تبليغاتX
خانواده مهندس ارنست - مهاجرت به استرالیا
خانواده مهندس ارنست - مهاجرت به استرالیا

هفدهمین نمایشگاه هنری دو سالانه سیدنی (Biennale of Sydney) در موزه هنرهای معاصر سیدنی (Museum of Contemporary Art) و جزیره کاکاتو (Cockatoo Island) و یک سری جاهای دیگه سیدنی از 12 می شروع شده و تا اول آگوست ادامه دارد. این نمایشگاه شامل هنرهای تجسمی، ویدیو، نقاشی و ... می باشد. فری رایگان برای رفتن به جزیره کاکاتو در طول مدت برگزاری نمایشگاه برقرار است. شاید برقراری ارتباط با یک سری از کارهای هنری راحت نباشد، به نظر من ارزشش رو داره حداقل به همین بهانه هم که شده یک سر به جزیره کاکاتو بزنید. این جزیره بسیار کوچک قدیم ها (از 1839) بعنوان زندان استفاده می شده و بعد ها بمدت 50 سال کارگاه کشتی سازی در آن برقرار بوده است و محیط کاملا صنعتی دارد. دالان هایی که داخل سنگ کنده شده و بعنوان سیلو استفاده می شده را نیز حتما بازدید نمایید. همچنین تعدادی از اثار هنری از یک خانم ایرانی الاصل مقیم لندن بنام شیرازه هوشیاری نیز در این نمایشگاه موجود می باشد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام تیر 1389 توسط مهندس ارنست |

کوین راد که در یکی دو ماه اخیر بدلیل چالش هایی که از طرف رهبر حزب لیبرال تونی ابوت برایش ایجاد شده بود و به خاطر کارهایی که در زمان انتخابات قولش را داده و نتوانسته عملی کنه، محبوبیتش به شدت کاهش پیدا کرده بود و به نظر می رسید که در انتخابات اکتبر امسال موجب شکست حزب کارگر شود، توسط معاونش، خانم جولیا گیلارد 48 ساله، متولد ولز (بریتانیا) و بزرگ شده استرالیا به چالش کشیده شد و استعفا داد و خانم گیلارد رهبر حزب کارگر و اولین نخست وزیر زن تاریخ استرالیا شد. عمو کوین در کنفرانس خبری در حالیکه کارهایی را که انجام داده لیست می کرد و به آنها افتخار می کرد اشکش هم یک جاهایی دراومد. به نظر می رسه خانم گیلارد بهتر بتونه با تونی ابوت کل کل کنه و شاید بتونه حزب کارگر رو در انتخابات ماه اکتبر نجات بده.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سوم تیر 1389 توسط مهندس ارنست |

شش ماه پیش یک گروهی رو در Linked In ایجاد کردم برای IT کارهای ایرانی مقیم سیدنی که در این پست اطلاع رسانی کردم. قدم بعدی این هستش که یک گردهمایی بگذاریم که دوستان متخصص IT همدیگر رو بشناسند و شاید هم به کار همدیگه بیایند یا به اصطلاح Networking کنند. این حرکت اگر موفق باشه اینطور گردهمایی ها می تونه محلی باشه برای کمک به دوستانی که جدیدا به استرالیا اومده اند و مهمترین دغدغه شون پیدا کردن کار هستش. این کمک می تونه کمک فکری و یا نظر دادن در مورد نوشتن رزومه و یا اطلاع رسانی در خصوص جاهایی که در حال حاضر استخدام می کنند و یا معرفی کردن به محل کار خودشان و ... . برای دوستانی که مدت زیادی است اینجا هستند نیز فرصتی است برای گسترش Network شان.

این لینک Event ی است که در سایت Linked In ایجاد کرده ام. قرار ما پنجشنبه 17 جون 2010 ساعت 6 عصر در Starbucks Coffe حوالی Circular Quay (انتهای Pitt St) است. لطفا اگر به این گروه ملحق می شوید از طریق همین لینک اطلاع دهید. ایده ای هم اگر دارید برای ساخت بخشیدن بهتر به زمان لطفا دریغ نکنید. ایده ما فعلا اینه که آشنا شویم و قهوه بخوریم و صحبت کنیم.

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم خرداد 1389 توسط مهندس ارنست |

فستیوال Vivid Sydney از 27 می شروع شده و تا 21 جون ادامه دارد. در واقع فستیوال نور و موسیقی هستش و در این مدت هر شب از ساعت 5.30 به بعد روی اپرا هاوس و ساختمانهای قدیمی شهر (که عمدتا در خیابان Mcquarie از هاید پارک تا اپراهاوس واقع شده اند) با پروژکتور تصاویر مختلفی می اندازند که عکس های بسیار خوبی می شه گرفت. بد نیست فرصت داشتید یک قدمی اون طرف ها بزنید. اطلاعات بیشتر رو از این سایت بگیرید.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم خرداد 1389 توسط مهندس ارنست |

راستش تعمیم دادن بدون سند و مدرک رو منطقی نمی دونم ولی بر اساس آنچه که در سایر وبلاگها خوانده ام شاید بشه حتی به ایرانیهای خارج نشین هم تعمیم داد. به هر حال عنوان شاید خیلی مهم نباشه و من هم روش تاکید ندارم.

با توجه به گسترش مهاجرت ایرانی ها از طریق ویزای مهارتی به نظر می رسد بیشتر این افراد بتوانند به راحتی باهم ارتباط برقرار نمایند چون در یک محدوده سنی هستند، عمدتا از قشر متوسط جامعه هستند، از نظر مالی هم در سطح متوسط بوده و خیلی هنر کرده باشند یک آپارتمان در ایران دارند و از نظر سطح تحصیلات تقریبا یکسان و عمدتا در رشته های مهندسی هستند ولی متاسفانه باید گفت که این موارد اگرچه در روزهای اول برای برقراری ارتباط کمک می کند آفت های زیادی وجود دارند که مانع ادامه این روابط می شوند و در موارد متعددی بصورت مستقیم یا غیر مستقیم شاهد از هم پاشیدن روابط بوده ایم. در این پست من سعی دارم این آفت ها رو از دیدگاه خودم بررسی کنم و امیدوارم که این افرادی که به نوعی برگزیدگان جامعه ما هستند بتوانند با توجه ویژه به این آفت ها از اتفاقات و برخورد های ناخوشایند جلوگیری نمایند:

1. ایرانی بودن به عنوان نقطه مشترک ارتباط

آدمها نیاز به صحبت کردن دارند، وقتی قدم به خاک غربت می گذارید و نمی توانید به صورت موثر با ناهمزبانان ارتباط برقرار کنید دیدن یک هموطن کلی روحیه بهتون می ده، و همینه که هر کسی رو که می بینید قیافه اش به ایرانی می خوره، سریع باهاش ارتباط برقرار می کنید و خیلی سریع هم این رابطه رو عمیقش می کنید. دعوت برای شام و ناهار و دعوت متقابل و دور هم جمع شدن ها در پارک و ... . در ماه های اول خیلی خوبه، به مدد وجود هموطنان احساس دلتنگی زیادی هم ندارید و همه چی آرومه! که کم کم متوجه می شوید که اخلاق و رفتارتان همدیگر رو اذیت می کنه، راه پس و پیش هم ندارید، ظاهر رو نگه می دارید ولی در باطن نمی تونید تحمل کنید و یک جایی مشکل می زنه بیرون و رابطه به هم می خوره.

دلیل اصلی ناموفق بودن ارتباط اینه که نقطه مشترکی غیر از ایرانی بودن ندارید، اگر تو ایران بودید ارتباط با چنین کسانی رو در حد سلام و علیک نگه می داشتید و وارد جمع خانوادگی تون نمی کردید. 

2. دخالت در کار دیگران و عدم رعایت فاصله مجاز

انسانها بدلیل ضعف های خود از صمیمیت می ترسند، شما به هر کسی اجازه نمی دهید بیشتر از حدی که برایش قائل شده اید جلو بیاید و به ضعف های شما پی ببرد. متاسفانه ما ایرانی ها در مقایسه با غربی ها خیلی کار به کار همدیگه داریم، خیلی دوست داریم سر از کار دیگران در بیاریم و یک جاهایی بیشتر از حد مجاز جلو می ریم. کسانی که مهاجرت کرده اند هم یکی از دلیل هاشون اینه که از احساس خفقانی که در ایران داشتند خلاصی پیدا کنند. اینجا با این رفتارهایی که ماها می کنیم احساس می کنند که دارند پاییده می شوند. خوب یک جایی می زنند زیر همه چی و از خیر این ارتباط می گذرند. نمونه خیلی بارز این مشکل در بحث لباس پوشیدن خانم ها پیش می آید، برای یک خانمی که از ایران اومده و در انتخاب لباس های راحت تر تکلیفش با خودش هم مشخص نیست تحمل بار سنگین نگاه ها و بعضا طعنه های هموطنان کار آسانی نیست. 

3. غیبت و تمسخر دیگران

نیازی به توضیح بیشتر نیست، یک تفریح ناسالم است که متاسفانه دوستان این ویژگی ناخوب رو نیز به همراه خود میارند این ور دنیا. نمی گم غیر ایرانی ها این کار رو نمی کنند، حداقل به خاطر دیدگاهی که همینطوری بین ایرانیها رایج است احساس بر این است که غیر ایرانی ها کمتر از این کارها می کنند. در ارتباط با غیر ایرانی ها حداقل در ظاهر شما متوجه چنین مسئله ناخوشایندی نمی شوید، نمی دونم شاید بعدا زبان انگلیسی مان خوب شه بفهمیم که همون قضیه اینجا هم هست. به هر حال فرقی در اصل مسئله نمی کند و آن اینست که غیبت و حرف زدن پشت سر دیگران از آفت های اصلی ارتباط بین ایرانیهای مهاجر است و خیلی ها هم به همین دلیل از هموطنان خود گریزانند.

4. سوء ظن به دیگران

حرف کوچکی که به یکی زده اید از یکی دیگه می شنوید و اطمینان حاصل می کنید که اونها در اوقات فراغتشون در مورد شما حرف می زنند! این قضیه به همراه یک مقدار تخیل امان از شما می برد و کم کم رابطه ای که قرار بود جایگزین دوری از وطن باشد تبدیل به یک واقعیت عذاب آور می شود.

5. کلاس

یک بیماری بسیار شایع در بین ایرانیان مهاجر سندرم کلاس است. این بیماری بسیار مسری است و به محض اینکه یکی شروع می کنه به کلاس گذاشتن بقیه افراد نیز (نه همه) شروع می کنند. این بیماری با زگیل نیز رابطه مستقیم دارد و بعضی ها با دیدن کلاس گذاشتن دیگران زگیل در می آورند. علائم زیر نشان دهنده ابتلا به سندرم کلاس می باشد:

الف - استفاده زیاد از کلمات انگلیسی در هنگام تکلم به زبان فارسی

بعضی ها از هواپیما پیاده نشده زبان انگلیسی شون شکوفا می شه، Ticket ترن می خرند، یک کاری انجام دادند نشد یک بار دیگه Try می کنند و خونه Rent  می کنند و سوار Lift می شوند و ... . مرحله پیشرفته ترش That's it و جمله های کوتاه است. مرحله حادش هم اینه که می فرماید با خودم گفتم Oh my god. that's gonna kill us یعنی این که ما با خودمون هم انگلیسی فکر می کنیم. البته وقتی می بینید طرف چه زوری می زنه تا یک جمله انگلیسی جور کنه می فهمید که چنین چیزی واقعیت نداره و ایشان فقط دچار بیماری فوق الذکر هستند. این وسط حواستون به اونهایی که با شنیدن این حرف ها دارند زگیل در میارند هم باشه.

ب - فخر فروشی به خاطر ثروت

ما خونه مون جردن، نیاوران، فرمانیه ... بوده، کت و شلوار زیر میلیون نمی خریدیم. از این صحبت ها. شما هم تعجب می کنید که این صحبت ها توسط کسی که به طور مشخص در سطح اجتماعی متوسطی بوده مثل خودمان و بقیه دور و بریهایمان بوده است مطرح شود؟ اصلا شما وضعتون خوب بوده، که چی؟ جای افتخار داره؟ 

ج - غرب زدگی (برای استرالیا می شه شرق زدگی)

بعضی از مهاجرین عزیز نیز کلاس را در این می دانند که بگویند همه چیز ایران اخ بوده و همه چیز اینجا خوبه! می گویند ایران هم جا بود، خراب شه الهی! اون از وضع خیابونهاش، اون از وضع .... یکی نیست بهشون بگه بابا جان آخه چاله چوله های خیابان های سیدنی بیشتر از تهران نباشه کمتر نیست! حداقل یک مثال دیگه بزن. بعضی از دوستان نیز نقل و نباتشون اینه که هی بگند ایرانیها اینطوریند ایرانیها اون طوریند، یکی هم نیست که بهشون بگه ببخشید شما از کجا تشریف آورده اید؟ یا فقط استثنائش شما هستید. بیشتر کسانی که مهاجرت کرده اند هنوز یک حب وطنی در دل دارند، خوب این حرف ها رو می شنوند احساس می کنند دارید بهشون توهین می کنید دیگه!

د - به رسمیت نشناختن حضور یک نفر دیگر در جمع

یک حالت دیگر هم قضاوت در مورد دیگران در برخورد اول و به رسمیت نشناختن او در جمع است. ممکن است حتی خودتان بنده خدا رو دعوتش کرده باشید ولی یک طوری سر و سنگین باهاش برخورد کنید که طرف دیگه دور و بر شما پیداش نشه. البته این احساس ممکنه واقعی نباشه و شما ممکنه واقعا قصد ضایع کردن یا نادیده گرفتن ایشان را نداشته باشید. به هر حال رابطه پیچیده می شه. سری بعد هم طرف مقابل سر و سنگین می شه و ممکنه در نهایت رابطه از هم بپاشه.

این بیماری علائم دیگری نیز دارد که در این مقال نمی گنجد.

