می کنند. توی ایران غیر از کمیته امداد که برای برای خودش غول اقتصادی شده موسسات خیریه بزرگ که در سطح کشور شناخته شده باشند خیلی کمند و شاید بتوان موسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (محک) و آسایشگاه کهریزک رو نام برد که بیشتر با به رحم آوردن دل مردم نسبت به جمع اوری کمک اقدام می کنند. برنامه هایی مثل بیایید شادیهایمان را قسمت کنیم هم یک جورایی باز تو همین مایه هاست.

خوب است بدانید در استرالیا کمک هایی که به خیریه (Charity) می کنید را می توانید برای برگشت مالیاتی استفاده کنید و به این ترتیب اگر قسمت بالای حقوقتان مثلا شامل 38 درصد مالیات می شود، 38 درصد کمکی که کرده اید برمی گردد!

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 19:29  توسط مهندس ارنست  | 

نمایشگاه هنری دو سالانه سیدنی

هفدهمین نمایشگاه هنری دو سالانه سیدنی (Biennale of Sydney) در موزه هنرهای معاصر سیدنی (Museum of Contemporary Art) و جزیره کاکاتو (Cockatoo Island) و یک سری جاهای دیگه سیدنی از 12 می شروع شده و تا اول آگوست ادامه دارد. این نمایشگاه شامل هنرهای تجسمی، ویدیو، نقاشی و ... می باشد. فری رایگان برای رفتن به جزیره کاکاتو در طول مدت برگزاری نمایشگاه برقرار است. شاید برقراری ارتباط با یک سری از کارهای هنری راحت نباشد، به نظر من ارزشش رو داره حداقل به همین بهانه هم که شده یک سر به جزیره کاکاتو بزنید. این جزیره بسیار کوچک قدیم ها (از 1839) بعنوان زندان استفاده می شده و بعد ها بمدت 50 سال کارگاه کشتی سازی در آن برقرار بوده است و محیط کاملا صنعتی دارد. دالان هایی که داخل سنگ کنده شده و بعنوان سیلو استفاده می شده را نیز حتما بازدید نمایید. همچنین تعدادی از اثار هنری از یک خانم ایرانی الاصل مقیم لندن بنام شیرازه هوشیاری نیز در این نمایشگاه موجود می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 19:59  توسط مهندس ارنست  | 

اولین زن نخست وزیر در تاریخ استرالیا امروز به قدرت رسید.

کوین راد که در یکی دو ماه اخیر بدلیل چالش هایی که از طرف رهبر حزب لیبرال تونی ابوت برایش ایجاد شده بود و به خاطر کارهایی که در زمان انتخابات قولش را داده و نتوانسته عملی کنه، محبوبیتش به شدت کاهش پیدا کرده بود و به نظر می رسید که در انتخابات اکتبر امسال موجب شکست حزب کارگر شود، توسط معاونش، خانم جولیا گیلارد 48 ساله، متولد ولز (بریتانیا) و بزرگ شده استرالیا به چالش کشیده شد و استعفا داد و خانم گیلارد رهبر حزب کارگر و اولین نخست وزیر زن تاریخ استرالیا شد. عمو کوین در کنفرانس خبری در حالیکه کارهایی را که انجام داده لیست می کرد و به آنها افتخار می کرد اشکش هم یک جاهایی دراومد. به نظر می رسه خانم گیلارد بهتر بتونه با تونی ابوت کل کل کنه و شاید بتونه حزب کارگر رو در انتخابات ماه اکتبر نجات بده.


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 23:36  توسط مهندس ارنست  | 

اولین گردهمایی گروه آی تی کاران ایرانی مقیم سیدنی Syper

شش ماه پیش یک گروهی رو در Linked In ایجاد کردم برای IT کارهای ایرانی مقیم سیدنی که در این پست اطلاع رسانی کردم. قدم بعدی این هستش که یک گردهمایی بگذاریم که دوستان متخصص IT همدیگر رو بشناسند و شاید هم به کار همدیگه بیایند یا به اصطلاح Networking کنند. این حرکت اگر موفق باشه اینطور گردهمایی ها می تونه محلی باشه برای کمک به دوستانی که جدیدا به استرالیا اومده اند و مهمترین دغدغه شون پیدا کردن کار هستش. این کمک می تونه کمک فکری و یا نظر دادن در مورد نوشتن رزومه و یا اطلاع رسانی در خصوص جاهایی که در حال حاضر استخدام می کنند و یا معرفی کردن به محل کار خودشان و ... . برای دوستانی که مدت زیادی است اینجا هستند نیز فرصتی است برای گسترش Network شان.

این لینک Event ی است که در سایت Linked In ایجاد کرده ام. قرار ما پنجشنبه 17 جون 2010 ساعت 6 عصر در Starbucks Coffe حوالی Circular Quay (انتهای Pitt St) است. لطفا اگر به این گروه ملحق می شوید از طریق همین لینک اطلاع دهید. ایده ای هم اگر دارید برای ساخت بخشیدن بهتر به زمان لطفا دریغ نکنید. ایده ما فعلا اینه که آشنا شویم و قهوه بخوریم و صحبت کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 19:31  توسط مهندس ارنست  | 

فستیوال Vivid Sydney

فستیوال Vivid Sydney از 27 می شروع شده و تا 21 جون ادامه دارد. در واقع فستیوال نور و موسیقی هستش و در این مدت هر شب از ساعت 5.30 به بعد روی اپرا هاوس و ساختمانهای قدیمی شهر (که عمدتا در خیابان Mcquarie از هاید پارک تا اپراهاوس واقع شده اند) با پروژکتور تصاویر مختلفی می اندازند که عکس های بسیار خوبی می شه گرفت. بد نیست فرصت داشتید یک قدمی اون طرف ها بزنید. اطلاعات بیشتر رو از این سایت بگیرید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 22:8  توسط مهندس ارنست  | 

روابط ایرانیان استرالیا / سیدنی

راستش تعمیم دادن بدون سند و مدرک رو منطقی نمی دونم ولی بر اساس آنچه که در سایر وبلاگها خوانده ام شاید بشه حتی به ایرانیهای خارج نشین هم تعمیم داد. به هر حال عنوان شاید خیلی مهم نباشه و من هم روش تاکید ندارم.

با توجه به گسترش مهاجرت ایرانی ها از طریق ویزای مهارتی به نظر می رسد بیشتر این افراد بتوانند به راحتی باهم ارتباط برقرار نمایند چون در یک محدوده سنی هستند، عمدتا از قشر متوسط جامعه هستند، از نظر مالی هم در سطح متوسط بوده و خیلی هنر کرده باشند یک آپارتمان در ایران دارند و از نظر سطح تحصیلات تقریبا یکسان و عمدتا در رشته های مهندسی هستند ولی متاسفانه باید گفت که این موارد اگرچه در روزهای اول برای برقراری ارتباط کمک می کند آفت های زیادی وجود دارند که مانع ادامه این روابط می شوند و در موارد متعددی بصورت مستقیم یا غیر مستقیم شاهد از هم پاشیدن روابط بوده ایم. در این پست من سعی دارم این آفت ها رو از دیدگاه خودم بررسی کنم و امیدوارم که این افرادی که به نوعی برگزیدگان جامعه ما هستند بتوانند با توجه ویژه به این آفت ها از اتفاقات و برخورد های ناخوشایند جلوگیری نمایند:

1. ایرانی بودن به عنوان نقطه مشترک ارتباط

آدمها نیاز به صحبت کردن دارند، وقتی قدم به خاک غربت می گذارید و نمی توانید به صورت موثر با ناهمزبانان ارتباط برقرار کنید دیدن یک هموطن کلی روحیه بهتون می ده، و همینه که هر کسی رو که می بینید قیافه اش به ایرانی می خوره، سریع باهاش ارتباط برقرار می کنید و خیلی سریع هم این رابطه رو عمیقش می کنید. دعوت برای شام و ناهار و دعوت متقابل و دور هم جمع شدن ها در پارک و ... . در ماه های اول خیلی خوبه، به مدد وجود هموطنان احساس دلتنگی زیادی هم ندارید و همه چی آرومه! که کم کم متوجه می شوید که اخلاق و رفتارتان همدیگر رو اذیت می کنه، راه پس و پیش هم ندارید، ظاهر رو نگه می دارید ولی در باطن نمی تونید تحمل کنید و یک جایی مشکل می زنه بیرون و رابطه به هم می خوره.

دلیل اصلی ناموفق بودن ارتباط اینه که نقطه مشترکی غیر از ایرانی بودن ندارید، اگر تو ایران بودید ارتباط با چنین کسانی رو در حد سلام و علیک نگه می داشتید و وارد جمع خانوادگی تون نمی کردید. 

2. دخالت در کار دیگران و عدم رعایت فاصله مجاز

انسانها بدلیل ضعف های خود از صمیمیت می ترسند، شما به هر کسی اجازه نمی دهید بیشتر از حدی که برایش قائل شده اید جلو بیاید و به ضعف های شما پی ببرد. متاسفانه ما ایرانی ها در مقایسه با غربی ها خیلی کار به کار همدیگه داریم، خیلی دوست داریم سر از کار دیگران در بیاریم و یک جاهایی بیشتر از حد مجاز جلو می ریم. کسانی که مهاجرت کرده اند هم یکی از دلیل هاشون اینه که از احساس خفقانی که در ایران داشتند خلاصی پیدا کنند. اینجا با این رفتارهایی که ماها می کنیم احساس می کنند که دارند پاییده می شوند. خوب یک جایی می زنند زیر همه چی و از خیر این ارتباط می گذرند. نمونه خیلی بارز این مشکل در بحث لباس پوشیدن خانم ها پیش می آید، برای یک خانمی که از ایران اومده و در انتخاب لباس های راحت تر تکلیفش با خودش هم مشخص نیست تحمل بار سنگین نگاه ها و بعضا طعنه های هموطنان کار آسانی نیست. 

3. غیبت و تمسخر دیگران

نیازی به توضیح بیشتر نیست، یک تفریح ناسالم است که متاسفانه دوستان این ویژگی ناخوب رو نیز به همراه خود میارند این ور دنیا. نمی گم غیر ایرانی ها این کار رو نمی کنند، حداقل به خاطر دیدگاهی که همینطوری بین ایرانیها رایج است احساس بر این است که غیر ایرانی ها کمتر از این کارها می کنند. در ارتباط با غیر ایرانی ها حداقل در ظاهر شما متوجه چنین مسئله ناخوشایندی نمی شوید، نمی دونم شاید بعدا زبان انگلیسی مان خوب شه بفهمیم که همون قضیه اینجا هم هست. به هر حال فرقی در اصل مسئله نمی کند و آن اینست که غیبت و حرف زدن پشت سر دیگران از آفت های اصلی ارتباط بین ایرانیهای مهاجر است و خیلی ها هم به همین دلیل از هموطنان خود گریزانند.

