تبليغاتX
خانواده مهندس ارنست - مهاجرت به استرالیا - ایرانی های استرالیا

خانواده مهندس ارنست - مهاجرت به استرالیا

تجربه های مهاجرت به استرالیا

سوپرماركت نیاوران در هورنزبی - Niavaran Supermarket in Hornsby

بعد از سالها انتظار يك سوپرماركت ايراني به اسم نياوران در منطقه هورنزبي افتتاح شد. (این هم صفحه فیس بوکش) اينجا يك سوپرماركت افغاني داشتيم كه خيلي نامرتب بود و خيلي رغبت نمي كرديم از اونجا خريد كنيم. معمولا اگه آخر هفته اي گذرمون به قصابي سمت هريس پارك يا بلكام هيلز مي افتاد از سوپر افغاني نزديك قصابي خريد مي كرديم كه اتفاقا هر دو اونها هم مديريتش يكيه. هم تميز و مرتب و هم خوش برخورد هستش . همچين با شوخي و خنده آدم رو راه مي اندازه و با پیشنهاد جنس های مختلف ترغیب می کنه که این رو هم بخر اسپشیال هسته! (به فتح ه و ت) كه وقتي بيرون مياييد مي بينيد كلي خريد كرديد كه اصلا تو برنامه تون هم نبوده، روحتون هم شاد شده. خلاصه ديگه يه طوري شده بود كه قصابي رو به خاطر سوپرماركت مي رفتيم.

چند وقت پيش گفتم يه سر برم اين سوپرماركت جديد نياوران برنج و قند و اين جور چيز ها بگيرم. داشت مي بست من هم بي خيال شدم رفتم يك سوپرماركت هندي پيدا كردم برنج رو خريدم. پریروز رفتم سوپرماركت نياوران براي اولين بار. انصافا خيلي تر و تميز و مرتب بود. كسي توش نبود، به فروشنده سلام دادم و اون هم گفت سلام بفرماييد و سرش انداخت به كار خودش. وسايلي كه مي خواستم رو برداشتم و برنج هم مي خواستم ولي ديدم چهار دلار گرانتر از هنديه داره ميده. موقع حساب كردن گفتم كه برنج هم مي خواستم ولي برنجت گرونه. من از هنديه اينقدر خريدم. برگشت گفت بريد از همون هنديه بگيريد! همينطوري خشكم زد و پشيمون شدم از همه چيزهاي ديگه اي كه خريده بودم! نتونستم بگم با اين رفتارت من ديگه اينجا نميام شايد مي گفت خوب نيا! بعدش خواست درست کنه گفت اون هندیه بقیه جنس هاش رو گرون می ده! من اصلا بهش نگفته بودم از کدوم هندیه خریده ام!!!

راستش قصدم ضد تبليغ نيست لیکن احساس کردم این تنها راه دادن فیدبک ناخواسته است! همون طور كه گفتم مغازه شيك و تر و تميز و مرتبي هستش و جنسش هم جوره، ولي از نظر رفتارشون با مشتری از دوستان هم تعريف بهتري نشنيده بودم. كسي كه ميره مغازه ايراني اولا دوست داره مغازه دار باهاش صحبت كنه، صم بكم نشينه اونجا. دوستاني كه قبلا از اينجا خريد كرده بودند مي گفتند كه از اين نظر راضي نبودند. یعنی احساس می کردند به اندازه کافی تحویل گرفته نشده اند. مشتری دوست داره احساس کنه وارد خاک وطنش شده، وقتي افغانيه مي گه این جنس رو اینقدر ارزونتر حساب می کنم چون همزبون هستید، بالاخره انتظار بیشتری از یک هموطن میره! خلاصه اینکه اگر با این دوستان رفیق هستید لطفا بهشون بگید که نزدیکی به محل زندگی ایرانیها لازم هست ولی کافی نیست. اگه به همین رفتارتون ادامه بدهید فقط مشتریهای بار اول از همه جا بی خبر رو جذب خواهید کرد و ملت بعد یک بار خرید دیگه میروند و پشت سرشون رو هم نگاه نمی کنند و شما هم در نهایت اعتقاد پیدا خواهید کرد که با ایرانیها نمی شه کار کرد! ایرانیها هموطن خودشون رو حمایت نمی کنند و ...، بدون اینکه یک نگاهی به استراتژیهاتون در نگهداری مشتری بکنید.