این پست خیلی طولانی شد، هدفم از مطرح کردن این قضیه این نبود که رو منبر رفته باشم و بگم ایرانیها اینطوریند! و من مستثنا هستم، اتفاقا معتقد هستم اگر شما یک مسئله ای رو در دیگران خوب تشخیص می دهید بدانید که شما خودتان به احتمال قوی همان مسئله را دارید. حتی اگر لحن صحبتم نشون نمی ده اینها رو من خودم هم نیز دارم.  به هر حال اینها آفت های ارتباط بین هموطنان مهاجر ما هستند و این موارد بر اساس تجربه خودم و دوستان می باشد. به نظرم توجه قدم اول برای اصلاح است. امیدوارم که فقط تونسته باشم توجهتون رو به این قضیه بسیار مهم جلب کرده باشم. 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389 توسط مهندس ارنست |

طبق آمار سال 2006 تعداد ایرانیان (متولد ایران) مقیم استرالیا 22550 نفر و با در نظر گرفتن متولدین استرالیا و دورگه ها 23570 نفر بوده است که 50.6 درصد آنها ساکن سیدنی، 18.3 درصد ساکن ملبورن، 9.4 درصد ساکن پرث، 7.6 درصد ساکن آدلاید و 5.4 درصد ساکن بریزبین بوده اند. طبق همین آمار 32 درصد مسلمان، 25 درصد بهایی، 20 درصد مسیحی،  10 درصد بی دین و بقیه در ادیان دیگر بوده و یا اظهار ننموده اند. (مرجع اینجا و اینجا)

ایرانیهای استرالیا رو به دو بخش قدیمی و جدید می شه تقسیم بندی کرد. قدیمی تر ها عمدتا از طریق پناهندگی مهاجرت نموده اند. بر اساس آمار سال 2007-2008 تعداد 302 نفر ایرانی ویزای بشردوستانه (پناهندگی) گرفته اند(مرجع). همچنان که از ادیان ایرانیهای مقیم استرالیا بر می آید یک چهارم ایرانیهای استرالیا را هموطنان بهایی مان تشکیل می دهند و تا جاییکه من اطلاع دارم بهایی ها در مقایسه با سایر جمع ها (کامیونیتی های) ایرانیها اتحاد بهتری باهم دارند. بهایی ها در سیدنی یک معبد بسیار بزرگ دارند که در  Mona Vale Road قرار دارد. (لینک)

یک سری از قدیمیها نیز با پناهندگی های سیاسی به استرالیا مهاجرت نموده اند که بر اساس شنیده ها عمدتا کردها هستند. بعضی از این هموطنان هنوز هم فعالیت سیاسی انجام می دهند و حتی نسبت به برقراری کنسولگری ایران در سیدنی و حتی برنامه هایی که توسط سفارت ایران در استرالیا مخالف و بدبین هستند و معتقدند سفارت ایران کار جاسوسی انجام می دهد. (اینجا رو ببینید) شاید هم واقعا هست! (اینجا رو ببینید). قرار نبود بحث سیاسی کنیم، علاقه ای هم نداریم. ایرانیهای قدیمی تر در سیدنی عمدتا در مناطق پاراماتا و اوبرن ساکن هستند. اوبرن جو خاورمیانه ای دارد و عرب و ترک زیاد دارد و خانم های محجبه به وفور در این منطقه دیده می شوند. بیشتر رستوران ها و فروشگاه های ایرانی نیز در این منطقه هستند. 

ایرانیهای جدیدتر که عمدتا از طریق ویزای مهارتی (Skilled) و ویزای دانشجویی وارد استرالیا می شوند. تعدادی نیز در سالهای گذشته با ویزای Working Holiday آمده و اینجا ماندگار شده اند. بنابراین عمده مهاجران ایرانی جدیدتر را قشر جوان تشکیل می دهند. بر اساس آمار سال 2008-2009 تعداد 1400 نفر مهاجر ایرانی ویزای مهارتی دریافت نموده اند (مرجع). این قشر از مهاجرین ایرانی به نسبت شرایط بهتری داشته و پس از مشغول شدن در کار مورد نظر خود زندگی نسبتا آرامی را تجربه می نمایند. عمدتا به دلیل تفاوت سطح تحصیلات و دیدگاه ها و سن با مهاجرین قدیمی تر رابطه زیادی برقرار نمی کنند و در مناطق متفاوتی نیز زندگی می کنند. در سیدنی مناطق Hornsby و Ryde پذیرای تعداد زیادی از مهاجرین جدید ایرانی است. 

پست بعدی در خصوص رابطه متقابل مهاجران ایرانی جدید خواهد بود.

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389 توسط مهندس ارنست |

یک کتابی هست بسیار مفید برای خانم های باردار بنام Having a baby. این کتاب توسط دپارتمان بهداشت نیو ساوث ولز ( NSW Department of Health ) تهیه شده و معمولا زمانی که یک خانم باردار تشکیل پرونده می دهد برایش ارسال می کنند. نسخه Pdf آن را می توانید از اینجا دانلود کنید. یک کتابچه خلاصه هم در همین خصوص هست که از اینجا قابل دریافت است.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 توسط مهندس ارنست |

برای پرواز از تهران به سیدنی و برعکس انتخاب های متعددی وجود دارد. هواپیمایی امارات (از طریق دوبی) ، الاتحاد (از طریق ابوظبی)، قطر (از طریق دوحه) و ایران ایر (از طریق مالزی) از جمله این انتخاب ها هستند. پرواز از طریق مالزی ارزان تر در میاید لیکن بدلیل اینکه هر دو پرواز مال یک شرکت نیست در صورت تاخیر پرواز اولی، ممکن است دردسر ایجاد شود و علاوه بر اون از جان خود که سیر نشده اید! هواپیمایی قطر نیز به نظرم قیمتش بالاتر در میاد و پروازهاش کمتره، کسی رو هم سراغ ندارم تجربه اش کرده باشه. بنابراین بهترین گزینه ها الاتحاد و امارات هستند و تعداد پروازهایشان در طول یک هفته نیز زیاد است.

هواپیمایی امارات معمولا یک مقدار گران تر است، البته برای سیدنی به تهران بعضا بدلیل تخفیف هایی که قائل می شود ارزان تر از الاتحاد در میاید. هواپیمایی الاتحاد خیلی قیمت هایش را دست نمی زند. در کل ما تا جایی که می دونستیم و تعریفی که می شنیدیم مردم برای هواپیمایی امارات کلاس خاصی قائل بودند. ما پرواز اولی که از ایران آمدیم با الاتحاد بود و بسیار راضی بودیم این سری گفتیم با امارات بریم ببینیم چه تفاوتی داره. موقع Check in که به وزن بار که سه کیلویی بالاتر بود (سی کیلو بار مجاز بود ما سی و سه کیلو داشتیم) گفتند که کیلویی 50 دلار اضافه بارتون می شه و مجبور شدیم مقدار اضافه رو خالی کنیم. به یک کیلو هم رحم نمی کردند در ایران یک کیلو اضافه بود گفتند خالی کنید. 

در خصوص فضای بین صندلی ها هم بطور مشخص هواپیمای الاتحاد راحت تر بود و فاصله بیشتری در مقایسه با امارات بین صندلی ها وجود داشت. از نظر برخورد مهماندارها نیز به نظر من الاتحاد بهتر بود و مهمتر از همه اینها این که در هواپیمایی الاتحاد راه به راه خوردنی و نوشیدنی می آوردند و از این نظر کم نمی گذاشتند. میوه هم در پشت هواپیما روی سبد گذاشته بودند می تونستید هر وقت خواستید بروید و بردارید. به هر حال در یک پرواز 14.5 ساعته (دوبی/ابوظبی به سیدنی) چنین پذیرایی لازم است. ولی در هواپیمایی امارات یک صبحانه در ابتدا و یک ناهار در آخر پرواز دادند و یک خوردنی سبک در وسط پرواز. یعنی بین هر دو پذیرایی 5 تا 6 ساعت فاصله می افتاد. خلاصه اینکه علیرغم اینکه ما یک وعده دیگه هم درخواست کردیم و یک خوردنی سبک دادند باز هم گرسنکی کشیدیم. پیشنهاد می کنیم اگر با هواپیمایی امارات عازم هستید یک مقدار نون و پنیر هم با خود بردارید. 

البته من الاتحاد دو سال پیش رو با امارات الان مقایسه کردم. دوستانی که یک سال پیش با امارات رفته اند راضی بودند احتمالا جدیدا خسیس شده باشند و امیدوارم که الاتحاد هنوز کیفیت سرویسش را حفظ کرده باشد. البته با توجه به تجربه اخیر عارف با الاتحاد به نظر می رسد الاتحاد هنوز خوب است. 

من هنوز پورسانتی از الاتحاد نگرفته ام ولی اگر می خواهند پیشنهاد بدهند لطفا سریعتر، وگرنه این پست رو حذفش می کنم :)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 توسط مهندس ارنست |

برگشتیم سیدنی و می تونم بگم من و همسرم هر دو اینجا احساس آرامش بیشتری می کنیم.

یکی از مسائلی که توجهم به آن جلب شد حساسیت شدید در آذربایجان و خصوصا جو دانشگاه تبریز روی بحث نژاد و زبان است که در حال حاضر به صورت حمایت شدید از تیم تراکتور سازی تبریز (تراختور) ظهور پیدا کرده است. در حالیکه تلاش می کردم برادرم را قانع کنم که این مساله رو بی خیال شده و سرش به درسش باشه، علاقمند هم بودم که دلیل این حساسیت ها رو درک کنم. با یکی دو تا مقاله (یکیش این) که بسیار منطقی این موضوع را بررسی کرده بودند من هم حساسیت هایم بیشتر شد و راه حل خروج از این مساله در یکی از مقاله ها حرکت به سمت اداره کشور به صورت فدرال عنوان شده بود که به نظر می رسد راه حل مناسبی باشد.

بعد از برگشت از تبریز واقعا حساسیت هایم نسبت به بحث نژاد پرستی بالا رفته بود و واقعا به راحتی می توانستم مسائلی که ریشه کاملا نژاد پرستانه داشته و مطابق آن مقاله ها بصورت تعمدی و از زمان رضاخان شروع شده است را ببینم. برای مثال فیلم پوپک و مش ماشالله را دیدیم که بطور مشخص فیلم سطح پایینی بود و ارزش وقت گذاشتن نداشت لیکن بحث ترک بودن مش ماشالله همان نکته ای است که یک فیلمنامه نویس بدلیل کمبود سوژه خنده دار به آن رو آورده است و اگرچه ممکن است لبخند رو بر لبان عده ای از مردم بیاورد موجب افزایش خشم و نارضایتی یک قوم می گردد. مشکل اینجاست که در سیستم قضایی تعریف درستی از توهین وجود نداشته و برای آن مجازات مناسبی در نظر گرفته نشده است و یک زبان یا لهجه می تواند به راحتی دستمایه تمسخر ( یا به قول بعضی ها طنز) قرار گیرد.

بحث هایی که در آذربایجان مطرح می شود و به خاطر بی فکری مسئولین به سمت جدایی طلبی افراطی پیش می رود تنها با تغییر یک سری پیش فرض ها قابل حل خواهد بود. البته ناگفته نماند که همین افراطی گری نیز موجب بروز نژاد پرستی در جهت معکوس آن می گردد. و به نظر من نژاد پرستی از هر نوع آن برای جامعه یک سم مهلک است.

یکی از همکاران استرالیایی می گفت بیست سی سال پیش جو استرالیا کاملا نژاد پرستانه بود و کسی با ظاهر آسیایی ( چینی/ کره ای ...) خیلی در جامعه راحت نبود. ولی الان بدلیل قوانین مناسبی که هست و رعایت هم می شود شما نژاد پرستی رو حداقل در ظاهر نمی بینید و مسایل نژاد پرستانه سریعا تبدیل به تیتر روزنامه می شوند. چند وقت پیش توی یک محیط کاری یک چینی از سوسک ترسیده بود و همکارش بهش گفته بود که "از سوسک ترسیدی؟ شما که این رو می خورید؟!" و چینیه از همکارش شکایت می کنه و منجر به اخراج ایشان از محل کارش و جریمه نقدی سنگین می گردد. چنین چیزی از نظر ما توهین که نه فقط یک شوخی خیلی معمولی است، و تفاوت قضیه همینجاست.

نوشته شده در تاريخ جمعه دهم اردیبهشت 1389 توسط مهندس ارنست |

گفتیم بعد دو سال زندگی در استرالیا یک سری به ایران بزنیم. توی این دو سال علیرغم اینکه بسیار از محیط و شرایط زندگی در استرالیا راضی بودیم یک سری چیزها رو هم از دست داده ایم. دوری از خانواده و دوستان مهمترین اونهاست. بعدیش میره رو خوردنی هایی که در استرالیا نمی شه تجربه اش کرد. مثل نان سنگک با ماست چکیده موسیردار کاله، نان بربری با خامه پاک، ... . توصیف این لذتها سخته، باید مجدد تجربه اش کنید.

نکته جالبی که موقع ورود متوجه می شوید طرز رانندگی در ایران هست که واقعا فکر می کنید هر لحظه قراره تصادف بکنید. من خودم هم موقع رانندگی در ایران فاصله از ماشین جلویی رو زیاد رعایت نمی کردم ولی الان دیگه چشمهامون عادت کرده به اینکه وقتی پشت چراغ قرمز می ایستیم باید کف لاستیک عقب ماشین جلویی رو ببینیم. در حالیکه در ایران این مقدار فاصله در موقعی که با سرعت بالا حرکت می کنند نیز رعایت نمی شه. حرکت بین خطوط بدون راهنما و ... نیز باعث می شه بفهمیم برای چی وقتی یک خارجی به ایران میاد اینقدر از رانندگی تو ایران تعجب و وحشت می کنه. رد شدن از خط عابر هم داستانی داره، عملا وجود یا عدم وجود خط عابر تو خیابونهای ایران هیچ فرقی نمی کنه، در هر دو صورت باید مواظب باشید و بدوید، بر خلاف استرالیا که می تونید بدون توجه به اینکه ماشینی میاد یا نه از خط عابر رد شوید، چون مطمئن هستید که براتون وا می ایستند.