4. سوء ظن به دیگران

حرف کوچکی که به یکی زده اید از یکی دیگه می شنوید و اطمینان حاصل می کنید که اونها در اوقات فراغتشون در مورد شما حرف می زنند! این قضیه به همراه یک مقدار تخیل امان از شما می برد و کم کم رابطه ای که قرار بود جایگزین دوری از وطن باشد تبدیل به یک واقعیت عذاب آور می شود.

5. کلاس

یک بیماری بسیار شایع در بین ایرانیان مهاجر سندرم کلاس است. این بیماری بسیار مسری است و به محض اینکه یکی شروع می کنه به کلاس گذاشتن بقیه افراد نیز (نه همه) شروع می کنند. این بیماری با زگیل نیز رابطه مستقیم دارد و بعضی ها با دیدن کلاس گذاشتن دیگران زگیل در می آورند. علائم زیر نشان دهنده ابتلا به سندرم کلاس می باشد:

الف - استفاده زیاد از کلمات انگلیسی در هنگام تکلم به زبان فارسی

بعضی ها از هواپیما پیاده نشده زبان انگلیسی شون شکوفا می شه، Ticket ترن می خرند، یک کاری انجام دادند نشد یک بار دیگه Try می کنند و خونه Rent  می کنند و سوار Lift می شوند و ... . مرحله پیشرفته ترش That's it و جمله های کوتاه است. مرحله حادش هم اینه که می فرماید با خودم گفتم Oh my god. that's gonna kill us یعنی این که ما با خودمون هم انگلیسی فکر می کنیم. البته وقتی می بینید طرف چه زوری می زنه تا یک جمله انگلیسی جور کنه می فهمید که چنین چیزی واقعیت نداره و ایشان فقط دچار بیماری فوق الذکر هستند. این وسط حواستون به اونهایی که با شنیدن این حرف ها دارند زگیل در میارند هم باشه.

ب - فخر فروشی به خاطر ثروت

ما خونه مون جردن، نیاوران، فرمانیه ... بوده، کت و شلوار زیر میلیون نمی خریدیم. از این صحبت ها. شما هم تعجب می کنید که این صحبت ها توسط کسی که به طور مشخص در سطح اجتماعی متوسطی بوده مثل خودمان و بقیه دور و بریهایمان بوده است مطرح شود؟ اصلا شما وضعتون خوب بوده، که چی؟ جای افتخار داره؟ 

ج - غرب زدگی (برای استرالیا می شه شرق زدگی)

بعضی از مهاجرین عزیز نیز کلاس را در این می دانند که بگویند همه چیز ایران اخ بوده و همه چیز اینجا خوبه! می گویند ایران هم جا بود، خراب شه الهی! اون از وضع خیابونهاش، اون از وضع .... یکی نیست بهشون بگه بابا جان آخه چاله چوله های خیابان های سیدنی بیشتر از تهران نباشه کمتر نیست! حداقل یک مثال دیگه بزن. بعضی از دوستان نیز نقل و نباتشون اینه که هی بگند ایرانیها اینطوریند ایرانیها اون طوریند، یکی هم نیست که بهشون بگه ببخشید شما از کجا تشریف آورده اید؟ یا فقط استثنائش شما هستید. بیشتر کسانی که مهاجرت کرده اند هنوز یک حب وطنی در دل دارند، خوب این حرف ها رو می شنوند احساس می کنند دارید بهشون توهین می کنید دیگه!

د - به رسمیت نشناختن حضور یک نفر دیگر در جمع

یک حالت دیگر هم قضاوت در مورد دیگران در برخورد اول و به رسمیت نشناختن او در جمع است. ممکن است حتی خودتان بنده خدا رو دعوتش کرده باشید ولی یک طوری سر و سنگین باهاش برخورد کنید که طرف دیگه دور و بر شما پیداش نشه. البته این احساس ممکنه واقعی نباشه و شما ممکنه واقعا قصد ضایع کردن یا نادیده گرفتن ایشان را نداشته باشید. به هر حال رابطه پیچیده می شه. سری بعد هم طرف مقابل سر و سنگین می شه و ممکنه در نهایت رابطه از هم بپاشه.

این بیماری علائم دیگری نیز دارد که در این مقال نمی گنجد.

این پست خیلی طولانی شد، هدفم از مطرح کردن این قضیه این نبود که رو منبر رفته باشم و بگم ایرانیها اینطوریند! و من مستثنا هستم، اتفاقا معتقد هستم اگر شما یک مسئله ای رو در دیگران خوب تشخیص می دهید بدانید که شما خودتان به احتمال قوی همان مسئله را دارید. حتی اگر لحن صحبتم نشون نمی ده اینها رو من خودم هم نیز دارم.  به هر حال اینها آفت های ارتباط بین هموطنان مهاجر ما هستند و این موارد بر اساس تجربه خودم و دوستان می باشد. به نظرم توجه قدم اول برای اصلاح است. امیدوارم که فقط تونسته باشم توجهتون رو به این قضیه بسیار مهم جلب کرده باشم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 19:48  توسط مهندس ارنست  | 

ایرانیان استرالیا / سیدنی

طبق آمار سال 2006 تعداد ایرانیان (متولد ایران) مقیم استرالیا 22550 نفر و با در نظر گرفتن متولدین استرالیا و دورگه ها 23570 نفر بوده است که 50.6 درصد آنها ساکن سیدنی، 18.3 درصد ساکن ملبورن، 9.4 درصد ساکن پرث، 7.6 درصد ساکن آدلاید و 5.4 درصد ساکن بریزبین بوده اند. طبق همین آمار 32 درصد مسلمان، 25 درصد بهایی، 20 درصد مسیحی،  10 درصد بی دین و بقیه در ادیان دیگر بوده و یا اظهار ننموده اند. (مرجع اینجا و اینجا)

ایرانیهای استرالیا رو به دو بخش قدیمی و جدید می شه تقسیم بندی کرد. قدیمی تر ها عمدتا از طریق پناهندگی مهاجرت نموده اند. بر اساس آمار سال 2007-2008 تعداد 302 نفر ایرانی ویزای بشردوستانه (پناهندگی) گرفته اند(مرجع). همچنان که از ادیان ایرانیهای مقیم استرالیا بر می آید یک چهارم ایرانیهای استرالیا را هموطنان بهایی مان تشکیل می دهند و تا جاییکه من اطلاع دارم بهایی ها در مقایسه با سایر جمع ها (کامیونیتی های) ایرانیها اتحاد بهتری باهم دارند. بهایی ها در سیدنی یک معبد بسیار بزرگ دارند که در  Mona Vale Road قرار دارد. (لینک)

یک سری از قدیمیها نیز با پناهندگی های سیاسی به استرالیا مهاجرت نموده اند که بر اساس شنیده ها عمدتا کردها هستند. بعضی از این هموطنان هنوز هم فعالیت سیاسی انجام می دهند و حتی نسبت به برقراری کنسولگری ایران در سیدنی و حتی برنامه هایی که توسط سفارت ایران در استرالیا مخالف و بدبین هستند و معتقدند سفارت ایران کار جاسوسی انجام می دهد. (اینجا رو ببینید) شاید هم واقعا هست! (اینجا رو ببینید). قرار نبود بحث سیاسی کنیم، علاقه ای هم نداریم. ایرانیهای قدیمی تر در سیدنی عمدتا در مناطق پاراماتا و اوبرن ساکن هستند. اوبرن جو خاورمیانه ای دارد و عرب و ترک زیاد دارد و خانم های محجبه به وفور در این منطقه دیده می شوند. بیشتر رستوران ها و فروشگاه های ایرانی نیز در این منطقه هستند. 

ایرانیهای جدیدتر که عمدتا از طریق ویزای مهارتی (Skilled) و ویزای دانشجویی وارد استرالیا می شوند. تعدادی نیز در سالهای گذشته با ویزای Working Holiday آمده و اینجا ماندگار شده اند. بنابراین عمده مهاجران ایرانی جدیدتر را قشر جوان تشکیل می دهند. بر اساس آمار سال 2008-2009 تعداد 1400 نفر مهاجر ایرانی ویزای مهارتی دریافت نموده اند (مرجع). این قشر از مهاجرین ایرانی به نسبت شرایط بهتری داشته و پس از مشغول شدن در کار مورد نظر خود زندگی نسبتا آرامی را تجربه می نمایند. عمدتا به دلیل تفاوت سطح تحصیلات و دیدگاه ها و سن با مهاجرین قدیمی تر رابطه زیادی برقرار نمی کنند و در مناطق متفاوتی نیز زندگی می کنند. در سیدنی مناطق Hornsby و Ryde پذیرای تعداد زیادی از مهاجرین جدید ایرانی است. 

پست بعدی در خصوص رابطه متقابل مهاجران ایرانی جدید خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 23:23  توسط مهندس ارنست  | 

خواندنی های مناسب برای دوران بارداری!

یک کتابی هست بسیار مفید برای خانم های باردار بنام Having a baby. این کتاب توسط دپارتمان بهداشت نیو ساوث ولز ( NSW Department of Health ) تهیه شده و معمولا زمانی که یک خانم باردار تشکیل پرونده می دهد برایش ارسال می کنند. نسخه Pdf آن را می توانید از اینجا دانلود کنید. یک کتابچه خلاصه هم در همین خصوص هست که از اینجا قابل دریافت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:14  توسط مهندس ارنست  | 

امارات بد اتحاد خوب

برای پرواز از تهران به سیدنی و برعکس انتخاب های متعددی وجود دارد. هواپیمایی امارات (از طریق دوبی) ، الاتحاد (از طریق ابوظبی)، قطر (از طریق دوحه) و ایران ایر (از طریق مالزی) از جمله این انتخاب ها هستند. پرواز از طریق مالزی ارزان تر در میاید لیکن بدلیل اینکه هر دو پرواز مال یک شرکت نیست در صورت تاخیر پرواز اولی، ممکن است دردسر ایجاد شود و علاوه بر اون از جان خود که سیر نشده اید! هواپیمایی قطر نیز به نظرم قیمتش بالاتر در میاد و پروازهاش کمتره، کسی رو هم سراغ ندارم تجربه اش کرده باشه. بنابراین بهترین گزینه ها الاتحاد و امارات هستند و تعداد پروازهایشان در طول یک هفته نیز زیاد است.

هواپیمایی امارات معمولا یک مقدار گران تر است، البته برای سیدنی به تهران بعضا بدلیل تخفیف هایی که قائل می شود ارزان تر از الاتحاد در میاید. هواپیمایی الاتحاد خیلی قیمت هایش را دست نمی زند. در کل ما تا جایی که می دونستیم و تعریفی که می شنیدیم مردم برای هواپیمایی امارات کلاس خاصی قائل بودند. ما پرواز اولی که از ایران آمدیم با الاتحاد بود و بسیار راضی بودیم این سری گفتیم با امارات بریم ببینیم چه تفاوتی داره. موقع Check in که به وزن بار که سه کیلویی بالاتر بود (سی کیلو بار مجاز بود ما سی و سه کیلو داشتیم) گفتند که کیلویی 50 دلار اضافه بارتون می شه و مجبور شدیم مقدار اضافه رو خالی کنیم. به یک کیلو هم رحم نمی کردند در ایران یک کیلو اضافه بود گفتند خالی کنید. 