پی نوشت 1: همین سوپرمارکت نیاوران توی روزنامه ایرانی تبلیغ کرده و گفته که 99 دلار خرج کنید یک بسته زعفران نیم گرمی مجانی می دهد. خوب پسر خوب من که چهل دلار جنس داشتم می خریدم، چهل دلار هم که قیمت برنج بود، نمی تونستی بگی بیست دلار دیگه خرج کن یک زعفران هم بهت می دم!؟ 

پی نوشت 2: لطفا تجربه تون رو از خرید در اینجا به اشتراک بگذارید! شاید من زود قضاوت کرده باشم.

پی نوشت 3: یک رفتار خوب هم ازشون بگم. یک ماه بعد این پست, خانمم برای خرید به این سوپرمارکت رفته بود، به خاطر اینکه بچه بغلش بوده فروشنده پیشنهاد کمک برای بردن وسایل تا ماشین رو داده بود که جای تقدیر داره.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 15:52  توسط مهندس ارنست  | 

روابط ایرانیان استرالیا / سیدنی

راستش تعمیم دادن بدون سند و مدرک رو منطقی نمی دونم ولی بر اساس آنچه که در سایر وبلاگها خوانده ام شاید بشه حتی به ایرانیهای خارج نشین هم تعمیم داد. به هر حال عنوان شاید خیلی مهم نباشه و من هم روش تاکید ندارم.

با توجه به گسترش مهاجرت ایرانی ها از طریق ویزای مهارتی به نظر می رسد بیشتر این افراد بتوانند به راحتی باهم ارتباط برقرار نمایند چون در یک محدوده سنی هستند، عمدتا از قشر متوسط جامعه هستند، از نظر مالی هم در سطح متوسط بوده و خیلی هنر کرده باشند یک آپارتمان در ایران دارند و از نظر سطح تحصیلات تقریبا یکسان و عمدتا در رشته های مهندسی هستند ولی متاسفانه باید گفت که این موارد اگرچه در روزهای اول برای برقراری ارتباط کمک می کند آفت های زیادی وجود دارند که مانع ادامه این روابط می شوند و در موارد متعددی بصورت مستقیم یا غیر مستقیم شاهد از هم پاشیدن روابط بوده ایم. در این پست من سعی دارم این آفت ها رو از دیدگاه خودم بررسی کنم و امیدوارم که این افرادی که به نوعی برگزیدگان جامعه ما هستند بتوانند با توجه ویژه به این آفت ها از اتفاقات و برخورد های ناخوشایند جلوگیری نمایند:

1. ایرانی بودن به عنوان نقطه مشترک ارتباط

آدمها نیاز به صحبت کردن دارند، وقتی قدم به خاک غربت می گذارید و نمی توانید به صورت موثر با ناهمزبانان ارتباط برقرار کنید دیدن یک هموطن کلی روحیه بهتون می ده، و همینه که هر کسی رو که می بینید قیافه اش به ایرانی می خوره، سریع باهاش ارتباط برقرار می کنید و خیلی سریع هم این رابطه رو عمیقش می کنید. دعوت برای شام و ناهار و دعوت متقابل و دور هم جمع شدن ها در پارک و ... . در ماه های اول خیلی خوبه، به مدد وجود هموطنان احساس دلتنگی زیادی هم ندارید و همه چی آرومه! که کم کم متوجه می شوید که اخلاق و رفتارتان همدیگر رو اذیت می کنه، راه پس و پیش هم ندارید، ظاهر رو نگه می دارید ولی در باطن نمی تونید تحمل کنید و یک جایی مشکل می زنه بیرون و رابطه به هم می خوره.

دلیل اصلی ناموفق بودن ارتباط اینه که نقطه مشترکی غیر از ایرانی بودن ندارید، اگر تو ایران بودید ارتباط با چنین کسانی رو در حد سلام و علیک نگه می داشتید و وارد جمع خانوادگی تون نمی کردید. 