نکته جالب دیگه که در روز اول برای من اتفاق افتاد این بود که با این دیدگاه که قیمت ها نسبت به قبل حداکثر باید سی چهل درصد بالاتر رفته باشند یک پولی تو جیبم گذاشتم و رفتم صبحانه تهیه کنم و واقعا از اینکه نون بربری (خشخاشی!) از 100 تومان به 300 تومان و خامه کوچک از 150 تومان به 450 تومان افزایش پیدا کرده شوکه شدم و واقعا حس اصحاب کهف بهم دست داد. این یعنی 3 برابر در دو سال که معادل 75% در هر سال هستش. بعدا یک سری به فروشگاههای لباس و ... هم زدیم. همینطوریه، افزایش زیاد شاید نه به این شدت ولی به هر حال به دلیل اینکه نرخ دلار ثابت نگهداشته می شه قدرت خرید ما نیز که درآمد دلاری داریم کاهش پیدا کرده، یک جاهایی می بینید که نمی صرفه از ایران بخرید و ببرید. البته در خصوص پوشاک اگر با قیمت های اصلی استرالیا مقایسه کنید هنوز می صرفه از ایران لباس بخرید و ببرید ولی قیمت های حراجی های اونجا رو در نظر بگیرید در ایران هم یک جورهایی همون قیمت در میاد.


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم فروردین 1389 توسط مهندس ارنست |

می پرسند چرا یکی دو ماهه نیستم. راستش داشتم زندگی می کردم. پست های اساسی انرژی و زمان می بره. این مدت رو یک مقدار سعی می کردم از هوای بسیار عالی سیدنی لذت می بردم. یک چند وقت بود که عصر ها دور پارک وایتارا یک ساعتی قدم می زدیم و دو روز در هفته هم همانجا با دوستان ایرانی گل کوچک می زدیم. سینما آزادی، کنسرت آذری و ... را هم از دست ندادیم و کنسرت فاتح و شجریان را هم انتظار می کشیم. یکی دو تا جلسه فنی هم پیدا کردم و شرکت کردم که حالا داستانش رو می گم. خلاصه ملالی نیست.

حالا برای خالی نبودن عریضه یک سایت مفید معرفی کنم که برای دوستانی که در هر گوشه این جهان خاکی هستند ممکن است بدرد بخورد. سایت Meetup سایتی است برای قرار گذاشتن. هر کسی می تونه در هر زمینه ای که علاقه دارد تو این سایت گروه تشکیل بده و قرار بگذاره و ملت بیان عضو گروهش بشوند و مشخص کنند که در گردهمایی که در زمان معین شده ترتیب داده شده شرکت خواهند کرد یا نه و این سایت برای یادآوری می تونه مثلا یک روز قبل براتون ایمیل یادآوری بفرسته و ... خلاصه اینکه این سایت بسیار عالی است برای اینکه یک گروه در زمینه مورد علاقه خودتان پیدا کنید و استفاده کنید و به قول ما خارجی ها یک ذره Socialize بشوید. دوستانی که تازه مهاجرت کرده اند می تونند به نیت تمرین زبان انگلیسی گروه های مناسبی پیدا کنند.

خلاصه اینکه من خودم گروه Sydney Data Miners رو از یک سال و نیم پیش پیدا کرده بودم ولی نرفته بودم جلسه قبلی شان را رفتم جلساتش توی گوگل تشکیل می شه.بسیار خوب و مفید بود چه از نظر فنی، چه تمرین مکالمه انگلیسی و چه برقراری ارتباط با چند نفر که در این زمینه کار می کنند. گروه Sydney Oracle Meetup یکی دیگه از گروه هایی است که می تونه مفید باشه، من تا حالا نرفته ام. گروه های عکاسی، یوگا، چینی های مقیم مرکز و خیلی موضوعات دیگر در این سایت یافت می شود. مورد خوب دیدید تو همین پست کامنت بذارید ملت استفاده کنند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم اسفند 1388 توسط مهندس ارنست |
قرار بود بهزاد مسئول عشق و حال در سیدنی باشه، ولی اطلاع رسانی فستیوال سیدنی رو فقط تو فیس بوک انجام داده خبری تو وبلاگش نیست. بدلیل ضیق وقت این رو من خودم فعلا پوشش می دم بقیه رو از خودش پیگیری کنید. فردا شنبه 9 ژانویه افتتاحیه فستیوال سیدنی است و شش هفت جا در مرکز شهر برگزار می شه. قضیه کلا موسیقی و حرکات موزون هستش. پارسال ما رفتیم خوب بود، 16 ژانویه هم آهنگساز جایزه اسکار گرفته موسیقی فیلم میلیونر زاغه نشین می آید پاراماتا پارک و بقیه اش رو هم از قسمت Free سایت فستیوال سیدنی ببینید. 

نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم دی 1388 توسط مهندس ارنست |

قبل از اینکه بیاییم استرالیا همه می گفتند و ما هم باور داشتیم که مشکل زبان انگلیسی بعد شش ماه تو محیط بودن برطرف می شه و دیگه بعد از اون همه چی ردیف خواهد بود. یک سال و نیم می شه که اینجا هستیم فقط می تونم بگم تغییر محسوس در مهارت شنیداری (Listening) حاصل شده و در صحبت کردن علیرغم اینکه به هر حال گلیم خودمون رو از آب بیرون می کشیم خیلی احساس رضایت نمی کنیم و هنوز صحبت کردن به زبان انگلیسی انرژی زیادی می برد. شاید یک دلیلش اینه که گفته اند اگر تو محیطش باشی و ما واقعا تو محیط نیستیم! عملا انگار داریم تو ایران زندگی می کنیم، چون اکثر کسانی که باهاشون ارتباط داریم دوستان ایرانی هستند.

یکی از دلایلی که بعضی هموطنان در بدو ورود سعی می کنند از ایرانیها دور باشند همین قضیه زبان انگلیسی است. (اگرچه دلیل دیگرش دوری از خصوصیاتی مانند غیبت و دخالت در امور دیگران که فکر می کنند خاص ایرانیها است و در خارجی ها کمتر یافت می شود نیز مزید بر علت است.) لیکن بر اساس مشاهدات من این افراد در برقراری ارتباط با افراد سایر ملیت ها خصوصا افراد انگلیسی زبان نیز خیلی موفق نیستند، مسائل زیادی در این امر دخیل است و شاید مهمترین عامل بحث تفاوت فرهنگی باشد. عامل دیگر عدم اعتماد به نفس بدلیل احساس کمبود در مکالمه به زبان انگلیسی است. خلاصه اینکه در محیط قرار گرفتن هم برای خودش داستانی دارد.

در مقابل پیشرفت بچه ها در این محیط بسیار عالی است. کسانی که به همراه فرزندان خود مهاجرت می کنند پس از یکی دو سال عملا احساس می کنند که از آنها دارند عقب می افتند. در محیط قرار گرفتن عملا برای بچه ها معنی می دهد. در ابتدای کار در مدرسه یا مهد کودک در فضایی قرار می گیرند که کاملا برایشان غریب است و چیزی از صحبت کردن بقیه سر در نمی آورند، ولی به تدریج به روش کودکانه خود راه را برای برقراری ارتباط باز می کنند و با صرف ساعات زیادی در مقابل تلویزیون و زمان مدرسه یا مهد کودک به طرز بسیار سریعی در آموزش زبان بعلاوه فرهنگ پیشرفت می کنند. نکته ای که من در بچه های دوستانم مشاهده می کنم اینست که بعد دو سال بچه احساسات خود را به زبان انگلیسی راحت تر بیان می کند اگرچه پدر و مادر بنا به توصیه معلمان با آنها  انگلیسی صحبت نمی کنند و زبان رسمی منزل فارسی است. خیلی وقت ها هم می بینند که بچه شان کلماتی بلد است که آنها بلد نیستند.

برای من هنوز این سئوال مطرح است که آیا فاصله بسیار زیاد بین کودک و والدین چه از نظر فرهنگی و چه از نظر زبان موجب یک نقصان در زندگی کودک نمی شود؟ برای مثال یک زمانی کودک احساساتی باشد و نیاز به حمایت والدین داشته باشد و این احساسات را فقط بتواند به زبان انگلیسی بروز دهد و درک آن برای والدین به لحاظ تفاوت فرهنگی سخت باشد و یا نتوانند آن حمایت لازم را فراهم نمایند.

نکته آخر اینکه برای پدر و مادرهایی که قصد مهاجرت دارند و نگران این هستند که بچه هایشان چگونه از پس زبان انگلیسی برخواهند آمد باید گفت که شما نگران خودتان باشید، روزی خواهد آمد که به بچه هایتان غبطه خواهید خورد. تنها تجربه ناخوشایندی که من از دوستان شنیده ام به تعویق افتادن زبان باز کردن بچه به دلیل مهاجرت است که خانواده اش را نگران کرده بود که البته بعدا مرتفع گردید.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم دی 1388 توسط مهندس ارنست |

دیروز روز عاشورا بود و حس آن در کشوری مثل استرالیا خیلی راحت نیست. یک جایی اطراف هورنزبی یک خانواده ایرانی حلیم پخته بودند،  رفتیم و گرفتیم، دو تا از دوستان نیز شله زرد پخته بودند. یک جورایی حلیم و شله زرد رفته تو فرهنگمون، نباشه انگار یک چیزی از دست دادیم.

همچنین بیشتر روز را به خاطر بارانی بودن در خونه بودیم و بعد از ظهر تا نصف شب فقط جریانات ایران رو دنبال می کردیم. شاید برای کسی که در بطن ماجرا باشد اینقدر سخت نباشد. وقتی به خیلی از ویدئو ها و عکس ها دسترسی دارید و هر لحظه با نگرانی مسائل رو دنبال می کنید ولی کاری از دستتان بر نمی آید خیلی سخت است..

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم دی 1388 توسط مهندس ارنست |

قبلا در مورد بیمه ماشین در این پست نوشته ام. در این پست می خواستم بیشتر در مورد بیمه Comprehensive و تفاوت آن با این نوع بیمه در ایران صحبت کنم. 

بیمه شخص ثالث در ایران به ثالث جانی و ثالث مالی و حوادث سرنشین تقسیم می شود که با خرید یک بیمه نامه همه این پوشش ها را در سطحی که انتخاب کرده اید دریافت می کنید. بیمه شخص ثالث خسارت وارده به ماشین یا اموال افراد دیگر و یا دیه فوت و نقص عضو آسیب دیدگان تصادف را (غیر از خود راننده) در صورتی که شما مقصر باشید پرداخت می کند. بیمه بدنه نیز در صورتی که آسیبی به ماشین خودتان برسد و شما مقصر باشید پرداخت می کند. مکانیسمی که در ایران برای جلوگیری از اعلام خسارت های مکرر انجام می دهند این است که با هر بار ادعای خسارت، ده درصد به فرانشیز (سهم بیمه گذار) اضافه می شود. در اعلام خسارت اول بیمه 90% خسارت را می دهد، در دومی 80% درصد و الی آخر. بنابراین شما وسوسه نمی شوید ماشین را به جایی بکوبید و بروید خسارت بگیرید.  یک تخفیف عدم خسارت هم موقع تمدید بیمه نامه به شما می دهند اگر هیچ ادعای خسارتی در طول مدت بیمه نداشته باشید.

در استرالیا بیمه شخص ثالث جانی و حوادث سرنشین بعنوان بیمه شخص ثالث اجباری (Compulsory Third Party یا CTP) نامیده می شود، می توانید شخص ثالث مالی را جدا بگیرید که به آن Third Party Property Insurance یا Third Party Car Insurance گفته می شود.یا شخص ثالث مالی و بدنه را یک جا بگیرید که به آن Comprehensive Car Insurance می گویند.

بیمه بدنه ماشین در استرالیا Excess دارد که همان فرانشیز یا سهم بیمه گذار است. میزان Excess معمولا 600 دلار است و می توانید پایین تر از 600 دلار را نیز انتخاب کنید ولی حق بیمه بیشتری باید بدهید. بنابراین تصادفی که هزینه آن زیر مبلغ Excess است مفهومی ندارد از بیمه ادعای خسارت(Claim) کنید چون همه اش سهم خودتان خواهد بود، همچنین هر چه بیشتر ادعای خسارت داشته باشید موقع تمدید بیمه نامه، حق بیمه بالاتری لازم خواهد بود پرداخت کنید. بنابراین می بینید که به صرفه نیست زیر 1000 دلار خسارت را از بیمه تان استفاده کنید. نکته دیگری که باید توجه کنید برای راننده هایی که زیر 3 سال تجربه رانندگی دارند (گواهینامه P دارند) معمولا 600 تا 800 دلار Excess اضافه نیز در نظر می گیرند، برای مثال 600 دلار Excess پایه و 600 دلار Excess تجربه رانندگی یعنی اینکه شما هر خسارتی باشد 1200 دلارش را خودتان باید پرداخت کنید بقیه را بیمه می دهد که با توجه به افزایش حق بیمه در موقع تمدید بیمه نامه عملا برای خسارتهای زیر 2000 دلار به صرفه نخواهد بود از بیمه استفاده کنید.

در صورت تصادف فقط لازم خواهد بود تلفنی به شرکت بیمه تان اعلام خسارت کنید و عمدتا مشکلی ندارند که خودتان بروید تعمیرگاهی پیدا کنید و یا به تعمیرگاه های مجاز معرفی شده توسط آنها ببرید. در هر صورت نماینده بیمه در محل تعمیرگاه قبل از شروع کار بازدید خواهد نمود و لازم خواهد بود شما در این خصوص نیز هماهنگی های لازم را انجام دهید. با توجه به اینکه شرکت های بیمه مختلف ممکن است پروسه های متفاوتی داشته باشند بهتر است همان اول که تماس می گیرید در این خصوص نیز سئوال نمایید. بهتر است از چند جا قیمت (Quote) بگیرید. بعضی از تعمیرگاه ها اینجا نیز همانند ایران و یا بدتر از آن دودره باز (Dodgy) هستند. وقتی قیمت می گیرید و تعمیرگاه ها متوجه می شوند شما بیمه دارید نرخ های بالاتر اعلام می کنند و کارهای غیر ضروری اضافه می کنند. تجربه ای که من داشتم چراغ عقب شکسته بود و یک مقدار سپر عقب آسیب دیده بود یکی از تعمیرگاه ها تو لیستش زده بود که باید در عقب هم رنگ شود! و اون یکی چراغ هم باز و بسته شود! پس وقتی قیمت می گیرید یکی دو جا هم بگویید بیمه ندارید و طبق آن قیمت بگیرید.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 توسط مهندس ارنست |
فردا شب (دوشنبه 21 دسامبر 2009) از ساعت 7 تا 9:15 شهرداری هورنزبی مراسمی جهت بزرگداشت کریسمس در پارک وایتارا برگزار می کند و در خاتمه با آتش بازی همراه خواهد بود، از کلیه علاقمندان دعوت می گردد به نیت شب یلدا در این مراسم شرکت نمایند. (لینک از سایت شهرداری هورنزبی)

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 توسط مهندس ارنست |

چهارشنبه هفته قبل (9 دسامبر 2009) برنامه ای برای جمع کردن متخصصین ایرانی مقیم سیدنی توسط آقای دکتر محمد حسینی پور در دانشکده مکانیک دانشگاه سیدنی ترتیب داده شد.تخصص خود ایشان روانشناسی است و بیش از بیست و پنج سال است در استرالیا هستند. این برنامه توسط سازمان همیاری ایرانیان نیز حمایت می شد و بزرگوارانی چون دکتر مسعود به نیا استاد دانشکده مکانیک دانشگاه سیدنی، دکتر فریدون خاورپور و سرکار خانم ویدا شهامت دکتر داروساز و تعداد قابل توجهی از ایرانیانی که با ویزای Skilled وارد استرالیا شده اند در این جلسه حضور داشتند. با توجه به فرصت کمی که برای اطلاع رسانی بود و عدم وجود بستر مناسب برای اطلاع رسانی، به نظر می رسد با شکل گیری این گروه تعداد بیشتری از متخصصین ایرانی مقیم سیدنی در آینده بتوانند در این گروه حضور داشته باشند.