در خصوص فضای بین صندلی ها هم بطور مشخص هواپیمای الاتحاد راحت تر بود و فاصله بیشتری در مقایسه با امارات بین صندلی ها وجود داشت. از نظر برخورد مهماندارها نیز به نظر من الاتحاد بهتر بود و مهمتر از همه اینها این که در هواپیمایی الاتحاد راه به راه خوردنی و نوشیدنی می آوردند و از این نظر کم نمی گذاشتند. میوه هم در پشت هواپیما روی سبد گذاشته بودند می تونستید هر وقت خواستید بروید و بردارید. به هر حال در یک پرواز 14.5 ساعته (دوبی/ابوظبی به سیدنی) چنین پذیرایی لازم است. ولی در هواپیمایی امارات یک صبحانه در ابتدا و یک ناهار در آخر پرواز دادند و یک خوردنی سبک در وسط پرواز. یعنی بین هر دو پذیرایی 5 تا 6 ساعت فاصله می افتاد. خلاصه اینکه علیرغم اینکه ما یک وعده دیگه هم درخواست کردیم و یک خوردنی سبک دادند باز هم گرسنکی کشیدیم. پیشنهاد می کنیم اگر با هواپیمایی امارات عازم هستید یک مقدار نون و پنیر هم با خود بردارید. 

البته من الاتحاد دو سال پیش رو با امارات الان مقایسه کردم. دوستانی که یک سال پیش با امارات رفته اند راضی بودند احتمالا جدیدا خسیس شده باشند و امیدوارم که الاتحاد هنوز کیفیت سرویسش را حفظ کرده باشد. البته با توجه به تجربه اخیر عارف با الاتحاد به نظر می رسد الاتحاد هنوز خوب است. 

من هنوز پورسانتی از الاتحاد نگرفته ام ولی اگر می خواهند پیشنهاد بدهند لطفا سریعتر، وگرنه این پست رو حذفش می کنم :)


+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 21:6  توسط مهندس ارنست  | 

نژاد پرستی در ایران و استرالیا

برگشتیم سیدنی و می تونم بگم من و همسرم هر دو اینجا احساس آرامش بیشتری می کنیم.

یکی از مسائلی که توجهم به آن جلب شد حساسیت شدید در آذربایجان و خصوصا جو دانشگاه تبریز روی بحث نژاد و زبان است که در حال حاضر به صورت حمایت شدید از تیم تراکتور سازی تبریز (تراختور) ظهور پیدا کرده است. در حالیکه تلاش می کردم برادرم را قانع کنم که این مساله رو بی خیال شده و سرش به درسش باشه، علاقمند هم بودم که دلیل این حساسیت ها رو درک کنم. با یکی دو تا مقاله (یکیش این) که بسیار منطقی این موضوع را بررسی کرده بودند من هم حساسیت هایم بیشتر شد و راه حل خروج از این مساله در یکی از مقاله ها حرکت به سمت اداره کشور به صورت فدرال عنوان شده بود که به نظر می رسد راه حل مناسبی باشد.

بعد از برگشت از تبریز واقعا حساسیت هایم نسبت به بحث نژاد پرستی بالا رفته بود و واقعا به راحتی می توانستم مسائلی که ریشه کاملا نژاد پرستانه داشته و مطابق آن مقاله ها بصورت تعمدی و از زمان رضاخان شروع شده است را ببینم. برای مثال فیلم پوپک و مش ماشالله را دیدیم که بطور مشخص فیلم سطح پایینی بود و ارزش وقت گذاشتن نداشت لیکن بحث ترک بودن مش ماشالله همان نکته ای است که یک فیلمنامه نویس بدلیل کمبود سوژه خنده دار به آن رو آورده است و اگرچه ممکن است لبخند رو بر لبان عده ای از مردم بیاورد موجب افزایش خشم و نارضایتی یک قوم می گردد. مشکل اینجاست که در سیستم قضایی تعریف درستی از توهین وجود نداشته و برای آن مجازات مناسبی در نظر گرفته نشده است و یک زبان یا لهجه می تواند به راحتی دستمایه تمسخر ( یا به قول بعضی ها طنز) قرار گیرد.

بحث هایی که در آذربایجان مطرح می شود و به خاطر بی فکری مسئولین به سمت جدایی طلبی افراطی پیش می رود تنها با تغییر یک سری پیش فرض ها قابل حل خواهد بود. البته ناگفته نماند که همین افراطی گری نیز موجب بروز نژاد پرستی در جهت معکوس آن می گردد. و به نظر من نژاد پرستی از هر نوع آن برای جامعه یک سم مهلک است.

یکی از همکاران استرالیایی می گفت بیست سی سال پیش جو استرالیا کاملا نژاد پرستانه بود و کسی با ظاهر آسیایی ( چینی/ کره ای ...) خیلی در جامعه راحت نبود. ولی الان بدلیل قوانین مناسبی که هست و رعایت هم می شود شما نژاد پرستی رو حداقل در ظاهر نمی بینید و مسایل نژاد پرستانه سریعا تبدیل به تیتر روزنامه می شوند. چند وقت پیش توی یک محیط کاری یک چینی از سوسک ترسیده بود و همکارش بهش گفته بود که "از سوسک ترسیدی؟ شما که این رو می خورید؟!" و چینیه از همکارش شکایت می کنه و منجر به اخراج ایشان از محل کارش و جریمه نقدی سنگین می گردد. چنین چیزی از نظر ما توهین که نه فقط یک شوخی خیلی معمولی است، و تفاوت قضیه همینجاست.

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 13:43  توسط مهندس ارنست  | 

وطن

گفتیم بعد دو سال زندگی در استرالیا یک سری به ایران بزنیم. توی این دو سال علیرغم اینکه بسیار از محیط و شرایط زندگی در استرالیا راضی بودیم یک سری چیزها رو هم از دست داده ایم. دوری از خانواده و دوستان مهمترین اونهاست. بعدیش میره رو خوردنی هایی که در استرالیا نمی شه تجربه اش کرد. مثل نان سنگک با ماست چکیده موسیردار کاله، نان بربری با خامه پاک، ... . توصیف این لذتها سخته، باید مجدد تجربه اش کنید.

نکته جالبی که موقع ورود متوجه می شوید طرز رانندگی در ایران هست که واقعا فکر می کنید هر لحظه قراره تصادف بکنید. من خودم هم موقع رانندگی در ایران فاصله از ماشین جلویی رو زیاد رعایت نمی کردم ولی الان دیگه چشمهامون عادت کرده به اینکه وقتی پشت چراغ قرمز می ایستیم باید کف لاستیک عقب ماشین جلویی رو ببینیم. در حالیکه در ایران این مقدار فاصله در موقعی که با سرعت بالا حرکت می کنند نیز رعایت نمی شه. حرکت بین خطوط بدون راهنما و ... نیز باعث می شه بفهمیم برای چی وقتی یک خارجی به ایران میاد اینقدر از رانندگی تو ایران تعجب و وحشت می کنه. رد شدن از خط عابر هم داستانی داره، عملا وجود یا عدم وجود خط عابر تو خیابونهای ایران هیچ فرقی نمی کنه، در هر دو صورت باید مواظب باشید و بدوید، بر خلاف استرالیا که می تونید بدون توجه به اینکه ماشینی میاد یا نه از خط عابر رد شوید، چون مطمئن هستید که براتون وا می ایستند.

نکته جالب دیگه که در روز اول برای من اتفاق افتاد این بود که با این دیدگاه که قیمت ها نسبت به قبل حداکثر باید سی چهل درصد بالاتر رفته باشند یک پولی تو جیبم گذاشتم و رفتم صبحانه تهیه کنم و واقعا از اینکه نون بربری (خشخاشی!) از 100 تومان به 300 تومان و خامه کوچک از 150 تومان به 450 تومان افزایش پیدا کرده شوکه شدم و واقعا حس اصحاب کهف بهم دست داد. این یعنی 3 برابر در دو سال که معادل 75% در هر سال هستش. بعدا یک سری به فروشگاههای لباس و ... هم زدیم. همینطوریه، افزایش زیاد شاید نه به این شدت ولی به هر حال به دلیل اینکه نرخ دلار ثابت نگهداشته می شه قدرت خرید ما نیز که درآمد دلاری داریم کاهش پیدا کرده، یک جاهایی می بینید که نمی صرفه از ایران بخرید و ببرید. البته در خصوص پوشاک اگر با قیمت های اصلی استرالیا مقایسه کنید هنوز می صرفه از ایران لباس بخرید و ببرید ولی قیمت های حراجی های اونجا رو در نظر بگیرید در ایران هم یک جورهایی همون قیمت در میاد.


+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 3:42  توسط مهندس ارنست  | 

فعالیت های اجتماعی مناسب برای مهاجران

می پرسند چرا یکی دو ماهه نیستم. راستش داشتم زندگی می کردم. پست های اساسی انرژی و زمان می بره. این مدت رو یک مقدار سعی می کردم از هوای بسیار عالی سیدنی لذت می بردم. یک چند وقت بود که عصر ها دور پارک وایتارا یک ساعتی قدم می زدیم و دو روز در هفته هم همانجا با دوستان ایرانی گل کوچک می زدیم. سینما آزادی، کنسرت آذری و ... را هم از دست ندادیم و کنسرت فاتح و شجریان را هم انتظار می کشیم. یکی دو تا جلسه فنی هم پیدا کردم و شرکت کردم که حالا داستانش رو می گم. خلاصه ملالی نیست.

حالا برای خالی نبودن عریضه یک سایت مفید معرفی کنم که برای دوستانی که در هر گوشه این جهان خاکی هستند ممکن است بدرد بخورد. سایت Meetup سایتی است برای قرار گذاشتن. هر کسی می تونه در هر زمینه ای که علاقه دارد تو این سایت گروه تشکیل بده و قرار بگذاره و ملت بیان عضو گروهش بشوند و مشخص کنند که در گردهمایی که در زمان معین شده ترتیب داده شده شرکت خواهند کرد یا نه و این سایت برای یادآوری می تونه مثلا یک روز قبل براتون ایمیل یادآوری بفرسته و ... خلاصه اینکه این سایت بسیار عالی است برای اینکه یک گروه در زمینه مورد علاقه خودتان پیدا کنید و استفاده کنید و به قول ما خارجی ها یک ذره Socialize بشوید. دوستانی که تازه مهاجرت کرده اند می تونند به نیت تمرین زبان انگلیسی گروه های مناسبی پیدا کنند.