2. دخالت در کار دیگران و عدم رعایت فاصله مجاز

انسانها بدلیل ضعف های خود از صمیمیت می ترسند، شما به هر کسی اجازه نمی دهید بیشتر از حدی که برایش قائل شده اید جلو بیاید و به ضعف های شما پی ببرد. متاسفانه ما ایرانی ها در مقایسه با غربی ها خیلی کار به کار همدیگه داریم، خیلی دوست داریم سر از کار دیگران در بیاریم و یک جاهایی بیشتر از حد مجاز جلو می ریم. کسانی که مهاجرت کرده اند هم یکی از دلیل هاشون اینه که از احساس خفقانی که در ایران داشتند خلاصی پیدا کنند. اینجا با این رفتارهایی که ماها می کنیم احساس می کنند که دارند پاییده می شوند. خوب یک جایی می زنند زیر همه چی و از خیر این ارتباط می گذرند. نمونه خیلی بارز این مشکل در بحث لباس پوشیدن خانم ها پیش می آید، برای یک خانمی که از ایران اومده و در انتخاب لباس های راحت تر تکلیفش با خودش هم مشخص نیست تحمل بار سنگین نگاه ها و بعضا طعنه های هموطنان کار آسانی نیست. 

3. غیبت و تمسخر دیگران

نیازی به توضیح بیشتر نیست، یک تفریح ناسالم است که متاسفانه دوستان این ویژگی ناخوب رو نیز به همراه خود میارند این ور دنیا. نمی گم غیر ایرانی ها این کار رو نمی کنند، حداقل به خاطر دیدگاهی که همینطوری بین ایرانیها رایج است احساس بر این است که غیر ایرانی ها کمتر از این کارها می کنند. در ارتباط با غیر ایرانی ها حداقل در ظاهر شما متوجه چنین مسئله ناخوشایندی نمی شوید، نمی دونم شاید بعدا زبان انگلیسی مان خوب شه بفهمیم که همون قضیه اینجا هم هست. به هر حال فرقی در اصل مسئله نمی کند و آن اینست که غیبت و حرف زدن پشت سر دیگران از آفت های اصلی ارتباط بین ایرانیهای مهاجر است و خیلی ها هم به همین دلیل از هموطنان خود گریزانند.

4. سوء ظن به دیگران

حرف کوچکی که به یکی زده اید از یکی دیگه می شنوید و اطمینان حاصل می کنید که اونها در اوقات فراغتشون در مورد شما حرف می زنند! این قضیه به همراه یک مقدار تخیل امان از شما می برد و کم کم رابطه ای که قرار بود جایگزین دوری از وطن باشد تبدیل به یک واقعیت عذاب آور می شود.

5. کلاس

یک بیماری بسیار شایع در بین ایرانیان مهاجر سندرم کلاس است. این بیماری بسیار مسری است و به محض اینکه یکی شروع می کنه به کلاس گذاشتن بقیه افراد نیز (نه همه) شروع می کنند. این بیماری با زگیل نیز رابطه مستقیم دارد و بعضی ها با دیدن کلاس گذاشتن دیگران زگیل در می آورند. علائم زیر نشان دهنده ابتلا به سندرم کلاس می باشد:

الف - استفاده زیاد از کلمات انگلیسی در هنگام تکلم به زبان فارسی

بعضی ها از هواپیما پیاده نشده زبان انگلیسی شون شکوفا می شه، Ticket ترن می خرند، یک کاری انجام دادند نشد یک بار دیگه Try می کنند و خونه Rent  می کنند و سوار Lift می شوند و ... . مرحله پیشرفته ترش That's it و جمله های کوتاه است. مرحله حادش هم اینه که می فرماید با خودم گفتم Oh my god. that's gonna kill us یعنی این که ما با خودمون هم انگلیسی فکر می کنیم. البته وقتی می بینید طرف چه زوری می زنه تا یک جمله انگلیسی جور کنه می فهمید که چنین چیزی واقعیت نداره و ایشان فقط دچار بیماری فوق الذکر هستند. این وسط حواستون به اونهایی که با شنیدن این حرف ها دارند زگیل در میارند هم باشه.

ب - فخر فروشی به خاطر ثروت

ما خونه مون جردن، نیاوران، فرمانیه ... بوده، کت و شلوار زیر میلیون نمی خریدیم. از این صحبت ها. شما هم تعجب می کنید که این صحبت ها توسط کسی که به طور مشخص در سطح اجتماعی متوسطی بوده مثل خودمان و بقیه دور و بریهایمان بوده است مطرح شود؟ اصلا شما وضعتون خوب بوده، که چی؟ جای افتخار داره؟ 

ج - غرب زدگی (برای استرالیا می شه شرق زدگی)