یکی از مهمترین نتایج این جلسه ایجاد یک گروه یاهو برای انسجام بیشتر در اطلاع رسانی های آینده می باشد. از همه متخصصین ایرانی مقیم سیدنی دعوت می گردد در این گروه عضو شوند. ضمنا در آینده لازم خواهد بود در کنار این گروه زیرگروه های تخصصی تر داشته باشیم تا هماهنگی ها بهتر انجام گیرد، گروه متخصصین ایرانی فناوری اطلاعات در سیدنی در LinkedIn قبلا ایجاد شده است و از IT کارهای ایرانی مقیم سیدنی دعوت می گردد در این گروه نیز عضو شوند تا بستر مناسبی برای ارتباط این قشر از هموطنان مهاجر باشد.


 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 توسط مهندس ارنست |

یک گروهی رو تو LinkedIn درست کردم تحت عنوان Sydney Persian IT Experts یا Syper (سایپر). الان توی این اوضاع بزرگترین کمکی که به تازه واردین می شه کرد کمک در پیدا کردن کار هستش. ارتباط بین ایرانیهای متخصص یک فن مشخص حتی برای کسانی که سالها اینجا بوده اند نیز مفید خواهد بود. هیچ کس اینجا جایگاهش تضمین شده نیست و همین فردا ممکنه به شما بگن تشریف ببرید، یک ماه حقوق رو خواهید داشت ولی همین الان شرکت رو ترک کنید. در این گروه اگر بشود یک چند نفر Job Agent ایرانی هم پیدا کرد بسیار عالی خواهد بود. هیچ کاری هم نتونیم بکنیم یک روز قرار ناهار تو سیتی میگذاریم دور هم جمع می شیم و با هم بیشتر آشنا می شیم یک جایی به درد همدیگه می خوریم. اول ببینیم این متخصصین IT عزیز مستقر در سیدنی رو  تو این فضای مجازی می تونیم دور هم جمع کنیم یا نه؟ بقیه اش رو بعدا تصمیم گیری می کنیم.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم آذر 1388 توسط مهندس ارنست |

تجربه دوستان از محیط کار در استرالیا بسته به بزرگ یا کوچک بودن شرکتی که در آن کار می کنند متفاوت است. در شرکت های بزرگ سعی می کنند علاوه بر کار یک سری فعالیت های اجتماعی و گروهی نیز داشته باشند تا علاوه بر نزدیک کردن تیم های مختلف و افراد به یکدیگر، موجب ایجاد رضایت از محیط کاری نیز بشوند. بنابراین توصیه می شود دوستانی که دنبال کار می گردند اگر انتخابی داشتند بین یک شرکت کوچک و یک شرکت بزرگ، شرکت بزرگ را انتخاب کنند حتی اگر حقوق کمتری را پرداخت می کند. 

بر اساس دیدی که من از محیط کارم داده بودم یکی از دوستان با تفکر اینکه محیط کار در اینجا هتل است آمد و در یک شرکت بسیار کوچک مشغول شد و الان بسیار بیشتر از محل کار قبلی اش در ایران کار می کند، هر روز مجبور است اضافه کاری داشته باشد و در اینجا پرداخت اضافه کار معمول نیست و همه در راه رضای خداست. از این برنامه های تفریحی و اجتماعی هم خبری نیست.

یک سری از این فعالیت ها برای ما بچگانه و خنده دار به نظر می رسد. همین روز جمعه یک مسابقه ای در واحد IT شرکت ما ترتیب داده بودند، مسابقه تزئین خانه زنجبیلی (Gingerbread House Decoration) آن هم در ساعت کاری که تقریبا کل روز رو ملت با همین مشغول بودند، 12 تا تیم 6 نفره بودیم و خانه زنجبیلی که حالت بیسکویت از قبل اماده بود با چیزهایی مثل اسمارتیز و دونه های رنگی پنگی تزئینش کردیم.

از این جور برنامه ها کلا شش هفت تا در عرض سال داریم، چند وقت پیش کریسمس پارتی داشتیم، یک سالنی گرفته بودند با موزیک زنده. یک روز عصر هم کل IT باهم رفتیم بولینگ و اونجا هم ده دوازده تا تیم شدیم و چند ساعتی بازی کردیم، یک بار هم یک برنامه ای بود، چهار تا تیم، برای هر تیمی یک حیوان خاص انتخاب شده بود و همه چشم هاشون رو با یک چشم بند بسته بودند و باید با صدای اون حیوان هم گروهی های خودشون رو پیدا می کردند. بعد اون یک مسابقه هم ترتیب داده بودند و یک حجم پیچیده با تکه های لگو ساخته بودند و از هر تیم هر سری یک نفر باید می رفت و اون رو می دید و می اومد کمک می کرد تا اون رو بازسازی کنند، یکی هم توی تیم انتخاب شده بود که خرابکاری کنه و اشتباه راهنمایی کنه، ولی بقیه اعضای تیم نمی دونستند اون کیه.

اینها همانطور که گفتم برای ما خنده دار میاد ولی یک چیزی توی همه اینها مشترکه و اون کار تیمی هستش. ما توی کار انفرادی خوب هستیم ولی توی کار تیمی حسابی می لنگیم و این برنامه ها احتمالا به کار تیمی کمک می کنه دیگه، بدون اینکه خودمون متوجه بشیم. یک مقدار هم کار رو از حالت جدی بودن در میاره و احتمالا موجب شکوفایی خلاقیت ها هم بشه.

البته یک نکته ای هست که بسیاری از شرکت ها فعلا بدلیل شرایط اقتصادی این جور برنامه ها رو تعطیل کرده اند و از هر راهی برای کاهش هزینه ها استفاده می کنند. شرکتی که من در آن کار می کنم نیز سه چهار ماه پیش دو تا از تیم لید های گروه ما رو اخراج کرد و برای خالی نبودن عریضه دو تا دانشجو برای کارآموزی با دریافتی یک ششم اون تیم لیدها گرفت!


 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم آذر 1388 توسط مهندس ارنست |

الان حدود 2 ماه و نیم هستش که خدمات گرین آیلند رو راه اندازی کردیم و خوشحالیم که در این مدت تخفیف ویژه که خدمات رو بصورت رایگان ارائه می دهیم تونستیم هم نیازهای متقاضیان رو بهتر شناسایی کنیم و هم تدابیری برای بهتر کردن خدمات داشته باشیم. این دوره خدمات رایگان تا یک و نیم ماه دیگه یعنی تا پایان سال 2009 ادامه خواهد داشت و ما خوشحال خواهیم بود در خدمت عزیزان مهاجر باشیم.

یکی از موضوعاتی که مراجعه زیادی در خصوص آن داشتیم موضوع تحصیل در استرالیا و نیاز به مشاوره در زمینه نحوه اخذ پذیرش تحصیلی از دانشگاه های استرالیا بود. ما امکان پاسخگویی به این سئوالات رو نداشتیم ولی دوست داشتیم که در این خصوص نیز بتونیم کمکی انجام بدهیم. یکی از دوستان قدیمی و بسیار مورد اعتماد بیش از نه سال هست که یک موسسه فعال در زمینه اعزام دانشجو به دانشگاه های معتبر استرالیا رو اداره می کنند. با توجه به شناخت من از ایشان و تجربه نه سال فعالیت ایشان ما خوشحال خواهیم شد با معرفی ایشان به کسانی که قصد ادامه تحصیل در استرالیا را دارند بتوانیم مشکلی را حل کرده باشیم. قابل ذکر است که عمده خدمات این موسسه رایگان و یا با هزینه بسیار پایین ارائه می گردد.

کسانی که قصد اخذ پذیرش تحصیلی از دانشگاه های استرالیا را دارند و علاقمند به استفاده از خدمات این موسسه هستند می توانند همانطور که در سایت گرین آیلند ذکر شده است خلاصه درخواست و مشخصات خود را به آدرس ایمیل گرین آیلند (info@greenislandservices.com) ارسال نمایند تا از طرف گرین آیلند به این موسسه معرفی گردند.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 توسط مهندس ارنست |

یکی از مسائلی که ایرانیها در بلاد خارجه باهاش درگیر هستند تهیه گوشت حلال هستش. حتی کسانی که اعتقاد مذهبی قوی هم ندارند با گوشت غیر حلال راحت نیستند و به طعمش عادت ندارند و خیلی به دلشون نمی نشینه وقتی کارد به مرغ پخته می زنند و خون ازش فواره می زنه! پیدا کردن گوشت حلال خیلی سخت نیست و بدلیل کثرت مسلمانها از ایرانی و ترک و عرب و ... فقط کافیست به محله های خاص این اقوام بروید. در سیدنی محله های Parramatta و Auburn و Bankstown از جمله این محله ها هستند ولی بدلیل فاصله نسبتا زیاد از محله های ایرانی نشین جدید ( مثل Hornsby که حدود 25 کیلومتر فاصله دارد) یک نصف روز شما صرف خرید گوشت می شود و عملا بعد از خرید گوشت هم باید مستقیم برگردید خونه تا گوشت ها خراب نشوند.

یک قصابی ایرانی هست در Harris Park (در محدوده پاراماتا) بنام مزرعه سبز (Green Farm) که گوشت هایش کیفیت مناسبی دارد و ما معمولا از آنجا خرید می کنیم. یک چند وقتی از قصابی جدیدی که توی Asquith باز شده بود و اصالتا بنگلادشی بودند خرید کردیم ولی از کیفیت و تمیزیش خیلی راضی نبودیم. 

خوشبختانه این قصابی ایرانی مزرعه سبز سرویس آنلاین و تحویل رایگان راه انداخته (این هم لینکش) و پولش رو هم موقع تحویل می گیره. هر منطقه ای رو هم یک روز خاص گذاشته. اینطوری هم برای اونها می صرفه که این سرویس رو ارائه بدن و هم برای استفاده کنندگان این سرویس. امیدوارم که یک طوری عمل کنند که استفاده کننده ها راضی باشند و این خدمات ادامه پیدا کنه.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 توسط مهندس ارنست |
این هفته یعنی از 9 تا 15 نوامبر 2009 هفته بازیافت ملی! یا هفته ملی بازیافت یا چیزی تو همین مایه هاست. برنامه اینه که ملت قراره هر کسی دو سه قلم کالایی که استفاده نمی کنند رو با خود به Swap Party در زمان ها و مکان های مشخص شده ببرند و بابت هر مورد یک کاغذ دریافت کنند و با هر کاغذی که در دست دارند یک قلم جنس می توانند انتخاب کنند. اگر هم دو نفر همزمان یک چیزی رو بخواهند بردارند با پالام پولوم پلیش قضیه حل می شود. (این لینک و ویدئوی راهنما را ببینید) در سیدنی فردا سه شنبه ظهر در Martin Place برقرار خواهد بود. برای پیدا کردن محل های نزدیک به خودتان از این لینک جستجو کنید.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط مهندس ارنست |

یک نمایشگاه آثار هنری تجسمی از امروز پنج شنبه 29 اکتبر در مسیر ساحل Bondi تا ساحل Tamarama افتتاح شده است و تا 15 نوامبر ادامه دارد. اسم این نمایشگاه Sculpture by the Sea هستش. برای دیدن سایت نمایشگاه اینجا رو کلیک کنید. پارسال هم همین موقع ها بود که این نمایشگاه رو رفتیم و بسیار جالب و دیدنی بود. نکته ای که جالبه و در کشور ما مشاهده نمی شه کشاندن هنر به محل تفریح است که عملا شما در حین بازدید هم از طبیعت لذت می برید و هم یک مقدار به هنر علاقمندتر می شوید. اگر هوا هم یاری کند که عملا روز شما را ساخته است. صرف نظر از نمایشگاه این مسیر، بسیار زیباست و ارزش رفتن را دارد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم آبان 1388 توسط مهندس ارنست |

به اطلاع می رساند درهای اپراهاوس سیدنی در روز یکشنبه 25 اکتبر به روی علاقمندان گشوده خواهد شد و بازید برای عموم آزاد و رایگان خواهد بود. برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت رسمی اپراهاوس مراجعه نمایید.