خلاصه اینکه من خودم گروه Sydney Data Miners رو از یک سال و نیم پیش پیدا کرده بودم ولی نرفته بودم جلسه قبلی شان را رفتم جلساتش توی گوگل تشکیل می شه.بسیار خوب و مفید بود چه از نظر فنی، چه تمرین مکالمه انگلیسی و چه برقراری ارتباط با چند نفر که در این زمینه کار می کنند. گروه Sydney Oracle Meetup یکی دیگه از گروه هایی است که می تونه مفید باشه، من تا حالا نرفته ام. گروه های عکاسی، یوگا، چینی های مقیم مرکز و خیلی موضوعات دیگر در این سایت یافت می شود. مورد خوب دیدید تو همین پست کامنت بذارید ملت استفاده کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 21:23  توسط مهندس ارنست  | 

فستیوال سیدنی

قرار بود بهزاد مسئول عشق و حال در سیدنی باشه، ولی اطلاع رسانی فستیوال سیدنی رو فقط تو فیس بوک انجام داده خبری تو وبلاگش نیست. بدلیل ضیق وقت این رو من خودم فعلا پوشش می دم بقیه رو از خودش پیگیری کنید. فردا شنبه 9 ژانویه افتتاحیه فستیوال سیدنی است و شش هفت جا در مرکز شهر برگزار می شه. قضیه کلا موسیقی و حرکات موزون هستش. پارسال ما رفتیم خوب بود، 16 ژانویه هم آهنگساز جایزه اسکار گرفته موسیقی فیلم میلیونر زاغه نشین می آید پاراماتا پارک و بقیه اش رو هم از قسمت Free سایت فستیوال سیدنی ببینید. 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 23:20  توسط مهندس ارنست  | 

پیشرفت زبان انگلیسی پس از مهاجرت

قبل از اینکه بیاییم استرالیا همه می گفتند و ما هم باور داشتیم که مشکل زبان انگلیسی بعد شش ماه تو محیط بودن برطرف می شه و دیگه بعد از اون همه چی ردیف خواهد بود. یک سال و نیم می شه که اینجا هستیم فقط می تونم بگم تغییر محسوس در مهارت شنیداری (Listening) حاصل شده و در صحبت کردن علیرغم اینکه به هر حال گلیم خودمون رو از آب بیرون می کشیم خیلی احساس رضایت نمی کنیم و هنوز صحبت کردن به زبان انگلیسی انرژی زیادی می برد. شاید یک دلیلش اینه که گفته اند اگر تو محیطش باشی و ما واقعا تو محیط نیستیم! عملا انگار داریم تو ایران زندگی می کنیم، چون اکثر کسانی که باهاشون ارتباط داریم دوستان ایرانی هستند.

یکی از دلایلی که بعضی هموطنان در بدو ورود سعی می کنند از ایرانیها دور باشند همین قضیه زبان انگلیسی است. (اگرچه دلیل دیگرش دوری از خصوصیاتی مانند غیبت و دخالت در امور دیگران که فکر می کنند خاص ایرانیها است و در خارجی ها کمتر یافت می شود نیز مزید بر علت است.) لیکن بر اساس مشاهدات من این افراد در برقراری ارتباط با افراد سایر ملیت ها خصوصا افراد انگلیسی زبان نیز خیلی موفق نیستند، مسائل زیادی در این امر دخیل است و شاید مهمترین عامل بحث تفاوت فرهنگی باشد. عامل دیگر عدم اعتماد به نفس بدلیل احساس کمبود در مکالمه به زبان انگلیسی است. خلاصه اینکه در محیط قرار گرفتن هم برای خودش داستانی دارد.

در مقابل پیشرفت بچه ها در این محیط بسیار عالی است. کسانی که به همراه فرزندان خود مهاجرت می کنند پس از یکی دو سال عملا احساس می کنند که از آنها دارند عقب می افتند. در محیط قرار گرفتن عملا برای بچه ها معنی می دهد. در ابتدای کار در مدرسه یا مهد کودک در فضایی قرار می گیرند که کاملا برایشان غریب است و چیزی از صحبت کردن بقیه سر در نمی آورند، ولی به تدریج به روش کودکانه خود راه را برای برقراری ارتباط باز می کنند و با صرف ساعات زیادی در مقابل تلویزیون و زمان مدرسه یا مهد کودک به طرز بسیار سریعی در آموزش زبان بعلاوه فرهنگ پیشرفت می کنند. نکته ای که من در بچه های دوستانم مشاهده می کنم اینست که بعد دو سال بچه احساسات خود را به زبان انگلیسی راحت تر بیان می کند اگرچه پدر و مادر بنا به توصیه معلمان با آنها  انگلیسی صحبت نمی کنند و زبان رسمی منزل فارسی است. خیلی وقت ها هم می بینند که بچه شان کلماتی بلد است که آنها بلد نیستند.

برای من هنوز این سئوال مطرح است که آیا فاصله بسیار زیاد بین کودک و والدین چه از نظر فرهنگی و چه از نظر زبان موجب یک نقصان در زندگی کودک نمی شود؟ برای مثال یک زمانی کودک احساساتی باشد و نیاز به حمایت والدین داشته باشد و این احساسات را فقط بتواند به زبان انگلیسی بروز دهد و درک آن برای والدین به لحاظ تفاوت فرهنگی سخت باشد و یا نتوانند آن حمایت لازم را فراهم نمایند.

نکته آخر اینکه برای پدر و مادرهایی که قصد مهاجرت دارند و نگران این هستند که بچه هایشان چگونه از پس زبان انگلیسی برخواهند آمد باید گفت که شما نگران خودتان باشید، روزی خواهد آمد که به بچه هایتان غبطه خواهید خورد. تنها تجربه ناخوشایندی که من از دوستان شنیده ام به تعویق افتادن زبان باز کردن بچه به دلیل مهاجرت است که خانواده اش را نگران کرده بود که البته بعدا مرتفع گردید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 20:2  توسط مهندس ارنست  | 

عاشورا در سیدنی

دیروز روز عاشورا بود و حس آن در کشوری مثل استرالیا خیلی راحت نیست. یک جایی اطراف هورنزبی یک خانواده ایرانی حلیم پخته بودند،  رفتیم و گرفتیم، دو تا از دوستان نیز شله زرد پخته بودند. یک جورایی حلیم و شله زرد رفته تو فرهنگمون، نباشه انگار یک چیزی از دست دادیم.

همچنین بیشتر روز را به خاطر بارانی بودن در خونه بودیم و بعد از ظهر تا نصف شب فقط جریانات ایران رو دنبال می کردیم. شاید برای کسی که در بطن ماجرا باشد اینقدر سخت نباشد. وقتی به خیلی از ویدئو ها و عکس ها دسترسی دارید و هر لحظه با نگرانی مسائل رو دنبال می کنید ولی کاری از دستتان بر نمی آید خیلی سخت است..

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 12:3  توسط مهندس ارنست 

بیمه ماشین در استرالیا

قبلا در مورد بیمه ماشین در این پست نوشته ام. در این پست می خواستم بیشتر در مورد بیمه Comprehensive و تفاوت آن با این نوع بیمه در ایران صحبت کنم. 

بیمه شخص ثالث در ایران به ثالث جانی و ثالث مالی و حوادث سرنشین تقسیم می شود که با خرید یک بیمه نامه همه این پوشش ها را در سطحی که انتخاب کرده اید دریافت می کنید. بیمه شخص ثالث خسارت وارده به ماشین یا اموال افراد دیگر و یا دیه فوت و نقص عضو آسیب دیدگان تصادف را (غیر از خود راننده) در صورتی که شما مقصر باشید پرداخت می کند. بیمه بدنه نیز در صورتی که آسیبی به ماشین خودتان برسد و شما مقصر باشید پرداخت می کند. مکانیسمی که در ایران برای جلوگیری از اعلام خسارت های مکرر انجام می دهند این است که با هر بار ادعای خسارت، ده درصد به فرانشیز (سهم بیمه گذار) اضافه می شود. در اعلام خسارت اول بیمه 90% خسارت را می دهد، در دومی 80% درصد و الی آخر. بنابراین شما وسوسه نمی شوید ماشین را به جایی بکوبید و بروید خسارت بگیرید.  یک تخفیف عدم خسارت هم موقع تمدید بیمه نامه به شما می دهند اگر هیچ ادعای خسارتی در طول مدت بیمه نداشته باشید.

در استرالیا بیمه شخص ثالث جانی و حوادث سرنشین بعنوان بیمه شخص ثالث اجباری (Compulsory Third Party یا CTP) نامیده می شود، می توانید شخص ثالث مالی را جدا بگیرید که به آن Third Party Property Insurance یا Third Party Car Insurance گفته می شود.یا شخص ثالث مالی و بدنه را یک جا بگیرید که به آن Comprehensive Car Insurance می گویند.

بیمه بدنه ماشین در استرالیا Excess دارد که همان فرانشیز یا سهم بیمه گذار است. میزان Excess معمولا 600 دلار است و می توانید پایین تر از 600 دلار را نیز انتخاب کنید ولی حق بیمه بیشتری باید بدهید. بنابراین تصادفی که هزینه آن زیر مبلغ Excess است مفهومی ندارد از بیمه ادعای خسارت(Claim) کنید چون همه اش سهم خودتان خواهد بود، همچنین هر چه بیشتر ادعای خسارت داشته باشید موقع تمدید بیمه نامه، حق بیمه بالاتری لازم خواهد بود پرداخت کنید. بنابراین می بینید که به صرفه نیست زیر 1000 دلار خسارت را از بیمه تان استفاده کنید. نکته دیگری که باید توجه کنید برای راننده هایی که زیر 3 سال تجربه رانندگی دارند (گواهینامه P دارند) معمولا 600 تا 800 دلار Excess اضافه نیز در نظر می گیرند، برای مثال 600 دلار Excess پایه و 600 دلار Excess تجربه رانندگی یعنی اینکه شما هر خسارتی باشد 1200 دلارش را خودتان باید پرداخت کنید بقیه را بیمه می دهد که با توجه به افزایش حق بیمه در موقع تمدید بیمه نامه عملا برای خسارتهای زیر 2000 دلار به صرفه نخواهد بود از بیمه استفاده کنید.