بعضی از مهاجرین عزیز نیز کلاس را در این می دانند که بگویند همه چیز ایران اخ بوده و همه چیز اینجا خوبه! می گویند ایران هم جا بود، خراب شه الهی! اون از وضع خیابونهاش، اون از وضع .... یکی نیست بهشون بگه بابا جان آخه چاله چوله های خیابان های سیدنی بیشتر از تهران نباشه کمتر نیست! حداقل یک مثال دیگه بزن. بعضی از دوستان نیز نقل و نباتشون اینه که هی بگند ایرانیها اینطوریند ایرانیها اون طوریند، یکی هم نیست که بهشون بگه ببخشید شما از کجا تشریف آورده اید؟ یا فقط استثنائش شما هستید. بیشتر کسانی که مهاجرت کرده اند هنوز یک حب وطنی در دل دارند، خوب این حرف ها رو می شنوند احساس می کنند دارید بهشون توهین می کنید دیگه!

د - به رسمیت نشناختن حضور یک نفر دیگر در جمع

یک حالت دیگر هم قضاوت در مورد دیگران در برخورد اول و به رسمیت نشناختن او در جمع است. ممکن است حتی خودتان بنده خدا رو دعوتش کرده باشید ولی یک طوری سر و سنگین باهاش برخورد کنید که طرف دیگه دور و بر شما پیداش نشه. البته این احساس ممکنه واقعی نباشه و شما ممکنه واقعا قصد ضایع کردن یا نادیده گرفتن ایشان را نداشته باشید. به هر حال رابطه پیچیده می شه. سری بعد هم طرف مقابل سر و سنگین می شه و ممکنه در نهایت رابطه از هم بپاشه.

این بیماری علائم دیگری نیز دارد که در این مقال نمی گنجد.

این پست خیلی طولانی شد، هدفم از مطرح کردن این قضیه این نبود که رو منبر رفته باشم و بگم ایرانیها اینطوریند! و من مستثنا هستم، اتفاقا معتقد هستم اگر شما یک مسئله ای رو در دیگران خوب تشخیص می دهید بدانید که شما خودتان به احتمال قوی همان مسئله را دارید. حتی اگر لحن صحبتم نشون نمی ده اینها رو من خودم هم نیز دارم.  به هر حال اینها آفت های ارتباط بین هموطنان مهاجر ما هستند و این موارد بر اساس تجربه خودم و دوستان می باشد. به نظرم توجه قدم اول برای اصلاح است. امیدوارم که فقط تونسته باشم توجهتون رو به این قضیه بسیار مهم جلب کرده باشم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 19:48  توسط مهندس ارنست  | 

ایرانیان استرالیا / سیدنی

طبق آمار سال 2006 تعداد ایرانیان (متولد ایران) مقیم استرالیا 22550 نفر و با در نظر گرفتن متولدین استرالیا و دورگه ها 23570 نفر بوده است که 50.6 درصد آنها ساکن سیدنی، 18.3 درصد ساکن ملبورن، 9.4 درصد ساکن پرث، 7.6 درصد ساکن آدلاید و 5.4 درصد ساکن بریزبین بوده اند. طبق همین آمار 32 درصد مسلمان، 25 درصد بهایی، 20 درصد مسیحی،  10 درصد بی دین و بقیه در ادیان دیگر بوده و یا اظهار ننموده اند. (مرجع اینجا و اینجا)

ایرانیهای استرالیا رو به دو بخش قدیمی و جدید می شه تقسیم بندی کرد. قدیمی تر ها عمدتا از طریق پناهندگی مهاجرت نموده اند. بر اساس آمار سال 2007-2008 تعداد 302 نفر ایرانی ویزای بشردوستانه (پناهندگی) گرفته اند(مرجع). همچنان که از ادیان ایرانیهای مقیم استرالیا بر می آید یک چهارم ایرانیهای استرالیا را هموطنان بهایی مان تشکیل می دهند و تا جاییکه من اطلاع دارم بهایی ها در مقایسه با سایر جمع ها (کامیونیتی های) ایرانیها اتحاد بهتری باهم دارند. بهایی ها در سیدنی یک معبد بسیار بزرگ دارند که در  Mona Vale Road قرار دارد. (لینک)