همچنین ورود به باغ چینی کنار دارلینگ هاربر (Chinese Garden Of Friendship) نیز در روز یکشنبه 25 اکتبر رایگان خواهد بود. برای اطلاع بیشتر به سایت رسمی دارلینگ هاربر مراجعه نمایید.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 توسط مهندس ارنست |
یکی از مسائلی که بر روی اقتصاد استرالیا خیلی تاثیر دارد بازار مسکن است. از جمله تلاش های دولت استرالیا برای خروج از بحران اقتصادی تدوین سیاست های تشویقی برای خارج ساختن بازار مسکن از رکود بود. بدلیل عدم اطمینان مردم از آینده کاری خود، از حدود یک سال و نیم قبل بازار مسکن دچار رکود شده و قیمت ها پایین آمده بود. دولت برای خرید خانه های نوساز 21 هزار دلار و برای خرید خانه های قدیمی ساز 14 هزار دلار کمک بلاعوض برای خرید اولین خانه در نظر گرفت که بنام First Home Buyer Grant ارائه می شد. این کمک قبلا 7 هزار دلار بود. با این سیاست مردم برای خرید خانه هجوم آوردند و چون مزایای دیگری نیز برای خرید اولین خانه ( برای خانه های زیر 500 هزار دلار) تعلق می گرفت خرید خانه های زیر 500 هزار دلار رونق گرفت و پایین بودن نرخ بهره نیز مزید بر علت شد و قیمت ها در بعضی مناطق ده درصد یا حتی بیشتر افزایش پیدا کردند.
برای استفاده از مزایای فوق خریدار می بایست حداقل شش ماه در خانه خریداری شده زندگی کند. این محدودیت باعث کاهش محل هایی قابل اجاره در بعضی مناطق شد و موجب گردید کسانی که در حال اجاره هستند در صورت فروخته شدن خانه اجاره شده، امکان تمدید آن را از دست بدهند و نیاز به جابجایی پیدا کنند. افزایش تعدا مستاجر هایی که دنبال خانه می گردند موجب افزایش اجاره ها حدود ده درصد گردید.
یکی از قربانیان این سیاست های تشویقی ما بودیم که آپارتمانی که اجاره کرده بودیم فروخته شد و امکان تمدید آن نبود. با توجه به اینکه جابجایی هزینه دارد سعی ما بر این بود که از این به بعد برای مدت یک سال اجاره کنیم ولی بیشتر صاحبخانه ها برای اینکه برای افزایش کرایه ها از قافله عقب نمانند و امکان فروش آن را هنوز داشته باشند زیر بار اجاره یک ساله نمی روند و دوست دارند شش ماهه قرارداد ببندند که در نهایت ما هم مجبور شدیم شش ماهه قرارداد اجاره را منعقد نماییم.

همه اینها برای این بود که بگویم من تا یکی دو هفته اینترنت نخواهم داشت و فعالیتم محدودتر خواهد بود. پاسخگویی به کامنت ها هم انشا الله بعد از وصل شدن اینترنت انجام خواهد شد

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 توسط مهندس ارنست |

گوش شیطان کر، ظاهرا اقتصاد اینجا داره یک تکونی می خوره. درصد بیکاری در ماه سپتامبر از 5.8 درصد به 5.7 درصد کاهش پیدا کرد. اطلاعات دقیق تر را از سایت مرکز آمار استرالیا مشاهده نمایید. از طرف دیگر بانک مرکزی استرالیا بر اساس شواهد و قرائن حس کرده که اوضاع خوبه و بهره بانکی را 0.25 درصد بالا برد  و از 3 درصد به 3.25 درصد رساند که تاثیر آن روی وام خانه 300 هزار دلاری افزایش 40 دلاری در قسط ماهیانه خواهد بود(لینک). این اخبار و تحولات روی قیمت دلار استرالیا نیز شدیدا تاثیر گذاشته و نرخ برابری آن به 0.9 دلار امریکا (895 تومان) رسیده است. شاخص سهام نیز این یکی دو روزه حسابی بالا کشید. به هر حال انشا الله که این خبرها رو عزیزان مهاجری که الان دنبال کار می گردند بتونند اثرش رو حس کنند و هر چه سریعتر کار پیدا کنند.


نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم مهر 1388 توسط مهندس ارنست |


بیشتر از یک ساله که این وبلاگ رو شروع کردم، اطلاعاتی که توی اینترنت پیدا می شد و یا از دوستان می شد کسب کرد توصیف کاملی رو ارائه نمی کرد. بیشتر وبلاگ ها هم در زمینه مراحل مهاجرت به استرالیا می نوشتند و خیلی نبودند کسانی که در مورد نحوه زندگی در استرالیا بنویسند و یا اگر بودند آن را با مسایل شخصی و روزمره خودشان قاطی می کردند و توی ایران با اینترنت موجود واقعا سخت بود خودتان را با این وبلاگ ها بروز کنید، در همان زمانی که ویزا اومده بود و فرصت سر خاراندن نداشتیم استارت این وبلاگ رو زدم تا از همان روزهای اول از تجربه های اینجا با یک دید توصیفی بنویسم. یک طوری که خواننده هام حس کنند که همینجا دارند زندگی می کنند. فیدبک های مختلفی گرفتم، بعضی ها تایید می کردند که به این هدفم رسیده ام، بعضی ها گفتند جو گیر شده ام وقتی مثبت نوشتم و بعضی گفتند چرا اینقدر از مسائل منفی اینجا می نویسم.

ایده اصلی بیان تجربه ها در همه مراحل زندگی است، به این ترتیب همیشه حرف نگفته ای وجود دارد و همیشه می توان این تجربه ها را انتقال داد تا دیگران همان تجربه را تکرار نکنند. الان یک نیاز دیگری رو هم حس می کنم. کسانی که میایند علاوه بر حمایت اطلاعاتی، نیازهای خاص خودشان را هم دارند. مسائل ساده ای مثل نیاز به کارت اعتباری برای رزرو هتل برای اقامت موقت در بدو ورود بدلیل عدم وجود زیرساخت های لازم در کشورمان به یک معضل برای مهاجرین تبدیل می شود. عدم شناخت از هتل ها و مراکز اقامتی برای هفته های اول نیز به صرف هزینه بیشتر برای اطمینان از یک حداقل سطح کیفیت و یا دل به دریا زدن و رزرو یک محل ارزان قیمت و در نهایت تبدیل روزهای اول اقامت به خاطراتی نه چندان شیرین منجر می گردد.

این نیاز به پشتیبانی در همه مراحل دیگر از جمله جستجوی خانه اجاره ای و ترخیص بارهای فریت شده و جستجوی کار و حتی تشخیص قدم بعدی ادامه پیدا می کند. واقعیت این است که این پشتیبانی از یک وبلاگ نویس برنمی آید. باید ساختاری ایجاد کرد که بتوان این حمایت رو به کسانی که نیاز دارند ارائه نمود و در کنار اون زندگی شخصی خود را فدای آن نکرد. به همین دلیل به همراه همسرم و تعدادی از دوستان وبلاگ نویس دیگر تصمیم به تعریف یک سری خدمات و هزینه های اونها کردیم و منجر شد به اینکه تحت عنوان خدمات گرین آیلند (Green Island Services) به ارائه آنها بپردازیم تا بتوانیم این آرامش خاطر رو برای کسانی که نیاز دارند فراهم سازیم.

این رویداد رو من پایان کار مهندس ارنست نمی بینم. مهندس ارنست به رسالت خود یعنی اطلاع رسانی ادامه می دهد ولی کسانی که این اطلاع رسانی را برای رسیدن به ارامش خاطر مورد نظرشان کافی نمی بینند می توانند از خدمات گرین آیلند استفاده کنند.


نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم شهریور 1388 توسط مهندس ارنست |

کسانی که در استرالیا زندگی جدید خود را شروع می کنند یک جورایی ناخواسته با این جمله برخورد می کنند: Terms and conditions apply و یاد می گیرند که به این جمله اهمیت بدهند چون بعدا احساس خواهند کرد که مورد کلاهبرداری واقع شده اند و دستشان به هیچ جایی بند نیست چون تنبلی کرده اند و Terms and Conditions را نخوانده اند. 

در  Gold Coast که بودیم یک اتفاق جالبی برایمان افتاد، یک جایی دیدیم زده بلیط  Dream world برای دو نفر 20 دلار، Movie World برای دو نفر 40 دلار در حالیکه هر بلیط 70 دلار بود یعنی دو تا بلیط می شد 140 دلار. پرسیدیم این قضیه اش چیه؟ گفتند که این هدیه ماست به شرطی که شما توی یک Presentation که حدود 90 دقیقه طول می کشد شرکت کنید و برای اون باید از قبل رزرو کنید. گفتند ما یک شرکت خیلی بزرگ هستیم و کلی هتل عظیم داریم در اقصی نقاط دنیا و این شکلی تبلیغ می کنیم، به جای اینکه تبلیغ هایمان را بدهیم به تلویزیون، مستقیم سرویس هایمان را به ملت ارائه می کنیم. گفتیم رزرو می کنیم و می رویم فوقش زبانمان قوی می شود و یک صد دلاری کاسب می شویم.

اسم شرکت Wyndham Vacation Resorts Asia Pacific بود، توی اینترنت جستجویی زدم و دیدم ملت نوشته اند که این هدیه هایشان رد خور ندارد، می دهند اگر شما شرکت کنید توی ارائه شان، فقط اونجا شما رو با پیشنهادات وسوسه انگیز تحت فشار می گذارند که خرید بکنید. ما هم تصمیم گرفتیم که خریدی نکنیم و رفتیم در زمان رزرو شده، از حق نگذریم شرکت عظیمی بود و برای هر زوج یک نفر مخ زن اختصاص داده بودند که تقریبا دو ساعتی مخ ما رو کار گرفت و علم مان اضافه شد، بلیط هایمان را گرفتیم و آمدیم.

حالا داستان چی بود؟ صحبت این بود که شما فکر می کنید خرید خونه بهتره یا اجاره آن، مسلما خرید بهتره، چون انگار اجاره رو دارید میریزید دور، حالا برای رفتن به تعطیلات هم می گفتش که پس بهتره جایی که برای تفریح می روید اقامت کنید برای یکی دو هفته در سال متعلق به خودتان باشد. می گفت مثلا اگر 2000 دلار در سال برای تفریح خرج می کنید در چهل سال آینده می شود 80 هزار دلار، شما بیا 16 هزار دلار بده و مثلا شش هزار تا امتیاز در سال بخر از ما، با این امتیاز ها می تونید جاهایی را که متعلق به شرکته که در اصل شما توش شریک هستی رزرو کنی و بری حالش رو ببری، یک جایی یک هفته 6 هزار امتیاز می خواهد که برای انجا شما می تونید یک هفته رزرو کنید یک جایی هم هفته ای 3 هزار امتیاز می خواهد که می تونید با شش هزار امتیازتون دو هفته رزروش کنید. خلاصه این امتیازهاتون رو هر طوری دوست دارید خرج کنید، خونه خودتونه

فقط یک چیزی رو یادتون باشه، وقتی خونه خودتونه، خونه خرج داره، تعمیرات، نگهداری، هزینه های جاری و غیره که بابت هر شش هزار امتیاز خرج اون هم تو مایه های ششصد دلار در سال می شه، زحمت اون رو هم می کشید و پرداخت می کنید، می گفتش ما فقط این هتل ها و محل های اقامت رو فقط مدیریت می کنیم و گرنه مال شماست.

حالا ما رو دیدند که خیلی شرایط این رو نداشتیم که برای چنین چیزی خرج کنیم پیشنهادهاشون را رو نکردند و گرنه به نظر می رسید که کسانی رو که ریاضی شون ضعیفه خیلی خوب می تونند قانع کنند و بنا بر تجربه یکی از دوستان یک قراردادی می بندند که مو لای درزش نمی ره و بعدا هم بخواهید بگید غلط کردم نمی خواهم دیگه، کلی باید ضرر بدهید. اگر یک موقع به چنین موارد مشکوکی برخورد کردید حتما از اینترنت برای خواندن مطالبی از قربانیان دیگر! استفاده کنید.

خیلی هم بدبین نباشید. به هر حال ما صد دلار رو کاسب شدیم. 

نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم شهریور 1388 توسط مهندس ارنست |

یکدفعه ای تصمیم گرفتیم یک هفته به خودمون مرخصی بدهیم برویم ایالت Queensland و یک هفته ای در Gold Cost باشیم و شاید یک سر هم به Brisbane بزنیم. البته قیمت های خوبی هم برای محل اقامت می شد پیدا کرد یک جاهایی 50 درصد تخفیف تا پایان آگوست گذاشته بود که در کل خوب در می آید. فردا راهی هستیم یک ده دوازده ساعت رانندگی باید بکنیم. 

دوستان کوئینزلندی توصیه خاصی اگر برای ما دارند لطفا دریغ نکنند.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم مرداد 1388 توسط مهندس ارنست |

چند وقت پیش یک جایی دور و بر مرکز خرید هورنزبی توی محلی که ایستگاه تاکسی بود و توقف ممنوع یک دقیقه و فقط یک دقیقه ماشین رو پارک کردم، دور و برم رو نگاه کردم مامور نباشه سریع رفتم از ATM پول گرفتم و حواسم هم بود که کسی دور و بر ماشین مشغول جریمه نوشتن  نباشه، یک هفته بعد یک نامه از شهرداری هورنزبی دریافت کردم که بابت اینکه توی فلان روز از ساعت 10:15 تا 10:16 در محل ایستگاه تاکسی پارک کرده ام باید 135 دلار جریمه رو به حساب شهرداری هورنزبی واریز کنم.

                 

جالب اینجاست که توی یک محل توقف ممنوع معمولی پارک کرده باشید جریمه حدود 80 دلار هستش. شانس من بود که تو ایستگاه تاکسی پارک کرده بودم. توصیه من اینه که هیچ وقت به هوای اینکه همه توی توقف ممنوع پارک کرده اند پارک نکنید چون احتمالا جریمه می شوید. یک جاهایی هم می بینید تابلوی Ticket Parking داره باید به اندازه ای که می خواهید بمانید از دستگاه هایی که دور و بر هست Ticket تهیه کنید و بگذارید روی داشبورد، باز هم به حساب اینکه بقیه این کار رو نکرده اند ریسک نکنید. اگرچه این جور جاها ساعتی1 تا  5 دلار باید پرداخت کنید به هر حال بهتر از 80 دلاره. 