در صورت تصادف فقط لازم خواهد بود تلفنی به شرکت بیمه تان اعلام خسارت کنید و عمدتا مشکلی ندارند که خودتان بروید تعمیرگاهی پیدا کنید و یا به تعمیرگاه های مجاز معرفی شده توسط آنها ببرید. در هر صورت نماینده بیمه در محل تعمیرگاه قبل از شروع کار بازدید خواهد نمود و لازم خواهد بود شما در این خصوص نیز هماهنگی های لازم را انجام دهید. با توجه به اینکه شرکت های بیمه مختلف ممکن است پروسه های متفاوتی داشته باشند بهتر است همان اول که تماس می گیرید در این خصوص نیز سئوال نمایید. بهتر است از چند جا قیمت (Quote) بگیرید. بعضی از تعمیرگاه ها اینجا نیز همانند ایران و یا بدتر از آن دودره باز (Dodgy) هستند. وقتی قیمت می گیرید و تعمیرگاه ها متوجه می شوند شما بیمه دارید نرخ های بالاتر اعلام می کنند و کارهای غیر ضروری اضافه می کنند. تجربه ای که من داشتم چراغ عقب شکسته بود و یک مقدار سپر عقب آسیب دیده بود یکی از تعمیرگاه ها تو لیستش زده بود که باید در عقب هم رنگ شود! و اون یکی چراغ هم باز و بسته شود! پس وقتی قیمت می گیرید یکی دو جا هم بگویید بیمه ندارید و طبق آن قیمت بگیرید.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 12:59  توسط مهندس ارنست  | 

شب یلدا در سیدنی - هورنزبی

فردا شب (دوشنبه 21 دسامبر 2009) از ساعت 7 تا 9:15 شهرداری هورنزبی مراسمی جهت بزرگداشت کریسمس در پارک وایتارا برگزار می کند و در خاتمه با آتش بازی همراه خواهد بود، از کلیه علاقمندان دعوت می گردد به نیت شب یلدا در این مراسم شرکت نمایند. (لینک از سایت شهرداری هورنزبی)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 10:33  توسط مهندس ارنست  | 

متخصصین ایرانی مقیم سیدنی

چهارشنبه هفته قبل (9 دسامبر 2009) برنامه ای برای جمع کردن متخصصین ایرانی مقیم سیدنی توسط آقای دکتر محمد حسینی پور در دانشکده مکانیک دانشگاه سیدنی ترتیب داده شد.تخصص خود ایشان روانشناسی است و بیش از بیست و پنج سال است در استرالیا هستند. این برنامه توسط سازمان همیاری ایرانیان نیز حمایت می شد و بزرگوارانی چون دکتر مسعود به نیا استاد دانشکده مکانیک دانشگاه سیدنی، دکتر فریدون خاورپور و سرکار خانم ویدا شهامت دکتر داروساز و تعداد قابل توجهی از ایرانیانی که با ویزای Skilled وارد استرالیا شده اند در این جلسه حضور داشتند. با توجه به فرصت کمی که برای اطلاع رسانی بود و عدم وجود بستر مناسب برای اطلاع رسانی، به نظر می رسد با شکل گیری این گروه تعداد بیشتری از متخصصین ایرانی مقیم سیدنی در آینده بتوانند در این گروه حضور داشته باشند.

یکی از مهمترین نتایج این جلسه ایجاد یک گروه یاهو برای انسجام بیشتر در اطلاع رسانی های آینده می باشد. از همه متخصصین ایرانی مقیم سیدنی دعوت می گردد در این گروه عضو شوند. ضمنا در آینده لازم خواهد بود در کنار این گروه زیرگروه های تخصصی تر داشته باشیم تا هماهنگی ها بهتر انجام گیرد، گروه متخصصین ایرانی فناوری اطلاعات در سیدنی در LinkedIn قبلا ایجاد شده است و از IT کارهای ایرانی مقیم سیدنی دعوت می گردد در این گروه نیز عضو شوند تا بستر مناسبی برای ارتباط این قشر از هموطنان مهاجر باشد.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 11:20  توسط مهندس ارنست  | 

متخصصین ایرانی فناوری اطلاعات در سیدنی

یک گروهی رو تو LinkedIn درست کردم تحت عنوان Sydney Persian IT Experts یا Syper (سایپر). الان توی این اوضاع بزرگترین کمکی که به تازه واردین می شه کرد کمک در پیدا کردن کار هستش. ارتباط بین ایرانیهای متخصص یک فن مشخص حتی برای کسانی که سالها اینجا بوده اند نیز مفید خواهد بود. هیچ کس اینجا جایگاهش تضمین شده نیست و همین فردا ممکنه به شما بگن تشریف ببرید، یک ماه حقوق رو خواهید داشت ولی همین الان شرکت رو ترک کنید. در این گروه اگر بشود یک چند نفر Job Agent ایرانی هم پیدا کرد بسیار عالی خواهد بود. هیچ کاری هم نتونیم بکنیم یک روز قرار ناهار تو سیتی میگذاریم دور هم جمع می شیم و با هم بیشتر آشنا می شیم یک جایی به درد همدیگه می خوریم. اول ببینیم این متخصصین IT عزیز مستقر در سیدنی رو  تو این فضای مجازی می تونیم دور هم جمع کنیم یا نه؟ بقیه اش رو بعدا تصمیم گیری می کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 22:37  توسط مهندس ارنست  | 

تفاوت محیط های کار در استرالیا

تجربه دوستان از محیط کار در استرالیا بسته به بزرگ یا کوچک بودن شرکتی که در آن کار می کنند متفاوت است. در شرکت های بزرگ سعی می کنند علاوه بر کار یک سری فعالیت های اجتماعی و گروهی نیز داشته باشند تا علاوه بر نزدیک کردن تیم های مختلف و افراد به یکدیگر، موجب ایجاد رضایت از محیط کاری نیز بشوند. بنابراین توصیه می شود دوستانی که دنبال کار می گردند اگر انتخابی داشتند بین یک شرکت کوچک و یک شرکت بزرگ، شرکت بزرگ را انتخاب کنند حتی اگر حقوق کمتری را پرداخت می کند. 

بر اساس دیدی که من از محیط کارم داده بودم یکی از دوستان با تفکر اینکه محیط کار در اینجا هتل است آمد و در یک شرکت بسیار کوچک مشغول شد و الان بسیار بیشتر از محل کار قبلی اش در ایران کار می کند، هر روز مجبور است اضافه کاری داشته باشد و در اینجا پرداخت اضافه کار معمول نیست و همه در راه رضای خداست. از این برنامه های تفریحی و اجتماعی هم خبری نیست.

یک سری از این فعالیت ها برای ما بچگانه و خنده دار به نظر می رسد. همین روز جمعه یک مسابقه ای در واحد IT شرکت ما ترتیب داده بودند، مسابقه تزئین خانه زنجبیلی (Gingerbread House Decoration) آن هم در ساعت کاری که تقریبا کل روز رو ملت با همین مشغول بودند، 12 تا تیم 6 نفره بودیم و خانه زنجبیلی که حالت بیسکویت از قبل اماده بود با چیزهایی مثل اسمارتیز و دونه های رنگی پنگی تزئینش کردیم.

از این جور برنامه ها کلا شش هفت تا در عرض سال داریم، چند وقت پیش کریسمس پارتی داشتیم، یک سالنی گرفته بودند با موزیک زنده. یک روز عصر هم کل IT باهم رفتیم بولینگ و اونجا هم ده دوازده تا تیم شدیم و چند ساعتی بازی کردیم، یک بار هم یک برنامه ای بود، چهار تا تیم، برای هر تیمی یک حیوان خاص انتخاب شده بود و همه چشم هاشون رو با یک چشم بند بسته بودند و باید با صدای اون حیوان هم گروهی های خودشون رو پیدا می کردند. بعد اون یک مسابقه هم ترتیب داده بودند و یک حجم پیچیده با تکه های لگو ساخته بودند و از هر تیم هر سری یک نفر باید می رفت و اون رو می دید و می اومد کمک می کرد تا اون رو بازسازی کنند، یکی هم توی تیم انتخاب شده بود که خرابکاری کنه و اشتباه راهنمایی کنه، ولی بقیه اعضای تیم نمی دونستند اون کیه.

اینها همانطور که گفتم برای ما خنده دار میاد ولی یک چیزی توی همه اینها مشترکه و اون کار تیمی هستش. ما توی کار انفرادی خوب هستیم ولی توی کار تیمی حسابی می لنگیم و این برنامه ها احتمالا به کار تیمی کمک می کنه دیگه، بدون اینکه خودمون متوجه بشیم. یک مقدار هم کار رو از حالت جدی بودن در میاره و احتمالا موجب شکوفایی خلاقیت ها هم بشه.

البته یک نکته ای هست که بسیاری از شرکت ها فعلا بدلیل شرایط اقتصادی این جور برنامه ها رو تعطیل کرده اند و از هر راهی برای کاهش هزینه ها استفاده می کنند. شرکتی که من در آن کار می کنم نیز سه چهار ماه پیش دو تا از تیم لید های گروه ما رو اخراج کرد و برای خالی نبودن عریضه دو تا دانشجو برای کارآموزی با دریافتی یک ششم اون تیم لیدها گرفت!


 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 11:19  توسط مهندس ارنست  | 

گوشت حلال در سیدنی

یکی از مسائلی که ایرانیها در بلاد خارجه باهاش درگیر هستند تهیه گوشت حلال هستش. حتی کسانی که اعتقاد مذهبی قوی هم ندارند با گوشت غیر حلال راحت نیستند و به طعمش عادت ندارند و خیلی به دلشون نمی نشینه وقتی کارد به مرغ پخته می زنند و خون ازش فواره می زنه! پیدا کردن گوشت حلال خیلی سخت نیست و بدلیل کثرت مسلمانها از ایرانی و ترک و عرب و ... فقط کافیست به محله های خاص این اقوام بروید. در سیدنی محله های Parramatta و Auburn و Bankstown از جمله این محله ها هستند ولی بدلیل فاصله نسبتا زیاد از محله های ایرانی نشین جدید ( مثل Hornsby که حدود 25 کیلومتر فاصله دارد) یک نصف روز شما صرف خرید گوشت می شود و عملا بعد از خرید گوشت هم باید مستقیم برگردید خونه تا گوشت ها خراب نشوند.

یک قصابی ایرانی هست در Harris Park (در محدوده پاراماتا) بنام مزرعه سبز (Green Farm) که گوشت هایش کیفیت مناسبی دارد و ما معمولا از آنجا خرید می کنیم. یک چند وقتی از قصابی جدیدی که توی Asquith باز شده بود و اصالتا بنگلادشی بودند خرید کردیم ولی از کیفیت و تمیزیش خیلی راضی نبودیم. 