یک سری از قدیمیها نیز با پناهندگی های سیاسی به استرالیا مهاجرت نموده اند که بر اساس شنیده ها عمدتا کردها هستند. بعضی از این هموطنان هنوز هم فعالیت سیاسی انجام می دهند و حتی نسبت به برقراری کنسولگری ایران در سیدنی و حتی برنامه هایی که توسط سفارت ایران در استرالیا مخالف و بدبین هستند و معتقدند سفارت ایران کار جاسوسی انجام می دهد. (اینجا رو ببینید) شاید هم واقعا هست! (اینجا رو ببینید). قرار نبود بحث سیاسی کنیم، علاقه ای هم نداریم. ایرانیهای قدیمی تر در سیدنی عمدتا در مناطق پاراماتا و اوبرن ساکن هستند. اوبرن جو خاورمیانه ای دارد و عرب و ترک زیاد دارد و خانم های محجبه به وفور در این منطقه دیده می شوند. بیشتر رستوران ها و فروشگاه های ایرانی نیز در این منطقه هستند. 

ایرانیهای جدیدتر که عمدتا از طریق ویزای مهارتی (Skilled) و ویزای دانشجویی وارد استرالیا می شوند. تعدادی نیز در سالهای گذشته با ویزای Working Holiday آمده و اینجا ماندگار شده اند. بنابراین عمده مهاجران ایرانی جدیدتر را قشر جوان تشکیل می دهند. بر اساس آمار سال 2008-2009 تعداد 1400 نفر مهاجر ایرانی ویزای مهارتی دریافت نموده اند (مرجع). این قشر از مهاجرین ایرانی به نسبت شرایط بهتری داشته و پس از مشغول شدن در کار مورد نظر خود زندگی نسبتا آرامی را تجربه می نمایند. عمدتا به دلیل تفاوت سطح تحصیلات و دیدگاه ها و سن با مهاجرین قدیمی تر رابطه زیادی برقرار نمی کنند و در مناطق متفاوتی نیز زندگی می کنند. در سیدنی مناطق Hornsby و Ryde پذیرای تعداد زیادی از مهاجرین جدید ایرانی است. 

پست بعدی در خصوص رابطه متقابل مهاجران ایرانی جدید خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 23:23  توسط مهندس ارنست  | 

تماشای آنلاین تلویزیون دولتی ایران و شبکه های ماهواره ای از طریق اینترنت

در حالیکه هموطنانمون در ایران از دست صدا و سیمای جمهوری اسلامی به تنگ آمده اند و حال و حوصله اطلاع رسانی یک طرفه شبکه های تلویزیونی دولتی ایران را ندارند، برای کسانی که در خارج از کشور هستند هر وسیله ای برای اطلاع از وضعیت و فضای موجود در ایران غنیمت است. سایت کانال 1 را می توانید برای دیدن کلیه شبکه های دولتی ایران و شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و نیز بسیاری از شبکه های ماهواره ای غیر فارسی زبان استفاده کنید. شاید با این امکان یک مقدار از فضای بیش از اندازه مثبت بالاترین و فیس بوک خنثی شده و دید منطقی تری به مسایل جاری در ایران پیدا کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 0:47  توسط مهندس ارنست  | 

هموطن های بچه محل ما!

مراکز خرید اینجا تا ساعت 5 بازه، فقط روزهای پنج شنبه تا ساعت 9 هست که بهش میگن Long Shopping یا Late night shopping، همچین هم Long نیستش البته، ما هم که عادت کرده بودیم تو ایران تا دیروقت توی مراکز خرید بچرخیم این لحظات رو از دست نمی دهیم. ظاهراً سایر ایرانی ها هم اینطوری هستند چون توی مرکز خرید Westfield واقع در Hornsby، پنج شنبه عصر راه به راه هموطن می بینیم و مشعوف می شویم. 

هموطن هایی که توی همین مرکز خرید کار می کنند هم کم نیستند، توی Coles سه تا پسر و یک دختر ایرانی کار می کنند، توی بانک ANZ یک خانم ایرانی هست، ... این منطقه داره ایرانی هاش زیاد می شه، خصوصاً ایرانی های هم سطح خودمان. ایرانی های اینجا بر دو نوعند، یک سری اونهایی که بیست سی ساله اینجا هستند و بیشتر از طریق پناهندگی و یا قاچاقی آمده اند، بیشتر هم Parramatta , Auburn و Black Town ساکن هستند، یک سری هم نسل جدید هستند که معمولاً تحصیل کرده و بیشتر IT کارند. این ور ها بیشتر نسل جدیدی ها رو می بینیم. یک سازمان همیاری دیگه برای این نسل جدیدیها لازمه.  
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 23:9  توسط مهندس ارنست  |