یک موضوع جالب رو هم بگم. تابلوهای بعضی از این پارکینگ های خیابان ها نیاز به تفسیر و سوزاندن فسفر داره. مثلا زده Ticket Parking از ساعت 8 صبح تا 10 شب روز های دوشنبه تا جمعه. بعد شما نمی دانید حالا خارج از اون ساعات توقف ممنوعه یا پارکینگ مجانی! جالبه که دستگاه خودپرداز پارکینگ به زور هم پول اضافه رو از شما قبول نمی کنه که لاجرم کشف می کنید که خارج از اون ساعات در صورت نبود تابلوی توقف ممنوع پارکینگ مجانی است.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم مرداد 1388 توسط مهندس ارنست |

 یکی دو هفته پیش هم اعلام شد بر اساس آمار خرید و فروش خانه، نشانه های بهبود اقتصاد تا پایان سال میلادی جاری قابل رویت خواهد بود. یکی دو روز پیش هم در روزنامه Financial Review خبر از بهتر شدن اوضاع کار داده بود. خبر این بود که نرخ بیکاری در ماه جولای در مقایسه با ماه جون بدون تغییر در 5.8  (پنج و هشت دهم درصد ) باقی ماند. قبلا پیش بینی می شد نرخ بیکاری تا پایان سال  2010 به حدود هشت و نیم درصد برسد. آخرین آمار بیکاری از سایت اداره آمار استرالیا را از اینجا ببینید. تفسیر این بود که شرکت ها با توجه به نشانه های بازیافت اقتصاد تصمیم به حفظ نیروهای خود گرفته اند. البته به نظر من باید این واقعیت رو در نظر گرفت که همیشه ماه های جولای، آگوست و سپتامبر اوضاع کار نسبت به ماه های دیگر سال بهتر است. بنابراین به نظر من مثبت بودن طبیعی ماه جولای است که رویه منفی موجود رو بطور موقت خنثی کرده و به این ترتیب برای ماه های آگوست و سپتامبر هم بعید نیست که نرخ بیکاری ثابت بماند.

در هر صورت امیدوارم که هر چه زودتر وضعیت بازار کار اینجا سر و سامان بگیرد و کسانی که در آینده نزدیک عازم استرالیا هستند از این استرس مضاعف رهایی یابند.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم مرداد 1388 توسط مهندس ارنست |
بالاخره ما هم یک همتی کردیم قالب این وبلاگ رو سر و سامانی بدهیم. لطفا اگر مشکلی در دیدن تصویر ها دارید اطلاع بدهید. بعید نیست tinypic فیل.تر باشه.

موید باشید

نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم مرداد 1388 توسط مهندس ارنست |

امروز روز Kids to work day بود تو شرکت ما. از همه کارمندان شرکت دعوت کرده بودند که بچه هاشون رو بیارند شرکت و توی محوطه کافه شرکت برای بچه ها برنامه های مختلف تفریحی گذاشته بودند مثل رنگ کردن صورت و درست کردن شکل های مختلف با بادکنک و ... کار جالبیه و باعث می شه بچه ها هم محیط کار پدر مادرشون رو ببینند و هم اجتماعی تر و به قول اینها Socialize بشوند. ظاهرا در استرالیا یک روز مشخص نیست و بعضی شرکت ها در زمانهایی که خودشون تعیین می کنند چنین روزی رو برگزار می کنند و معمولا در زمان تعطیلی مدارس هم هست. به نظر می رسد در استرالیا روز ملی برای این کار نداریم ولی در امریکا و کانادا روز مشخصی رو برای بردن بچه ها به سر کار مشخص کرده اند. وب سایت های TakeOurKidsToWork برای کانادا و DaughtersAndSonsToWork برای امریکاست. 

توی اینترنت در این مورد می گشتم روزی برای بردن سگ ها به محل کار هم دارند! اینجا رو ببینید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 توسط مهندس ارنست |

در حالیکه هموطنانمون در ایران از دست صدا و سیمای جمهوری اسلامی به تنگ آمده اند و حال و حوصله اطلاع رسانی یک طرفه شبکه های تلویزیونی دولتی ایران را ندارند، برای کسانی که در خارج از کشور هستند هر وسیله ای برای اطلاع از وضعیت و فضای موجود در ایران غنیمت است. سایت کانال 1 را می توانید برای دیدن کلیه شبکه های دولتی ایران و شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و نیز بسیاری از شبکه های ماهواره ای غیر فارسی زبان استفاده کنید. شاید با این امکان یک مقدار از فضای بیش از اندازه مثبت بالاترین و فیس بوک خنثی شده و دید منطقی تری به مسایل جاری در ایران پیدا کنید

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 توسط مهندس ارنست |

ماه جولای شروع شد و زمان ارسال اظهار نامه مالیاتی و برگشت مالیات است. یک پست قبلا در مورد مالیات داده ام که خیلی از موارد رو پوشش داده من اینجا نکات تکمیلی رو اضافه می کنم. مهلت ارسال اظهارنامه مالیاتی تا 31 اکتبر هستش. البته بعد اون هم تا آخر سال امکان پذیره ولی مشمول جریمه می شه. اگر سال مالی گذشته یعنی از 1 جولای سال قبل تا 30 جون امسال درآمدی داشته اید باید اظهارنامه مالیاتی پر کنید، و بالطبع هر چه زودتر هم اینکار رو بکنید بهتره چون زودتر مبلغ اضافی که کسر شده به دستتون می رسه. حدود دو هفته پس از ارسال اظهارنامه برایتان چک مالیات برگشتی ارسال می شه و یا اگر شماره حساب داده باشید به حسابتان ریخته می شه.

برای برگشت مالیات شما یک برگه تحت عنوان Group Certificate  یا Payment Summary از محل کارتان برایتان می فرستند که کل مبلغ درآمد شما (Gross Payment) رو به همراه مبلغی که به عنوان مالیات کم شده در آن مشخص شده است. هر هزینه ای که در راستای کارتان انجام دادید از جمله هزینه شرکت در یک کنفرانس مربوط به کار یا خرید مجله، نرم افزار و یا هر وسیله مرتبط با کارتان در صورتیکه رسیدش را دارید برای برگشت مالیات می توانید استفاده کنید. حتی درصدی از صورتحساب های تلفن، موبایل و اینترنت رو می توانید در صورتیکه برای کارتان استفاده می کنید می توانید به قول معروف Claim کنید. داستان اینه که اینها درآمد قابل مالیات (Taxable Income) شما رو کاهش می دهد و شما عملا مبلغ اضافه ای که بابت مالیات پرداخت شده رو از دولت پس می گیرید. 

توجه داشته باشید که اگرچه این کارها رو خودتون هم می توانید انجام بدهید و از طریق سایت اداره مالیاتی استرالیا می توانید نرم افزار مالیات الکترونیکی (e-Tax) رو دانلود کنید و اون کمک زیادی به شما می کنه و حتی وصل می شه و یک سری اطلاعات رو از اداره مالیات می گیره و براتون پر می کنه ولی به هر حال دانستن قوانین در اینجا خیلی مهمه. اگر یک موقع اشتباه کنید و بعدا اداره مالیات گیر بدهد و درخواست مدارک بکند و مشخص شود که مشکل تو کارتون هست ممکنه جریمه شوید و یا اینکه هر سال پرونده شما تحت نظارت باشه. بنابراین راه حل عاقلانه ای است که از یک Tax Agent مطمئن که به قوانین آشناست استفاده کنید. جالب اینجاست که هزینه Tax Agent رو هم می توانید سال بعد به عنوان هزینه های مربوط به کارتان Claim کنید و عملا حدود 40 درصد آن برمی گردد. یک از دوستان ایرانی Tax Agent رسمی و ثبت شده هستند که من با ایشون کار می کنم و اگر کسی بخواهد می تونم معرفی کنم.

یک سری مسایل قانونی رو هم بدونید بد نیست. مثلا این که مدارک مربوط به برگشت مالیات رو اعم از رسید ها، قبض ها و ... که برای برگشت مالیات استفاده کرده اید تا 5 سال باید نگه دارید چون هر آن اداره مالیات ممکنه از شما درخواست کنه واگر نداشته باشید مدارک رو برایتان مشکل ایجاد می شود. اگر قبض ندارید ولی Statement بانکی دارید که نشان می دهد پولی بابت آن مورد کم شده کفایت می کند. همچنین هزینه های مربوط به زمان قبل از شروع کارتان را نمی توانید Claim  کنید. هزینه مربوط به خرید لپ تاپ هم باید در سه سال سرشکن شود و همه را نمی توانید یکجا Claim کنید.

امیدوارم که امسال سال پر برگشتی برایتان باشد. اگر سال مالی قبل چند ماهی بیکار بوده اید شانس بیشتری دارید.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 توسط مهندس ارنست |

یک هفته ای هست که محمد رضا و بانو اومده اند پشت دریاها و در خدمتشون هستیم، فرصت نشده آپدیت کنیم. فعلا جو انتخاباتی هم که بر همه جا حاکمه و ما هم گفتیم یک پست انتخاباتی بدهیم. امیدوار بودیم که انتخابات رو تو استرالیا یا بیندازند شنبه و یا اینکه توی شهرهای بزرگ مثل سیدنی هم برگزار بشه، سایت سفارت هم که خبری نبود، البته داره الان یک تکونهایی می خوره و یک صفحه خاص انتخابات گذاشته. ولی اطلاعیه شماره یک سفارت ایران توی کانادا تو ذوقم خورد، جایی مثل تورنتو که صد هزار نفر ایرانی داره توش صندوق نخواهند داشت و ملتی که می خواهند رای بدهند باید بروند اتاوا. حالا درسته برای استرالیا یک قولهایی دارند می دهند که توی شهرهای بزرگ هم می خواهند صندوق بگذارند و در پروسه گرفتن مجوز هستند با توجه به اینکه تعداد کل ایرانیها تو استرالیا حدود 25 هزار نفر هستش به نظر بعید می رسه این کار رو انجام بدهند!

باز ببینیم چی می شه، حداقل زودتر می گفتند ما می فهمیدیم باید جمعه رو مرخصی بگیریم یا نه؟

پی نوشت: مثل اینکه حل شد، سیدنی هم قراره صندوق بیارند

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم خرداد 1388 توسط مهندس ارنست |

اخیرا یک دروه آموزش الکترونیکی رفتار سازمانی برای کارمندان شرکت گذاشتند که همه باید هر وقت فرصت می کردند از طریق سایت این دوره رو گذرانده و امتحانش رو به صورت آنلاین می دادند. بحث اصلی رعایت عدم Discrimination یا تبعیض ( نژادی، وضعیت تاهل، بارداری، عیالواری، عضویت اتحادیه صنفی، ، سنی، جنسیتی، عقیدتی، معلولیتی، مسئولیتهای خانوادگی و ... ) و ایجاد مزاحمت (harassment) و سو استفاده از قدرت یا قلدری (Bullying) بود.

موضوع اصلی آگاهی از حقوق خود به عنوان یک کارمند بود. و قانون دادن این آگاهی و نظارت بر اجرای اون رو بر عهده شرکت گذاشته است. اگر به انواع تبعیض ها نگاه کنید می فهمید که قانون تا کجا جلو رفته. اگر برای یک کاری دو نفر اقدام کنند و یکی رو به خاطر سن زیادش رد کنید این قانون رو نقض کردید، یا اگر به خاطر اینکه یک خانمی باردار است یک نفر دیگر رو برای کار انتخاب کنید این قانون نقض شده و اگر شرکت توانایی ایجاد شرایط برای رفت و آمد معلول جسمی رو داره ولی به خاطر اینکه این خرج رو نکنه از پذیرفتن یک معلول برای یک کاری که فرد معلول هم مثل فرد عادی می تونه انجام بده (مثل حسابداری) سر باز بزنه این قانون رو زیر پا گذاشته. نمی گم اینجا قانون صد در صد اجرا می شه ولی به هر حال همین که قانون به مرحله ای می رسه که این جور چیزها براش مهم می شه اجرای قانون رو بصورت کم و بیش در پی خواهد داشت. شما می دونید که به خاطر نژادتون اگر مورد آزار و اذیت قرار گرفتید تو محل کارتون قانون پشت سر شما وایستاده و قانون هم جریمه های سنگینی هم برای شخص مربوطه و هم برای شرکت اعمال می کند.

برای آگاهی از قوانین ضد تبعیض لینک های زیر راببینید. ترتیب و سال وضع این قوانین برای من جالب بود، یعنی اینکه مسئله تبعیض نژادی باید به وضعیت خوبی رسیده باشه که مسئله تبعیض جنسیتی مطرح بشه و باز بعد از اون به فکر رفع تبعیض از معلولین بیفتند.

Race Discrimination Act 1975

Sex Discrimination Act 1984

Human Rights and Equal Opportunity Commission Act 1986

Disability Discrimiation Act 1992

Age Discrimination Act 2004

همچنین لینک های زیر را برای اطلاع بیشتر ببینید

کمیسیون حقوق بشر استرالیا

Australian Workplace and Discrimination Representatives

نوشته شده در تاريخ جمعه یکم خرداد 1388 توسط مهندس ارنست |

هفته گذشته (12 تا 14 ماه می) نمایشگاه CeBIT استرالیا در دارلینگ هاربر سیدنی برگزار شد. ورودیه اش فکر کنم 65 دلار بود که تو سایتش (گوگل کروم می گه نروید تو این سایت، خطرناکه!) نوشته بود اگر از طریق سایت ثبت نام کنید 40 دلار می شه، اگر Promotion Code وارد می کردید هم رایگان بود، Promotion Code رو هم تو روزنامه ها می تونستید پیدا کنید یعنی عملا رایگان بود و فقط شما رو تشویق می کردند که ثبت نام کنید. بعد از ثبت نام از طریق وب سایت یک فایلی حاوی یک بارکد و راهنمای مختصر برای شما فرستاده می شد که باید پرینت می کردید و یا می تونستید بگید بفرسته رو موبایلتون، جلوی درش چند تا دستگاه بود که شبیه بارکد ریدرهای فروشگاه ها بود، شما بارکد رو جلوش می گرفتید و کارت شما رو چاپ می کرد. و یک بند هم می دادند که بیندازید به گردنتون.

ابعاد نمایشگاه به نمایشگاه کامپیوتر ایران نمی رسید و خیلی هم چیز جالبی یافت نمی شد. (دوستانی که CeBIT آلمان رو دیده اند، اونجا هم همینطوریه؟) حداقل تو ایران دستفروش های بیرون نمایشگاه یک شور و حالی بهش می دادند! نکته ای که برام جالب بود هر غرفه ای که یک مقدار اطلاعات بیشتر می خواستید می گفتند می تونم کارتت رو اسکن کنم؟ و با اسکن کردن بارکد روی کارت عملا به اطلاعاتی که شما در هنگام ثبت نام داده بودید دسترسی پیدا می کردند. یکی از غرفه ها هم یک قرعه کشی با جایزه هارد 2 ترابایتی گذاشته بود که فقط لازم بود کارت شما رو اسکن کنه.

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 توسط مهندس ارنست |

از همه دوستانی که تبریک گفتند ممنونم. 