خوشبختانه این قصابی ایرانی مزرعه سبز سرویس آنلاین و تحویل رایگان راه انداخته (این هم لینکش) و پولش رو هم موقع تحویل می گیره. هر منطقه ای رو هم یک روز خاص گذاشته. اینطوری هم برای اونها می صرفه که این سرویس رو ارائه بدن و هم برای استفاده کنندگان این سرویس. امیدوارم که یک طوری عمل کنند که استفاده کننده ها راضی باشند و این خدمات ادامه پیدا کنه.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 10:23  توسط مهندس ارنست  | 

The Big Aussie Swap Party

این هفته یعنی از 9 تا 15 نوامبر 2009 هفته بازیافت ملی! یا هفته ملی بازیافت یا چیزی تو همین مایه هاست. برنامه اینه که ملت قراره هر کسی دو سه قلم کالایی که استفاده نمی کنند رو با خود به Swap Party در زمان ها و مکان های مشخص شده ببرند و بابت هر مورد یک کاغذ دریافت کنند و با هر کاغذی که در دست دارند یک قلم جنس می توانند انتخاب کنند. اگر هم دو نفر همزمان یک چیزی رو بخواهند بردارند با پالام پولوم پلیش قضیه حل می شود. (این لینک و ویدئوی راهنما را ببینید) در سیدنی فردا سه شنبه ظهر در Martin Place برقرار خواهد بود. برای پیدا کردن محل های نزدیک به خودتان از این لینک جستجو کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:3  توسط مهندس ارنست  | 

نمایشگاه آثار تجسمی در کنار دریا

یک نمایشگاه آثار هنری تجسمی از امروز پنج شنبه 29 اکتبر در مسیر ساحل Bondi تا ساحل Tamarama افتتاح شده است و تا 15 نوامبر ادامه دارد. اسم این نمایشگاه Sculpture by the Sea هستش. برای دیدن سایت نمایشگاه اینجا رو کلیک کنید. پارسال هم همین موقع ها بود که این نمایشگاه رو رفتیم و بسیار جالب و دیدنی بود. نکته ای که جالبه و در کشور ما مشاهده نمی شه کشاندن هنر به محل تفریح است که عملا شما در حین بازدید هم از طبیعت لذت می برید و هم یک مقدار به هنر علاقمندتر می شوید. اگر هوا هم یاری کند که عملا روز شما را ساخته است. صرف نظر از نمایشگاه این مسیر، بسیار زیباست و ارزش رفتن را دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:7  توسط مهندس ارنست  | 

رویدادهای یکشنبه 25 اکتبر 2009

به اطلاع می رساند درهای اپراهاوس سیدنی در روز یکشنبه 25 اکتبر به روی علاقمندان گشوده خواهد شد و بازید برای عموم آزاد و رایگان خواهد بود. برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت رسمی اپراهاوس مراجعه نمایید.

همچنین ورود به باغ چینی کنار دارلینگ هاربر (Chinese Garden Of Friendship) نیز در روز یکشنبه 25 اکتبر رایگان خواهد بود. برای اطلاع بیشتر به سایت رسمی دارلینگ هاربر مراجعه نمایید.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 13:45  توسط مهندس ارنست  | 

خانه اولی ها و جابجایی دوباره ما

یکی از مسائلی که بر روی اقتصاد استرالیا خیلی تاثیر دارد بازار مسکن است. از جمله تلاش های دولت استرالیا برای خروج از بحران اقتصادی تدوین سیاست های تشویقی برای خارج ساختن بازار مسکن از رکود بود. بدلیل عدم اطمینان مردم از آینده کاری خود، از حدود یک سال و نیم قبل بازار مسکن دچار رکود شده و قیمت ها پایین آمده بود. دولت برای خرید خانه های نوساز 21 هزار دلار و برای خرید خانه های قدیمی ساز 14 هزار دلار کمک بلاعوض برای خرید اولین خانه در نظر گرفت که بنام First Home Buyer Grant ارائه می شد. این کمک قبلا 7 هزار دلار بود. با این سیاست مردم برای خرید خانه هجوم آوردند و چون مزایای دیگری نیز برای خرید اولین خانه ( برای خانه های زیر 500 هزار دلار) تعلق می گرفت خرید خانه های زیر 500 هزار دلار رونق گرفت و پایین بودن نرخ بهره نیز مزید بر علت شد و قیمت ها در بعضی مناطق ده درصد یا حتی بیشتر افزایش پیدا کردند.
برای استفاده از مزایای فوق خریدار می بایست حداقل شش ماه در خانه خریداری شده زندگی کند. این محدودیت باعث کاهش محل هایی قابل اجاره در بعضی مناطق شد و موجب گردید کسانی که در حال اجاره هستند در صورت فروخته شدن خانه اجاره شده، امکان تمدید آن را از دست بدهند و نیاز به جابجایی پیدا کنند. افزایش تعدا مستاجر هایی که دنبال خانه می گردند موجب افزایش اجاره ها حدود ده درصد گردید.
یکی از قربانیان این سیاست های تشویقی ما بودیم که آپارتمانی که اجاره کرده بودیم فروخته شد و امکان تمدید آن نبود. با توجه به اینکه جابجایی هزینه دارد سعی ما بر این بود که از این به بعد برای مدت یک سال اجاره کنیم ولی بیشتر صاحبخانه ها برای اینکه برای افزایش کرایه ها از قافله عقب نمانند و امکان فروش آن را هنوز داشته باشند زیر بار اجاره یک ساله نمی روند و دوست دارند شش ماهه قرارداد ببندند که در نهایت ما هم مجبور شدیم شش ماهه قرارداد اجاره را منعقد نماییم.

همه اینها برای این بود که بگویم من تا یکی دو هفته اینترنت نخواهم داشت و فعالیتم محدودتر خواهد بود. پاسخگویی به کامنت ها هم انشا الله بعد از وصل شدن اینترنت انجام خواهد شد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 13:32  توسط مهندس ارنست  | 

خبرهای نسبتا خوب اقتصادی از استرالیا

گوش شیطان کر، ظاهرا اقتصاد اینجا داره یک تکونی می خوره. درصد بیکاری در ماه سپتامبر از 5.8 درصد به 5.7 درصد کاهش پیدا کرد. اطلاعات دقیق تر را از سایت مرکز آمار استرالیا مشاهده نمایید. از طرف دیگر بانک مرکزی استرالیا بر اساس شواهد و قرائن حس کرده که اوضاع خوبه و بهره بانکی را 0.25 درصد بالا برد  و از 3 درصد به 3.25 درصد رساند که تاثیر آن روی وام خانه 300 هزار دلاری افزایش 40 دلاری در قسط ماهیانه خواهد بود(لینک). این اخبار و تحولات روی قیمت دلار استرالیا نیز شدیدا تاثیر گذاشته و نرخ برابری آن به 0.9 دلار امریکا (895 تومان) رسیده است. شاخص سهام نیز این یکی دو روزه حسابی بالا کشید. به هر حال انشا الله که این خبرها رو عزیزان مهاجری که الان دنبال کار می گردند بتونند اثرش رو حس کنند و هر چه سریعتر کار پیدا کنند.


+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 16:4  توسط مهندس ارنست  | 

معرفی خدمات گرین ایلند (Green Island Services)

**** توجه : گرین آیلند از دسامبر ۲۰۱۱ به بعد خدماتی ارائه نمی نماید  *****


بیشتر از یک ساله که این وبلاگ رو شروع کردم، اطلاعاتی که توی اینترنت پیدا می شد و یا از دوستان می شد کسب کرد توصیف کاملی رو ارائه نمی کرد. بیشتر وبلاگ ها هم در زمینه مراحل مهاجرت به استرالیا می نوشتند و خیلی نبودند کسانی که در مورد نحوه زندگی در استرالیا بنویسند و یا اگر بودند آن را با مسایل شخصی و روزمره خودشان قاطی می کردند و توی ایران با اینترنت موجود واقعا سخت بود خودتان را با این وبلاگ ها بروز کنید، در همان زمانی که ویزا اومده بود و فرصت سر خاراندن نداشتیم استارت این وبلاگ رو زدم تا از همان روزهای اول از تجربه های اینجا با یک دید توصیفی بنویسم. یک طوری که خواننده هام حس کنند که همینجا دارند زندگی می کنند. فیدبک های مختلفی گرفتم، بعضی ها تایید می کردند که به این هدفم رسیده ام، بعضی ها گفتند جو گیر شده ام وقتی مثبت نوشتم و بعضی گفتند چرا اینقدر از مسائل منفی اینجا می نویسم.

ایده اصلی بیان تجربه ها در همه مراحل زندگی است، به این ترتیب همیشه حرف نگفته ای وجود دارد و همیشه می توان این تجربه ها را انتقال داد تا دیگران همان تجربه را تکرار نکنند. الان یک نیاز دیگری رو هم حس می کنم. کسانی که میایند علاوه بر حمایت اطلاعاتی، نیازهای خاص خودشان را هم دارند. مسائل ساده ای مثل نیاز به کارت اعتباری برای رزرو هتل برای اقامت موقت در بدو ورود بدلیل عدم وجود زیرساخت های لازم در کشورمان به یک معضل برای مهاجرین تبدیل می شود. عدم شناخت از هتل ها و مراکز اقامتی برای هفته های اول نیز به صرف هزینه بیشتر برای اطمینان از یک حداقل سطح کیفیت و یا دل به دریا زدن و رزرو یک محل ارزان قیمت و در نهایت تبدیل روزهای اول اقامت به خاطراتی نه چندان شیرین منجر می گردد.

این نیاز به پشتیبانی در همه مراحل دیگر از جمله جستجوی خانه اجاره ای و ترخیص بارهای فریت شده و جستجوی کار و حتی تشخیص قدم بعدی ادامه پیدا می کند. واقعیت این است که این پشتیبانی از یک وبلاگ نویس برنمی آید. باید ساختاری ایجاد کرد که بتوان این حمایت رو به کسانی که نیاز دارند ارائه نمود و در کنار اون زندگی شخصی خود را فدای آن نکرد. به همین دلیل به همراه همسرم و تعدادی از دوستان وبلاگ نویس دیگر تصمیم به تعریف یک سری خدمات و هزینه های اونها کردیم و منجر شد به اینکه تحت عنوان خدمات گرین آیلند (Green Island Services) به ارائه آنها بپردازیم تا بتوانیم این آرامش خاطر رو برای کسانی که نیاز دارند فراهم سازیم.

این رویداد رو من پایان کار مهندس ارنست نمی بینم. مهندس ارنست به رسالت خود یعنی اطلاع رسانی ادامه می دهد ولی کسانی که این اطلاع رسانی را برای رسیدن به ارامش خاطر مورد نظرشان کافی نمی بینند می توانند از خدمات گرین آیلند استفاده کنند.

**** توجه : گرین آیلند از دسامبر ۲۰۱۱ به بعد خدماتی ارائه نمی نماید *****

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 12:27  توسط مهندس ارنست  | 

Terms and Conditions apply

کسانی که در استرالیا زندگی جدید خود را شروع می کنند یک جورایی ناخواسته با این جمله برخورد می کنند: Terms and conditions apply و یاد می گیرند که به این جمله اهمیت بدهند چون بعدا احساس خواهند کرد که مورد کلاهبرداری واقع شده اند و دستشان به هیچ جایی بند نیست چون تنبلی کرده اند و Terms and Conditions را نخوانده اند. 

در  Gold Coast که بودیم یک اتفاق جالبی برایمان افتاد، یک جایی دیدیم زده بلیط  Dream world برای دو نفر 20 دلار، Movie World برای دو نفر 40 دلار در حالیکه هر بلیط 70 دلار بود یعنی دو تا بلیط می شد 140 دلار. پرسیدیم این قضیه اش چیه؟ گفتند که این هدیه ماست به شرطی که شما توی یک Presentation که حدود 90 دقیقه طول می کشد شرکت کنید و برای اون باید از قبل رزرو کنید. گفتند ما یک شرکت خیلی بزرگ هستیم و کلی هتل عظیم داریم در اقصی نقاط دنیا و این شکلی تبلیغ می کنیم، به جای اینکه تبلیغ هایمان را بدهیم به تلویزیون، مستقیم سرویس هایمان را به ملت ارائه می کنیم. گفتیم رزرو می کنیم و می رویم فوقش زبانمان قوی می شود و یک صد دلاری کاسب می شویم.