تو این پست فقط می خواستم یک سایت برای کسانی که دنبال کار هستند معرفی کنم. سایت TechInterviews برای دوستان IT کار که می خواهند برای مصاحبه فنی بروند می تونه بسیار مفید باشه. امیدوارم در جستجو برای کار، با مرحله ای برسید که این سایت رو نیاز داشته باشید.

این پست دامون رو هم ببینید

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 توسط مهندس ارنست |

این پست رو برای دوستانی که توی این وضعیت اقتصاد جهانی، دنبال کار اول توی مملکت جدید هستند می دهم. هشت ماه پیش که سر کار اول رفتم و یک قرارداد سه ماهه بستم، انتظارش رو داشتم که این قرارداد تا یک مدتهایی تمدید بشه ولی اینقدر ها هم مثبت فکر نمی کردم که بعد از چندین بار تمدید شدن تا 8 ماه، تبدیل به یک کار Permanent بشه. دیروز من Permanent شدم در حالیکه توی شرکت هر یکی دو هفته شاهد خداحافظی یک نفر هستیم که در واقع یک جورایی عذرشون خواسته می شه، و در حالیکه شرکت یکی از چهار طبقه ای رو که اجاره کرده داره خالی می کنه و همه رو توی سه طبقه جا می ده تا صرفه جویی کنه.

 اوضاع اقتصادی خراب هست ولی هنوز هم یک جایی هست که به وجود شما احتیاج داره. لطفا ناامید نشوید.

نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 توسط مهندس ارنست |

بعضی ها در همان روزهای اول تشریف فرمایی به فکر این می افتند که یک ماشین دست دوم برای دست گرمی بگیرند و فعلا کارشون راه بیفته بعد برای گرفتن گواهینامه اقدام کنند، خوب تا اینجاش مشکلی نداره، چون با گواهینامه ایران بعلاوه ترجمه اش می تونند سه ماه رانندگی کنند. توجه داشته باشید که گفتم گواهینامه ایران نه گواهینامه بین المللی، پس یادتون باشه گواهینامه ایران رو بیارید و همون روزهای اول بروید AMES و بدهید برای ترجمه بفرستند، چون دو هفته ای طول می کشه برسه دستتون، در ضمن گواهینامه بین المللی رو برای رانندگی نمی توانید استفاده کنید اگر اقامت دائم داشته باشید ولی به هر حال خوبه داشته باشید به عنوان یک مدرک شناسایی عکس دار.

برگردیم سر بحث مون. بعله. ماشین ده دوازده سال کار کرده تمیز می تونید پیدا کنید با 4 هزار دلار. راحت می خرید، خیلی  نگران تصادفی بودنش نیستید چون پول زیادی نیست و پولش رو جرینگی می دهید و سوارش می شوید. کسانی که اینطوری شروع کرده اند معمولا سر گواهینامه گرفتن به مشکل برخورد می کنند، چون اینجا هم با همون عادت های ایران رانندگی می کنند و بدلیل اینکه اینجا دارند رانندگی می کنند فکر می کنند نیازی به مربی ندارند.

یکی از مسائلی که با تفکر ایران هیچ وقت به ذهنتون نمی رسه اینه که یک بزرگراه یا مسیر داخل شهر عوارض داشته باشه. خوب حالا می گین اشکالی نداره هر جا دیدیم یک باجه گذاشته اند و باید از یک مسیری کنار باجه رد بشیم می فهمیم که باید عوارض بدهیم. خوب اینطوری نیست دیگه، همه مسیر هایی که عوارض دارند لزوما محل دریافت عوارض نقدی ندارند. شما یا باید مشخصات خود و ماشینتون و شماره کارت اعتباری تان را به RTA  بدهید و یک E-Tag بگیرید ، روی شیشه جلوی ماشینتون نصب کنید تا هر وقت که از همچین جاهایی رد می شوید خودش از اعتبارتون کم کنه یا اینکه اگه E-Tag نداشتید و از یک جایی رد شدید که باید Toll می دادید تا 24 ساعت بروید توی سایت RTA و پرداخت کنید. چون اول کار مسیرها رو نمی شناسید اصلا یادتون نمی آد چند جا رد شدید که Toll باید می دادید، توی این کار مسلما مشکل خواهید داشت. اینطوری یک مقدار گرون تر هم در می آد، یک هزینه های اضافه روش می خوره. با توجه به اینکه توسط دوربین ثبت می شوید اگر عوارض نداده باشید باید منتظر جریمه 80 دلاری باشید.

از جمله مسیر هایی که Toll باید بدهید Harbour Bridge و Harbour Tonnel هستند که اگر بخواهید از سمت شمال وارد مرکز شهر سیدنی بشوید باید از یکی از این مسیرها رد بشوید. صبح ها موقع پیک گرون تر می شه عوارضش، فکر کنم 4 دلار می شه. اینجا و اینجا رو برای اطلاعات بیشتر در خصوص مسیرهایی که Toll دارند کلیک کنید.

حالا اتفاقی که برای من افتاد E-Toll Tag رو گرفته بودم ولی نصب نکرده بودم، از مسیر عوارض دار رد شدم دوربین ثبت کرده بود ولی جریمه نشده بودم، همون مبلغ عوارض رو کم کرده بودند. یک بار هم از مسیر Cash Only رد شدم، فکر کردم کسی تو باجه نیست رد کردم، دوربین ثبت کرده بود و باز هم همون مبلغ عوارض کم شده بود.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 توسط مهندس ارنست |

اون موقع که رفته بودم سفارت استرالیا برای زدن ویزا روی پاسپورت ازشون پرسیدم که نقشه ای چیزی از سیدنی یا استرالیا دارید؟ گفتند نه. به هر حال شاید خیلی نیازی ندیده اند روی بحث توریسم برای ایران کار کنند، ایرانیها اگر پول داشته باشند میروند ترکیه و دوبی و اروپا، اینهمه راه رو نمی کوبند بیان استرالیا. از کانون جهانگردی و اتومبیلرانی هم پرسیدم نقشه خیلی جاها رو داره، نقشه استرالیا گرفتم که بدردم نخورد، چون فارسی بود و شما تا اسم انگلیسی یک جا رو ندونید نمی تونید نقشه فارسی رو متوجه شوید. حالا درسته که Google Map هست ولی با سرعت اینترنت ایران خیلی سخته.

توی این پست می خواستم چند تا سایت معرفی کنم که نقشه Pdf قابل دانلود داشته باشه تا یک دید کلی بده:

نقشه ایستگاه های قطار شهری دید کلی خوبی می تواند از نظر موقعیت Suburb ها به شما بدهد. اینجا را کلیک کنید تا نقشه ایستگاه های قطار سیدنی را از سایت RailMaps ببینید. 

اینجا و اینجا هم نقشه های مرکز شهر سیدنی را ببینید

اینجا هم Hornsby را ببینید تا بر شما پوشیده نماند که ما از تبدیل Hornsby به مرکز مهاجران ایرانی نسل جدید حمایت می کنیم.

لطفا اگر نقشه های مناسب دیگر سراغ دارید معرفی کنید تا از اجر معنوی آن برخوردار گردید.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 توسط مهندس ارنست |

شاید بتوان گفت مهمترین اقدام در بدو ورود انتخاب Suburb مناسب است. البته با فرض این که شما شهرتان را انتخاب کرده اید. بررسیهای لازم را می توانید قبل از ورودتان انجام بدهید. مهمترین پارامترهای انتخاب منطقه، دوری یا نزدیکی به مرکز شهر، متوسط اجاره خانه و دسترسی به وسایل نقلیه عمومی خصوصا قطار شهری است. در واقع یک جور مصالحه (Trade-off) بین این پارامترها باید انجام بدهید. برای دوری و نزدیکی به مرکز شهر و دسترسی به وسایل نقلیه عمومی در سیدنی می توانید از سایت CityRail استفاده کنید مبدا را مشخص کنید و مقصد را مثلا ایستگاه Town hall بزنید و ببینید چقدر طول می کشه و چند تا وسیله باید عوض کنید؟ Google Map هم که نیاز به معرفی نداره. می مونه اجاره خونه، از سایت RPData می توانید اطلاعات آماری کلی در مورد بازار مسکن هر Suburb پیدا کنید. از سایت RealEstate هم می توانید چند تا نمونه ببینید قیمت ها دستتان بیاید.

در خصوص شناخت بیشتر Suburb ها می توانید از اطلاعاتی که در ویکی پدیا برای هر Suburb وجود دارد استفاده کنید. اطلاعات آماری بسیار عالی که مربوط به سال 2006 است رو می توانید از سایت Dictionary of Sydney ببینید. این امارهای اداره آمار استرالیاست که در سایت خود اداره آمار هم یافت می شود. اطلاعاتی در خصوص ترکیب سنی، درآمد، ملیت، زبان و کلی اطلاعات دیگر که واقعا دید خوبی نسبت به هر منطقه می دهد. ایرانی هایی که تازه می آیند استرالیا، دوست دارند جایی باشند که مهاجر کمتر داشته باشد و به قولی استرالیایی های اصیل بیشتر باشند، ولی جالب است که بدانید جاهایی که استرالیایی ها بیشتر هستند مدل زندگی شان فرق می کند و لزوما دسترسی خوبی به وسایل نقلیه عمومی ندارند (مثل Castle Hill) و به خاطر همین جاهایی مثل Hornsby که تعداد زیادی هندی و چینی دارد و جاهایی مثل Chatswood که یک جورایی چین محسوب می شه در ابتدا مناسب تر است تا جا بیفتید و ماشین بگیرید و به زندگی اوزی عادت کنید.

پی نوشت 1: به توصیه دوست عزیزمون از سیدنی به روایت تصویر، از Whereis هم می توانید برای پیدا کردن آدرس ها استفاده کنید.

پی نوشت 2: یک سری از نکاتی که در یکی از پست های قبلی برای اجاره خانه داده بودم در انتخاب Suburb هم بهتر است مد نظر داشته باشید. مثلاً آرام یا شلوغ بودن می تواند مربوط به منطقه باشد. همچنین وجود مراکز خرید و امکانات دیگر برای زندگی در نزدیکی محل سکونت یک نعمت محسوب می شود.

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 توسط مهندس ارنست |

امشب (5 آوریل 2009) ساعت 3 نصف شب ساعت رسمی ایالت New South Wales یک ساعت به عقب کشیده می شود و بدین ترتیب اختلاف ساعت با ایران 5:30 می شود. ساعت رسمی ممالک مختلف رو از اینجا ببینید.

نکته جالبی که در خصوص Daylight Saving وجود دارد اینست که ایالت Queensland کلا ساعت رو تغییر نمی دهند و به خاطر همین اگر در شش ماه گذشته مسافرت می کردید از سیدنی به بریزبین و بالعکس ممکن بود اول کار شاخ در بیاورید از اینکه طبق بلیط تان مسیر رفت نیم ساعت طول می کشه و مسیر برگشت دو ونیم ساعت! و بعد از تحقیقات متوجه می شوید که این به خاطر سربالایی و سرازیری نیست، پرواز یک و نیم ساعته و بدلیل تفاوت ساعت دو ایالت این اختلاف ایجاد می شود.

نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم فروردین 1388 توسط مهندس ارنست |

چند روز پیش توی یک مراسمی توی شرکت مدیر روابط مشتریان می گفت یک سری از تماس هایی که داریم اینه که می گن شما کجا هستید، وقتی می گیم سیدنی هستیم باور نمی کنند. چون بیشتر شرکت ها Call Center هایشان را برای کم کردن هزینه ها به کشورهای دیگه مثل هند می فرستند. می گفت یکی از مشتریهایی که تماس گرفته بود قبول نمی کرد که ما تو سیدنی هستیم، آخرش گفت راست می گی Waltzing Matilda رو بخون ببینم. من این تکه از صحبتش رو نگرفته بودم، از همکارا پرسیدم این چی چی ماتیلدا بود؟ گفتند یک ترانه خیلی معروف استرالیایی است و ... خلاصه ما افتادیم دنبال این Benchmark استرالیایی بودن!

این ترانه رو اینجا و اینجا و اجرای آن را اینجا و اینجا و خیلی جاهای دیگه توی اینترنت پیدا کردم. توی ویکی پدیا یک صفحه مخصوص داره و ظاهرا پرطرفدارترین آواز بعد از سرود ملی استرالیاست و به نوعی به عنوان سرود ملی غیر رسمی استرالیا عنوان می شه. البته تا حالا هیچ جای رسمی این رو به عنوان سرود ملی غیر رسمی استرالیا مطرح نکرده (چی شد!!!). حالا ما متن این ترانه رو هی بالا پایین کردیم نفهمیدیم این ماتیلدا کی بود و لازم شد تحقیقات بیشتری به عمل بیاد. یک سری کلمات کاملا استرالیایی هم توی این ترانه هست که پیش نیاز فهمیدن آن است. اولش فکر می کنید مشکل زبان دارید، بعدش می فهمید که قضیه فقط زبان نبوده: 

متن ترانه از یک مرد آسمان جل خانه بدوشی صحبت می کند که زیر یک درختی کنار آب می نشیند استراحت کند و ظرفی هم می گذارد رو آتیش تا آبش جوش بیاد. یک گوسفندی رو می بینه که اومده آب بخوره، می پره و گوسفنده رو می گیره و آماده اش می کنه تا یک دلی از عزا در بیاره، که یک دفعه سر و کله صاحب گوسفند با سه تا پلیس پیدا می شه و قهرمان داستانمون می گه که شما نمی تونید منو زنده بگیرید و می پره تو آب. اگه از کنار اون آب رد بشید ممکنه صدای روحش رو بشنوید که می گه Who'll come a Waltzing Matilda with me. این جمله آخری جمله ای است که در ترانه بسیار تکرار می شود.

مردان خانه بدوش که Swagman  نامیده می شوند کل زندگی شون همون Swag شان است. Swag یک چیزی مثل کیسه خواب هستش که وسایل رو هم با اون می پیچند. این آدمها چون کسی رو ندارند روی این Swag شان اسم Matilda رو گذاشته اند که یک نام زنانه است و Waltzing Matilda به حالتی که این Swag در هنگام حرکت دارد گفته می شود! متن ترانه را اگر ببینید چند تا کلمه خاص استرالیایی هم هستش، مثل Billabong که به رودخانه ای که دیگر آب توش جریان نداره و حالت برکه به خودش گرفته گفته می شه، Billy can یک نوع قابلمه است. Coolibah tree درخت اکالیپتوسه، Tucker یعنی غذا و Squatter که به معنی ثروتمند و زمین دار بوده که الان به معنی غاصب و زمین خوار هستش.