اسم شرکت Wyndham Vacation Resorts Asia Pacific بود، توی اینترنت جستجویی زدم و دیدم ملت نوشته اند که این هدیه هایشان رد خور ندارد، می دهند اگر شما شرکت کنید توی ارائه شان، فقط اونجا شما رو با پیشنهادات وسوسه انگیز تحت فشار می گذارند که خرید بکنید. ما هم تصمیم گرفتیم که خریدی نکنیم و رفتیم در زمان رزرو شده، از حق نگذریم شرکت عظیمی بود و برای هر زوج یک نفر مخ زن اختصاص داده بودند که تقریبا دو ساعتی مخ ما رو کار گرفت و علم مان اضافه شد، بلیط هایمان را گرفتیم و آمدیم.

حالا داستان چی بود؟ صحبت این بود که شما فکر می کنید خرید خونه بهتره یا اجاره آن، مسلما خرید بهتره، چون انگار اجاره رو دارید میریزید دور، حالا برای رفتن به تعطیلات هم می گفتش که پس بهتره جایی که برای تفریح می روید اقامت کنید برای یکی دو هفته در سال متعلق به خودتان باشد. می گفت مثلا اگر 2000 دلار در سال برای تفریح خرج می کنید در چهل سال آینده می شود 80 هزار دلار، شما بیا 16 هزار دلار بده و مثلا شش هزار تا امتیاز در سال بخر از ما، با این امتیاز ها می تونید جاهایی را که متعلق به شرکته که در اصل شما توش شریک هستی رزرو کنی و بری حالش رو ببری، یک جایی یک هفته 6 هزار امتیاز می خواهد که برای انجا شما می تونید یک هفته رزرو کنید یک جایی هم هفته ای 3 هزار امتیاز می خواهد که می تونید با شش هزار امتیازتون دو هفته رزروش کنید. خلاصه این امتیازهاتون رو هر طوری دوست دارید خرج کنید، خونه خودتونه

فقط یک چیزی رو یادتون باشه، وقتی خونه خودتونه، خونه خرج داره، تعمیرات، نگهداری، هزینه های جاری و غیره که بابت هر شش هزار امتیاز خرج اون هم تو مایه های ششصد دلار در سال می شه، زحمت اون رو هم می کشید و پرداخت می کنید، می گفتش ما فقط این هتل ها و محل های اقامت رو فقط مدیریت می کنیم و گرنه مال شماست.

حالا ما رو دیدند که خیلی شرایط این رو نداشتیم که برای چنین چیزی خرج کنیم پیشنهادهاشون را رو نکردند و گرنه به نظر می رسید که کسانی رو که ریاضی شون ضعیفه خیلی خوب می تونند قانع کنند و بنا بر تجربه یکی از دوستان یک قراردادی می بندند که مو لای درزش نمی ره و بعدا هم بخواهید بگید غلط کردم نمی خواهم دیگه، کلی باید ضرر بدهید. اگر یک موقع به چنین موارد مشکوکی برخورد کردید حتما از اینترنت برای خواندن مطالبی از قربانیان دیگر! استفاده کنید.

خیلی هم بدبین نباشید. به هر حال ما صد دلار رو کاسب شدیم. 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 19:1  توسط مهندس ارنست  | 

Queensland

یکدفعه ای تصمیم گرفتیم یک هفته به خودمون مرخصی بدهیم برویم ایالت Queensland و یک هفته ای در Gold Cost باشیم و شاید یک سر هم به Brisbane بزنیم. البته قیمت های خوبی هم برای محل اقامت می شد پیدا کرد یک جاهایی 50 درصد تخفیف تا پایان آگوست گذاشته بود که در کل خوب در می آید. فردا راهی هستیم یک ده دوازده ساعت رانندگی باید بکنیم. 

دوستان کوئینزلندی توصیه خاصی اگر برای ما دارند لطفا دریغ نکنند.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:23  توسط مهندس ارنست  | 

توقف ممنوع

چند وقت پیش یک جایی دور و بر مرکز خرید هورنزبی توی محلی که ایستگاه تاکسی بود و توقف ممنوع یک دقیقه و فقط یک دقیقه ماشین رو پارک کردم، دور و برم رو نگاه کردم مامور نباشه سریع رفتم از ATM پول گرفتم و حواسم هم بود که کسی دور و بر ماشین مشغول جریمه نوشتن  نباشه، یک هفته بعد یک نامه از شهرداری هورنزبی دریافت کردم که بابت اینکه توی فلان روز از ساعت 10:15 تا 10:16 در محل ایستگاه تاکسی پارک کرده ام باید 135 دلار جریمه رو به حساب شهرداری هورنزبی واریز کنم.

                 

جالب اینجاست که توی یک محل توقف ممنوع معمولی پارک کرده باشید جریمه حدود 80 دلار هستش. شانس من بود که تو ایستگاه تاکسی پارک کرده بودم. توصیه من اینه که هیچ وقت به هوای اینکه همه توی توقف ممنوع پارک کرده اند پارک نکنید چون احتمالا جریمه می شوید. یک جاهایی هم می بینید تابلوی Ticket Parking داره باید به اندازه ای که می خواهید بمانید از دستگاه هایی که دور و بر هست Ticket تهیه کنید و بگذارید روی داشبورد، باز هم به حساب اینکه بقیه این کار رو نکرده اند ریسک نکنید. اگرچه این جور جاها ساعتی1 تا  5 دلار باید پرداخت کنید به هر حال بهتر از 80 دلاره. 

یک موضوع جالب رو هم بگم. تابلوهای بعضی از این پارکینگ های خیابان ها نیاز به تفسیر و سوزاندن فسفر داره. مثلا زده Ticket Parking از ساعت 8 صبح تا 10 شب روز های دوشنبه تا جمعه. بعد شما نمی دانید حالا خارج از اون ساعات توقف ممنوعه یا پارکینگ مجانی! جالبه که دستگاه خودپرداز پارکینگ به زور هم پول اضافه رو از شما قبول نمی کنه که لاجرم کشف می کنید که خارج از اون ساعات در صورت نبود تابلوی توقف ممنوع پارکینگ مجانی است.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:46  توسط مهندس ارنست  | 

اوضاع کار در استرالیا

 یکی دو هفته پیش هم اعلام شد بر اساس آمار خرید و فروش خانه، نشانه های بهبود اقتصاد تا پایان سال میلادی جاری قابل رویت خواهد بود. یکی دو روز پیش هم در روزنامه Financial Review خبر از بهتر شدن اوضاع کار داده بود. خبر این بود که نرخ بیکاری در ماه جولای در مقایسه با ماه جون بدون تغییر در 5.8  (پنج و هشت دهم درصد ) باقی ماند. قبلا پیش بینی می شد نرخ بیکاری تا پایان سال  2010 به حدود هشت و نیم درصد برسد. آخرین آمار بیکاری از سایت اداره آمار استرالیا را از اینجا ببینید. تفسیر این بود که شرکت ها با توجه به نشانه های بازیافت اقتصاد تصمیم به حفظ نیروهای خود گرفته اند. البته به نظر من باید این واقعیت رو در نظر گرفت که همیشه ماه های جولای، آگوست و سپتامبر اوضاع کار نسبت به ماه های دیگر سال بهتر است. بنابراین به نظر من مثبت بودن طبیعی ماه جولای است که رویه منفی موجود رو بطور موقت خنثی کرده و به این ترتیب برای ماه های آگوست و سپتامبر هم بعید نیست که نرخ بیکاری ثابت بماند.

در هر صورت امیدوارم که هر چه زودتر وضعیت بازار کار اینجا سر و سامان بگیرد و کسانی که در آینده نزدیک عازم استرالیا هستند از این استرس مضاعف رهایی یابند.


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 22:32  توسط مهندس ارنست  | 

قالب

بالاخره ما هم یک همتی کردیم قالب این وبلاگ رو سر و سامانی بدهیم. لطفا اگر مشکلی در دیدن تصویر ها دارید اطلاع بدهید. بعید نیست tinypic فیل.تر باشه.

موید باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 0:4  توسط مهندس ارنست  | 

Kids To Work Day

امروز روز Kids to work day بود تو شرکت ما. از همه کارمندان شرکت دعوت کرده بودند که بچه هاشون رو بیارند شرکت و توی محوطه کافه شرکت برای بچه ها برنامه های مختلف تفریحی گذاشته بودند مثل رنگ کردن صورت و درست کردن شکل های مختلف با بادکنک و ... کار جالبیه و باعث می شه بچه ها هم محیط کار پدر مادرشون رو ببینند و هم اجتماعی تر و به قول اینها Socialize بشوند. ظاهرا در استرالیا یک روز مشخص نیست و بعضی شرکت ها در زمانهایی که خودشون تعیین می کنند چنین روزی رو برگزار می کنند و معمولا در زمان تعطیلی مدارس هم هست. به نظر می رسد در استرالیا روز ملی برای این کار نداریم ولی در امریکا و کانادا روز مشخصی رو برای بردن بچه ها به سر کار مشخص کرده اند. وب سایت های TakeOurKidsToWork برای کانادا و DaughtersAndSonsToWork برای امریکاست. 

توی اینترنت در این مورد می گشتم روزی برای بردن سگ ها به محل کار هم دارند! اینجا رو ببینید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 21:35  توسط مهندس ارنست  | 

تماشای آنلاین تلویزیون دولتی ایران و شبکه های ماهواره ای از طریق اینترنت

در حالیکه هموطنانمون در ایران از دست صدا و سیمای جمهوری اسلامی به تنگ آمده اند و حال و حوصله اطلاع رسانی یک طرفه شبکه های تلویزیونی دولتی ایران را ندارند، برای کسانی که در خارج از کشور هستند هر وسیله ای برای اطلاع از وضعیت و فضای موجود در ایران غنیمت است. سایت کانال 1 را می توانید برای دیدن کلیه شبکه های دولتی ایران و شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و نیز بسیاری از شبکه های ماهواره ای غیر فارسی زبان استفاده کنید. شاید با این امکان یک مقدار از فضای بیش از اندازه مثبت بالاترین و فیس بوک خنثی شده و دید منطقی تری به مسایل جاری در ایران پیدا کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 0:47  توسط مهندس ارنست  | 

زمان برگشت مالیاتی (Tax Return)

ماه جولای شروع شد و زمان ارسال اظهار نامه مالیاتی و برگشت مالیات است. یک پست قبلا در مورد مالیات داده ام که خیلی از موارد رو پوشش داده من اینجا نکات تکمیلی رو اضافه می کنم. مهلت ارسال اظهارنامه مالیاتی تا 31 اکتبر هستش. البته بعد اون هم تا آخر سال امکان پذیره ولی مشمول جریمه می شه. اگر سال مالی گذشته یعنی از 1 جولای سال قبل تا 30 جون امسال درآمدی داشته اید باید اظهارنامه مالیاتی پر کنید، و بالطبع هر چه زودتر هم اینکار رو بکنید بهتره چون زودتر مبلغ اضافی که کسر شده به دستتون می رسه. حدود دو هفته پس از ارسال اظهارنامه برایتان چک مالیات برگشتی ارسال می شه و یا اگر شماره حساب داده باشید به حسابتان ریخته می شه.

برای برگشت مالیات شما یک برگه تحت عنوان Group Certificate  یا Payment Summary از محل کارتان برایتان می فرستند که کل مبلغ درآمد شما (Gross Payment) رو به همراه مبلغی که به عنوان مالیات کم شده در آن مشخص شده است. هر هزینه ای که در راستای کارتان انجام دادید از جمله هزینه شرکت در یک کنفرانس مربوط به کار یا خرید مجله، نرم افزار و یا هر وسیله مرتبط با کارتان در صورتیکه رسیدش را دارید برای برگشت مالیات می توانید استفاده کنید. حتی درصدی از صورتحساب های تلفن، موبایل و اینترنت رو می توانید در صورتیکه برای کارتان استفاده می کنید می توانید به قول معروف Claim کنید. داستان اینه که اینها درآمد قابل مالیات (Taxable Income) شما رو کاهش می دهد و شما عملا مبلغ اضافه ای که بابت مالیات پرداخت شده رو از دولت پس می گیرید. 

توجه داشته باشید که اگرچه این کارها رو خودتون هم می توانید انجام بدهید و از طریق سایت اداره مالیاتی استرالیا می توانید نرم افزار مالیات الکترونیکی (e-Tax) رو دانلود کنید و اون کمک زیادی به شما می کنه و حتی وصل می شه و یک سری اطلاعات رو از اداره مالیات می گیره و براتون پر می کنه ولی به هر حال دانستن قوانین در اینجا خیلی مهمه. اگر یک موقع اشتباه کنید و بعدا اداره مالیات گیر بدهد و درخواست مدارک بکند و مشخص شود که مشکل تو کارتون هست ممکنه جریمه شوید و یا اینکه هر سال پرونده شما تحت نظارت باشه. بنابراین راه حل عاقلانه ای است که از یک Tax Agent مطمئن که به قوانین آشناست استفاده کنید. جالب اینجاست که هزینه Tax Agent رو هم می توانید سال بعد به عنوان هزینه های مربوط به کارتان Claim کنید و عملا حدود 40 درصد آن برمی گردد. یک از دوستان ایرانی Tax Agent رسمی و ثبت شده هستند که من با ایشون کار می کنم و اگر کسی بخواهد می تونم معرفی کنم.

یک سری مسایل قانونی رو هم بدونید بد نیست. مثلا این که مدارک مربوط به برگشت مالیات رو اعم از رسید ها، قبض ها و ... که برای برگشت مالیات استفاده کرده اید تا 5 سال باید نگه دارید چون هر آن اداره مالیات ممکنه از شما درخواست کنه واگر نداشته باشید مدارک رو برایتان مشکل ایجاد می شود. اگر قبض ندارید ولی Statement بانکی دارید که نشان می دهد پولی بابت آن مورد کم شده کفایت می کند. همچنین هزینه های مربوط به زمان قبل از شروع کارتان را نمی توانید Claim  کنید. هزینه مربوط به خرید لپ تاپ هم باید در سه سال سرشکن شود و همه را نمی توانید یکجا Claim کنید.

امیدوارم که امسال سال پر برگشتی برایتان باشد. اگر سال مالی قبل چند ماهی بیکار بوده اید شانس بیشتری دارید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 1:38  توسط مهندس ارنست  | 

انتخابات ریاست جمهوری ایران در استرالیا

یک هفته ای هست که محمد رضا و بانو اومده اند پشت دریاها و در خدمتشون هستیم، فرصت نشده آپدیت کنیم. فعلا جو انتخاباتی هم که بر همه جا حاکمه و ما هم گفتیم یک پست انتخاباتی بدهیم. امیدوار بودیم که انتخابات رو تو استرالیا یا بیندازند شنبه و یا اینکه توی شهرهای بزرگ مثل سیدنی هم برگزار بشه، سایت سفارت هم که خبری نبود، البته داره الان یک تکونهایی می خوره و یک صفحه خاص انتخابات گذاشته. ولی اطلاعیه شماره یک سفارت ایران توی کانادا تو ذوقم خورد، جایی مثل تورنتو که صد هزار نفر ایرانی داره توش صندوق نخواهند داشت و ملتی که می خواهند رای بدهند باید بروند اتاوا. حالا درسته برای استرالیا یک قولهایی دارند می دهند که توی شهرهای بزرگ هم می خواهند صندوق بگذارند و در پروسه گرفتن مجوز هستند با توجه به اینکه تعداد کل ایرانیها تو استرالیا حدود 25 هزار نفر هستش به نظر بعید می رسه این کار رو انجام بدهند!

باز ببینیم چی می شه، حداقل زودتر می گفتند ما می فهمیدیم باید جمعه رو مرخصی بگیریم یا نه؟

پی نوشت: مثل اینکه حل شد، سیدنی هم قراره صندوق بیارند

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:38  توسط مهندس ارنست  | 

عدم تبعیض در سازمانها

اخیرا یک دروه آموزش الکترونیکی رفتار سازمانی برای کارمندان شرکت گذاشتند که همه باید هر وقت فرصت می کردند از طریق سایت این دوره رو گذرانده و امتحانش رو به صورت آنلاین می دادند. بحث اصلی رعایت عدم Discrimination یا تبعیض ( نژادی، وضعیت تاهل، بارداری، عیالواری، عضویت اتحادیه صنفی، ، سنی، جنسیتی، عقیدتی، معلولیتی، مسئولیتهای خانوادگی و ... ) و ایجاد مزاحمت (harassment) و سو استفاده از قدرت یا قلدری (Bullying) بود.

موضوع اصلی آگاهی از حقوق خود به عنوان یک کارمند بود. و قانون دادن این آگاهی و نظارت بر اجرای اون رو بر عهده شرکت گذاشته است. اگر به انواع تبعیض ها نگاه کنید می فهمید که قانون تا کجا جلو رفته. اگر برای یک کاری دو نفر اقدام کنند و یکی رو به خاطر سن زیادش رد کنید این قانون رو نقض کردید، یا اگر به خاطر اینکه یک خانمی باردار است یک نفر دیگر رو برای کار انتخاب کنید این قانون نقض شده و اگر شرکت توانایی ایجاد شرایط برای رفت و آمد معلول جسمی رو داره ولی به خاطر اینکه این خرج رو نکنه از پذیرفتن یک معلول برای یک کاری که فرد معلول هم مثل فرد عادی می تونه انجام بده (مثل حسابداری) سر باز بزنه این قانون رو زیر پا گذاشته. نمی گم اینجا قانون صد در صد اجرا می شه ولی به هر حال همین که قانون به مرحله ای می رسه که این جور چیزها براش مهم می شه اجرای قانون رو بصورت کم و بیش در پی خواهد داشت. شما می دونید که به خاطر نژادتون اگر مورد آزار و اذیت قرار گرفتید تو محل کارتون قانون پشت سر شما وایستاده و قانون هم جریمه های سنگینی هم برای شخص مربوطه و هم برای شرکت اعمال می کند.

برای آگاهی از قوانین ضد تبعیض لینک های زیر راببینید. ترتیب و سال وضع این قوانین برای من جالب بود، یعنی اینکه مسئله تبعیض نژادی باید به وضعیت خوبی رسیده باشه که مسئله تبعیض جنسیتی مطرح بشه و باز بعد از اون به فکر رفع تبعیض از معلولین بیفتند.

Race Discrimination Act 1975

Sex Discrimination Act 1984

Human Rights and Equal Opportunity Commission Act 1986

Disability Discrimiation Act 1992

Age Discrimination Act 2004

همچنین لینک های زیر را برای اطلاع بیشتر ببینید

کمیسیون حقوق بشر استرالیا

Australian Workplace and Discrimination Representatives

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:49  توسط مهندس ارنست  | 

نمایشگاه CeBIT استرالیا

هفته گذشته (12 تا 14 ماه می) نمایشگاه CeBIT استرالیا در دارلینگ هاربر سیدنی برگزار شد. ورودیه اش فکر کنم 65 دلار بود که تو سایتش (گوگل کروم می گه نروید تو این سایت، خطرناکه!) نوشته بود اگر از طریق سایت ثبت نام کنید 40 دلار می شه، اگر Promotion Code وارد می کردید هم رایگان بود، Promotion Code رو هم تو روزنامه ها می تونستید پیدا کنید یعنی عملا رایگان بود و فقط شما رو تشویق می کردند که ثبت نام کنید. بعد از ثبت نام از طریق وب سایت یک فایلی حاوی یک بارکد و راهنمای مختصر برای شما فرستاده می شد که باید پرینت می کردید و یا می تونستید بگید بفرسته رو موبایلتون، جلوی درش چند تا دستگاه بود که شبیه بارکد ریدرهای فروشگاه ها بود، شما بارکد رو جلوش می گرفتید و کارت شما رو چاپ می کرد. و یک بند هم می دادند که بیندازید به گردنتون.

ابعاد نمایشگاه به نمایشگاه کامپیوتر ایران نمی رسید و خیلی هم چیز جالبی یافت نمی شد. (دوستانی که CeBIT آلمان رو دیده اند، اونجا هم همینطوریه؟) حداقل تو ایران دستفروش های بیرون نمایشگاه یک شور و حالی بهش می دادند! نکته ای که برام جالب بود هر غرفه ای که یک مقدار اطلاعات بیشتر می خواستید می گفتند می تونم کارتت رو اسکن کنم؟ و با اسکن کردن بارکد روی کارت عملا به اطلاعاتی که شما در هنگام ثبت نام داده بودید دسترسی پیدا می کردند. یکی از غرفه ها هم یک قرعه کشی با جایزه هارد 2 ترابایتی گذاشته بود که فقط لازم بود کارت شما رو اسکن کنه.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 19:56  توسط مهندس ارنست  | 

نکات مصاحبه فنی برای IT کارها

از همه دوستانی که تبریک گفتند ممنونم. 

تو این پست فقط می خواستم یک سایت برای کسانی که دنبال کار هستند معرفی کنم. سایت TechInterviews برای دوستان IT کار که می خواهند برای مصاحبه فنی بروند می تونه بسیار مفید باشه. امیدوارم در جستجو برای کار، با مرحله ای برسید که این سایت رو نیاز داشته باشید.

این پست دامون رو هم ببینید

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:51  توسط مهندس ارنست  | 

مطالب قدیمی‌تر