سئوالی که مطرح می شه اینه که چرا باید یک کسی که گوسفند دزدیده قهرمان داستان باشه؟ چرا تصمیم به خودکشی می گیره برای چنین جرم کوچکی؟ شاید دلیلش این باشه که اولین کسانی که امده اند استرالیا مجرم های تبعیدی بودند و یک جورایی هیچ وقت پلیس رو از خودشون ندونسته و همیشه به پلیس بدبین بوده اند و  اون صاحب گوسفنده توی داستان خودش یک جورایی غاصب و زمین خوار محسوب می شه. حالا چرا این ترانه محبوبه؟ شاید به خاطر آهنگش باشه که یک جورایی حماسی است و یک فریاد اعتراض و عدالتخواهی هم توش مستتر هست و شاید به خاطر کلمات اصیل استرالیایی اش به عنوان سرود ملی غیر رسمی استرالیا مطرح می شود.جالبه بدانید که این ترانه توسط استرالیایی ها توی جنگ جهانی اول و دوم به جای "کربلا کربلا ما داریم میاییم" مورد استفاده قرار می گرفته. 

در هر صورت به نظر من ارتباط برقرار کردن با این ترانه و فرهنگ عامیانه استرالیا یکی از ملزومات زندگی در استرالیاست! یکی اگر بخواهد تو ایران زندگی کنه و مرغ سحر و تو ای پری کجایی رو نشنیده باشه و یا نتونه ارتباط برقرار کنه مفهوم داره؟ ممکنه یکی تو آذربایجان زندگی کنه و ندونه کوچه لره سو سپمیشم یار گلنده توز اولماسین یعنی چی؟ پس گوش کنید یک بار نه، ده بار، صد بار و برای Swagman اشک بریزید. درکش کنید و هر وقت کنار یک Billabong می روید برای شادی روح Swagman صلوات بفرستید.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم فروردین 1388 توسط مهندس ارنست |

من تبریک سال نو رو گذاشتم یک مقدار با فاصله بدم با تبریک اوباما قاطی نشه. نوروز امسال رو در حالی شروع کردیم که اصلا حس و حال عید نبود. با چیدن سفره هفت سین و درست کردن سبزه و خرید ماهی قرمز (یا به قول اینها Gold Fish) سعی کردیم عید رو شبیه سازی کنیم ولی به خاطر اینکه عملا اب و هوا به زمان عید نمی خوره و تازه هوا داره یک کم پاییزی می شه، شبیه سازی موفقی نبود. شب عید رو هم پیش علی و منیژه بودیم و علی نقش بزرگتر مجلس رو بازی کرد و عیدی ما رو که قبلا لای قران جاسازی شده بود به دلار پرداخت کرد. نمی دونم این به خاطر اینه که فعلا سال اول ما بوده یا اینکه هر سال از تجربه حس و حال عید محروم خواهیم بود. پیشنهاد من اینه که ایران رفتن هامون رو بگذاریم برای زمان عید. و اگر کسی از آشناها هم بخواد برای تفریح بیاد اینجا زمان کریسمس بیاد. اینطوری می شه از مزایای هر دو استفاده کرد.

توی شرکت هم به همکارا گفته بودم که سال نوی ما شروع می شه و اول بهاره ( که اول پاییز نیمکره جنوبیه) ، اونها هم گفتند که پاییز ما که شروع شده از اول مارچ. باز دم گوگل گرم که لوگوی اون روز رو عوض کرده بود و برای استرالیا زده بود First day of fall، و خلاصه یک مقدار از مزایای تقویم ایرانی براشون گفتم و از هفت سین. که هر چی عکس سنجد رو بهشون نشون دادم نفهمیدند چیه، سنجد رو براشون بردم ببیند و گفتند ما تا حالا همچین چیزی ندیدیم. خلاصه ما که نفهمیدیم سنجد به انگلیسی چی می شه! شما اگه فهمیدین بگین.

از همینجا می خواستم پیام خودم رو در خصوص سال اصلاح الگوی مصرف هم بدهم. آمار خواننده های وبلاگ نشون میده که بیشتر دوستان در روزهای کاری وبلاگ رو می خونند و این یعنی اینکه سر کار می خونند. من می خواستم از دوستان بخوام که الگوی مصرف وبلاگ خوانیشون رو اصلاح کنند و سر کار بشینند کارشون رو بکنند وبلاگهاشون رو تو خونه بخونند! همچنین اینترنت رو زیاد مصرف نکنید به همه برسه!

در نهایت، سالی سرشار از موفقیت و شادکامی رو برای همه تان آرزو می کنم. امیدوارم که امسال مشکلات اقتصادی دنیا مرتفع بشه و دوستانی که منتظر خبر ویزاشون هستند در زمان مناسبش این خبر رو دریافت کنند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم فروردین 1388 توسط مهندس ارنست |

باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده امریکا به مناسبت نوروز برای مردم و رهبران ایران پیام تبریک فرستاد و اگرچه بسیار مثبت شروع می شود و مثبت هم خاتمه می یابد وسطش حرف دلش رو هم زده و گفته که با ترور و این حرف ها کار درست نمی شه. این تکنیک، ساندویچ نامیده می شود.

متن کامل پیام تبریک اوباما به مناسبت نوروز:

"امروزمی خواهم بهترین آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت ویژۀ سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گیرید.

من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم.

نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است. اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.

برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد.از بسیاری جهات شما نیزمانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنید که ما جشن می گیریم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادلۀ هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازه ای از امیدواری.

در بطن این جشن ها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای فرزندان ما، امنیت برای خانواده های ما، پیشرفت برای جوامع ما و آشتی میان ملتها نهفته است. اینها امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند.

پس این فصلی برای آغازی نو است. من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم.

ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعۀ جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.

شما نیز در برابر خود انتخابی دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعۀ بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید - اما این حق با مسئولیت های واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهندۀ بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت. و معیار سنجش این بزرگی داشتن توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.

بنا براین، به مناسبت فرارسیدن سال نو شما، مایلم شما، مردم و رهبران ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آینده ای هستیم. این آینده ای است همراه با مبادلات تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. این آینده ای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شده اند، آینده ای که در آن شما و همسایگانتان و جهان در بعد وسیع ترمی توانیم همهدر صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم.

من می دانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سالیانی پیش به وسیلۀ سعدی نگاشته شده به خاطر آوریم:

بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکیم به ما یاد آوری می کند. یکبار دیگر به این روح متعالی توسل جسته و نوید آغازی دوباره را بجوییم.

سپاسگزارم. عید شما مبارک"

این هم لینک ویدیوی پیام اوباما در یوتیوب با زیرنویس انگلیسی و این یکی هم در سایت کاخ سفید با زیر نویس فارسی.

نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام اسفند 1387 توسط مهندس ارنست |
به نقل از خبرگزاری درون استرالیا (به سوی استرالیای سابق) و سیدنی مورنینگ هرالد ایالت ویکتوریا بار دیگر با قدرت 4.6 ریشتر لرزید. با توجه به این که این زمین لرزه از نظر قدرتی با زمین لرزه 12 روز قبل یکی است، نمی شه گفت این پس لرزه بوده! 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط مهندس ارنست |

این موضوع شاید یکی از مهمترین دغدغه های دوستانی باشد که در شرف دریافت ویزا هستند و نمی دانند از کجا باید شروع بکنند. آیا باید جایی را رزرو کنند از ایران یا اینکه بیایند و ببینند اینجا چه پیش می آید؟ از قضای روزگار هم این قضیه چیزی است که من تجربه نکرده ام و به لطف دوستانی که اینجا بودند خیلی از مسایل بدو ورود به استرالیا رو نداشتم. به هر حال من از تجربه دوستان دیگر می نویسم، دوستانی که تجربه ای در این زمینه دارند لطفا ما رو از نظراتشون بی بهره نگذارند.

به نظر من قدم اول انتخاب منطقه یا Suburb است و جای موقتی که می خواهید بگیرید هم بهتر است توی همان منطقه باشد تا برای پیدا کردن خانه اذیت نشوید. اگر می خواهید بیایید اینجا را ببینید و بعد تصمیم بگیرید که توی چه منطقه ای زندگی کنید به نظر من لازم است که تجدید نظر بکنید. شما باید اول کار یک محل موقت برای اقامت داشته باشید و هر چه سریعتر به دنبال اجاره خانه باشید، فرصت زیادی ندارید، چشم به هم بزنید فریت تان هم رسیده و شما بهتر است قبل از آن جاگیر شده باشید.هزینه سفرهای داخل شهری حتی با وسایل نقلیه عمومی و حمل و نقل بار زیاد است و با توجه به اوضاع اقتصادی فعلی بهتر است از همان ابتدا مواظب جیب تان باشید. شما قبل از سفر مطمئنا باید بودجه ماهیانه تان مشخص باشد و باید بدانید ماهیانه چقدر می توانید برای اجاره منزل بپردازید. بر اساس آن یک سری مناطق از لیست تان حذف می شوند. پس بهتر است قبل از آمدن وب سایت های اجاره مسکن http://www.domain.com.au و http://www.realestate.com.au را خورده باشید.

از مناطق باقیمانده هم باید ببینید کجاها احتمال زیادی دارد که با سلیقه و پارامترهای مورد نظر شما جور در بیاد. در خصوص سلیقه می توانید از الگوریتم مسیریابی مورچه ها استفاده کنید. مورچه ها مسیری را می روند که تعداد بیشتری مورچه قبلا ازش رد شده باشد و به این ترتیب احتمال اینکه به غذا برسند بیشتر است. شما هم می توانید محل هایی که ایرانی های هم تیپ شما ساکن هستند رو شناسایی کنید. مسایل دیگری نظیر فاصله زمانی تا محل کار احتمالی (شهر) و دسترسی به وسایل نقلیه عمومی خصوصا قطار شهری در انتخاب شما ممکن است تاثیر بگذارند. برای این مورد می توانید از سایت http://www.131500.info (برای سیدنی) کمک بگیرید. همچنین نزدیکی به مرکز آموزش زبان مهاجران بزرگسال (AMES) یا TAFE خصوصا برای دوستان متاهل که همسرشان نیاز به آموزش زبان دارند مهم خواهد بود. نزدیکی به مراکز خرید، امکانات رفاهی و شکل ظاهری محله ها و ... نیز از پارامترهای احتمالی دیگر هستند. در این خصوص Google Map و امکان Street View هم می تواند برای نزدیک کردن تصورات شما به واقعیت کمک کند.

برگردیم سر بحث اصلی مان یعنی رزرو یک جای موقت برای بدو ورود، به نظر من اگر بتوانید از ایران رزرو کنید اینجا وقتی رسیدید می دانید کجا بروید و یک تاکسی از فرودگاه می گیرید شما را مستقیم ببرد به آنجا. اینکه کارت اعتباری از کجا پیدا کنید، یک شرکت هایی هستند که از این جور خدمات ارائه می کنند ولی من نمی توانم اینجا معرفی کنید چون بیشترشان بعد یک مدت کلاهبردار از آب در می آیند. حالا اگر به هر حال امکان رزرو از ایران داشتید اولا همانطور که گفتم در همان منطقه ای بگیرید که می خواهید دنبال خانه بگردید. همچنین هتل آپارتمان بهتر از هتل خواهد بود چون مجبور نخواهید بود هر روز بیرون غذا بخورید و به دلیل تفاوت ذائقه در ابتدا یک قسمت ذهنتان هم درگیر این قضیه باشد و مجبور باشید خودتان را ببندید به مکدونالد! از سایت http://www.stayz.com.au و سایت های دیگری که دوستان در قسمت نظرات معرفی خواهند کرد می توانید جایی برای اقامت اولیه رزرو کنید. جاهایی که Review  های مثبت تری دارد بالطبع بهترند.

پی نوشت: حدود شش ماه از نوشتن این پست می گذرد و در این مدت به فکر راه حلی بودم برای دوستانی که اینجا کسی رو ندارند و در حال عزیمت هستند. با تعدادی از دوستان تصمیم به ارائه خدمات برای مهاجرین نمودیم. این خدمات تحت عنوان خدمات گرین آیلند بوده و یکی از مسائلی که برایش راه حل داریم رزرو محل اقامت موقت هست. محل های ممکن رو ما در سیدنی و همکارانمون در شهر های دیگه بازدید و تایید می کنیم و بسته به نیاز و بودجه هر شخص جای مناسبی رو معرفی و در صورت تمایل ایشان رزرو می کنیم. خدمات دیگر رو می تونید از این لینک دنبال کنید. هدف کاهش هزینه مهاجرین و افزایش اطمینان خاطر هست. امیدوارم بتونیم به این هدفمون برسیم.

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط مهندس ارنست |

این موضوعی است که دوست داشتم در موردش بنویسم چون خیلی از دوستانی که در ابتدای راه هستند این سئوال براشون وجود داره که قدم اول برای مهاجرت به استرالیا چیه؟ باید بروند سفارت؟ اصلا مراحلش چطوریه و الی آخر، یک توضیح مختصر می تونه این دوستان رو راه بیندازه که بتونند از طریق سایت رسمی اداره مهاجرت استرالیا اطلاعات لازم رو کسب کنند ولی نداشتن اطلاعات کلی اولیه، بازار وکیل های مهاجرت رو داغ می کنه. ولی به خاطر اینکه قوانین از زمان اقدام ما تغییر کرده من ترجیح دادم که فقط در مورد تجربه های خودم پس از ورود به استرالیا صحبت کنم که بتونه دید مناسبی از فضای اینجا و مسایل خاص خودش ارائه بده.

خوشبختانه یکی از دوستان که اخیرا ویزاشون رو دریافت کرده اند و دو سه ماه دیگه به سیدنی مشرف می شوند وبلاگ پشت دریا ها رو راه انداخته و از همون ب بسم الله شروع به نوشتن کرده اند. با توجه به اینکه سبک اطلاع رسانی ایشون مهندس ارنستیه، خوندن وبلاگ پشت دریاها رو به دوستانی که در ابتدای راه هستند توصیه می کنم. 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم اسفند 1387 توسط مهندس ارنست |
Blog Skin